زنان در خانه اشتغال محله ناصر خسرو

ترانه بنی یعقوب

“صبح ها با باز کردن چشمانم خوشحالم که می خواهم جایی بروم که پر ازشادی و دردل است .جائی پر از آدم هایی مثل خودم.»

این حرف های معصومه ۴۲ ساله است. او به عنوان یکی از زنان سرپرست خانوار در خانه اشتغال ناصرخسرو خیاطی می کند و به قول خودش به خاطر حمایت اجتماعی زنان آسیب دیده مثل خود به این جا می آید.

خانه اشتغال محله ناصرخسرو در یکی از کوچه های تنگ و باریک بازار این منطقه واقع شده است . خیاطی و صنایع دستی مهم ترین فعالیت زنان اینجاست. زنانی که بیشترشان یا سرپرست خانواریا بد سرپرست اند و شرایط مناسبی ندارند .

آن ها خیاطی می کنند و بازارفروش شان را از طریق شبکه حمایتی تعاونی های تولیدی زنان خانه محله ناصر خسرو که متعلق به شهرداری منطقه ۱۲تهران است می یابند. قبل از ایجاد این شبکه حمایتی، زنان خودشان با رفتن به بازار با بازاریان و مشتریان ارتباط برقرار می کردند.

خانه اشتغال زنان محله ناصرخسرو درواقع یکی از ساختمان های قدیمی منطقه ۱۲ است و حدود ۶۰ زن بدسرپرست، خود سرپرست و سرپرست خانوار به آن می آیند و فعالیت اقتصادی می کنند..

حیاط خانه کوچک و مربع شکل است و حوض کوچک آبی رنگی در قسمت میانی آن دیده می شود اتاق های این بنای قدیمی هر کدام تعدادی زن و دختر را در خود جای داده اند زنانی که تلاش می کنند خانواده ای با رفاه بیشتر را بسازند . سمت راست ساختمان اتاقی است که ۱۳ دختر دانشجوی جوان را در خود جای داده است . دخترانی که ماکتهای رنگ مو را مونتاژ می کنند و کمی از هزینه های تحصیلشان را تامین می کنند دختری رشته حقوق می خواند و دیگری هتلداری خوشحالند که در تامین هزینه های تحصیلشان کمک خانواده ها یشان هستند .

آذر ستاری مسئول کار افرینی منطقه دوازده می گوید :”اینجا منطقه ای بسیار محروم است و به خاطر این محرومیت شهرداری این خانه را در اختیار زنان قرار داده و امکاناتی هم برای کار راحت زنان فراهم کرده است .”

سالن ورزش کوچک و خانه اسباب بازی از جمله امکاناتی است که او به انها اشاره می کند . مهد کودک کوچک از کودکان این زنان نگهداری می کند تا انها به راحتی بتوانند به کارشان برسند . کتابخانه کوچک این مجموعه حالا کارکرد دیگری هم به جز امانت دادن کتاب به این زنان یافته است .۱۲کودک افغانی که مدارس ایرانی از ثبت نام شان خودداری می کنند در اینجا درس می خوانند .روزی ۳ ساعت آموزش به این کودکان خندان انها را به زندگی امیدوار کرده است .زکیه که مانتوی ابی رنگ و مقنعه سفید رنگی به تن دارد با خنده ای که یک لحظه ازلبانش دور نمی شود از مدرسه اش با ذوق و شوق تعریف می کند .

در یکی از اتاق های طبقه دوم این بنای قدیمی چرخ های خیاطی زیادی دیده می شود چرخ هایی که پشت هر یک زنی نشسته است .زنانی که برای تامین چرخ زندگی شان به این چرخ ها چشم دوخته اند .مانتوهای دوخته شده سیاه رنگ ؛ لباسهای رنگارنگ نوزادی و قاب دستمالهای آشپزخانه در هر سوئی دیده می شوند .

معصومه یکی از زنانی است که در اینجا خیاطی می کند . همین جا آموزش خیاطی دیده است و دستهایش کم کم با چرخ و برشهای هنرمندانه آشنا شده اند . به قول خودش به خاطر فعالیت های اجتماعی و حمایت از هم محله ای هایش به این جا می آید. او می گوید: «صبح ها با باز کردن چشمانم خوشحالم که می خواهم جایی بروم که پر از شادی و پر از درددل است و پر از آدم هائی مثل خودم..»

یکی از زنان ناصرخسرو نیز که بعد از مرگ شوهرش به خاطر شرایط بد اقتصادی شرایط نامناسبی داشته چند وقتی است که به اینجا آمده تا خیاطی یاد بگیرد با چشمان پرفروغ می گوید: «به محض این که خیاطی یاد گرفتم، در همین جا کاری خواهم یافت یا می توانم در یک تولیدی کاری دست و پا کنم و یابه سراغ بازار بروم و سفارش قبول کنم.» ستاری می گوید :”برای رفت و امد این زنان چندان سختگیری نمی کنیم و ضمن اینکه امکاناتی را برای نگهداری کودکان شان فراهم می کنیم اگر کار کافی را انجام دهند مزد کافی توسط کارفرما به آنها پرداخت می شود .تمام این کارها برای این است که این زنان در محیط کاراحساس ارامش کنند .

خانه محله ناصر خسرو تمهیدات دیگری را نیز برای این زنان اندیشیده است برگزاری دورهای بازاریابی و و کار افرینی و معرفی آنان به مناطق مختلف برای غرفه یابی عرضه محصولاتشان از این جمله است . ستاری مهمترین نیاز زنان منطقه ناصر خسرو را این گونه ارزیابی می کند :”این زنان بیشترشان مشکلات مالی دارند و از انجا که تحصیلات بالائی ندارند در یافتن کار موفق نیستند به همین خاطر زنان نیازمند شناخته می شوند و برای کار به خانه معرفی می شوند ”

مریم چند سالی هست که سرپرست خانواده اش شده است . وقتی هفت سال پیش شوهرش برای همیشه پاهایش را از دست داد .

با اندوه می گوید :”از هفت سال پیش که شوهرم زمین گیر شده هم بیرون از خانه کار می کنم هم درون خانه هم مادرم و هم پدر. تازه هزینه های درمان همسرم هم هست با این همه هر روز از اینکه کاری شرافتمندانه دارم خدا را شکر می کنم .”

معصومه هم که به دقت به حرفهای همکارش گوش می کند در ادامه حرفهای او می گوید :”بزرگترین مشکل زنان سرپرست خانوار ان است که در جامعه به انها به چشم دیگری نگاه می کنند و این مشکل و نگاههای سنگین مردم دوندگی ها و سختی ها را برای مان دو چندان می کند “.

رزقیان مدیر خانه محله ناصر خسرو توضیح بیشتری می دهد :”ده سال پیش خانه ناصر خسرو بیشتر یک فرهنگسرا بود اما با رویکرد ایجاد کار برای زنان سرپرست خانوار کارگاه تولیدی راه انداختیم .محصولات تولیدی این زنان را روزهای جمعه در پارکینگ طبقاتی پروانه عرضه می کنیم چون این زنان خود قادر به عرضه محصولاتشان نیستند .

او منطقه ناصر خسرو را منطقه ای پر از مشکل می داند :”بخش آسیبهای اجتماعی منطقه زنان نیازمند به کار را چهره به چهره و منزل به منزل شناسائی می کند . بسیاری از زنان بی سر پرست یا بد سرپرست اند یا شوهران شان فراری اند. برای برخی از انها هم که قادر به کار در بیرون منزل نیستند امکان کار در خانه را فراهم می کنیم .”

سوری خانم دختر ۳۵ ساله ای که با پدر و مادرش زندگی می کند یکی از این زنان است که چرخ خیاطی اش داخل خانه اش برپا شده است. خانه شان نزدیک به خانه محله ناصر خسرو در کوچه ای تنگ و باریک قرار دارد به دیدارش می روم . اتاق کوچکش در نیم طبقه خانه کوچکشان به قول خودش حالا تبدیل به دفتر کارش شده است. سوری با شوق و ذوق هر روز و شب با چرخ خیاطی اش لباس می دوزد و زندگی اش را در کنار پدر و مادر پیرش می گذراند . اتاق سردش به زودی با بخاری که از سوی خانه محله ناصر خسرو دریافت می کند گرم خواهد شد .

آنها زنانی پر کارند که در تلاش برای یافتن سرمایه های اجتماعی و مالی اند و خانه ناصر خسرو اکنون تنها مکان امن شان محسوب میشود .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.