زنان تلویزیونی آیا نمایی از این جامعه اند؟لیلا موری

زنان ایران – لیلا موری

leila@womeniniran.org

ظرف چند سال گذشته انتقادات زیادی از سوی فعالان زنان درباره نحوه نشان دادن زنان در سیما به این رسانه ملی! شده است ولی چیزی که ما هنوز شاهد آن هستیم پی گیری همان سیاستهای پیشین توسط مسئولان صدا و سیما درباره چگونگی حضور زنان در تلویزیون است.

نگاهی به سریالهای مختلفی و حتی پیامهای بازرگانی که در سیما به نمایش گذاشته شده اند خود تآییدی است بر این مدعا. در بیشتر این اگهی ها و فیلمها مرتبا به نقشهای سنتی زن اشاره می شود و طوری چهره و نقش زنان را نمایش می دهند که گویی همین است و غیر از این نمی تواند باشد.

در یکی از آگهی ها نشان می دهد همه اهل خانه با هم وارد می شوند مرد خانه بلافاصله به دلیل اینکه نزدیک زمان اذان است برای گرفتن وضو به سمت دستشویی می رود و خانم خانه بلافاصله به آشپزخانه برای آماده کردن افطاری و در پایان اقای خانه بالای میز نشسته و خانم تا آخرین لحظه مشغول آماده کردن غذای افطاری است. اولا آقای خانه بلافاصله بعد از ورود به کارهای شخصی خود می پردازد و با توجه به بار ارزشی نماز، به عمل مرد خانه بار ارزشی نیز داده می شود ولی زن خانه پس از ورود بلافاصله به آشپزخانه فرستاده می شود و پس از ارایه خدمت به همه اهل خانه آخرین نفری است که بر سفره می نشیند.

در آگهی دیگری آقای خانه ظرفها را بو می کشد با حالتی عدم رضایت سری تکان می دهد و در مقابل، زن گردن شکسته ای وجود دارد، که با حالتی از شرمندگی سرش را پایین انداخته، برای اینکه ظرفها به خوبی شسته نشده اند. در همه این آگهی ها زنان در حال ظرف شستن و غذا پختن هستند و آقای خانه در حال خوردن و لذت بردن و جالب اینجاست که در همه حال بقیه اهل خانه از این خدمات بهره مند می شوند و در صحنه ای دیده نمی شود حتا مثلا زن از دستپخت خود چیزی را بچشد.

نگاهی به سریالهای تلویزیونی در ماه رمضان نیزخالی از لطف! نیست. کلیشه های تکراری و نقشهای همیشگی زنان خود نمایی می کنند. زنهای سنتی خوب که به حرف شوهرانشان هستند و کارهای خانه را به خوبی انجام می دهند.

موضوع جالبی که در سریالهای مختلف توجه را جلب می کند تکرار جمله هایی از این دست است: ” زنمه، اختیارشو دارم” و ” دخترمه تا وقتی اینجاست اختیارش با منه بعدش با شوهرشه” .

شنیدن بیش از اندازه این جملات آدم را به فکر می اندازد که تهیه کننده و یا کارگردان چه اصراری بر روی این جملات دارد. هدفش چیست؟ چرا در هر قسمت از سریال می خواهد آن را به نوعی نشان دهد. در یک بخش شوهر از زن می پرسد چرا بدون اجازه من فلان کار را کردی؟ در بخش دیگر زن سین جیم می شود که بدون اجازه شوهر کجا رفته بود. در قسمت دیگری آقا غیرتی می شود و زن را مؤاخذه می کند که چرا جلو مرد غریبه خندیده است و…. در همه این نمونه ها تأ کید کارگردان بر نقش رییس بودن مرد در خانواده بسیار پر رنگ است.

در این سریالها خانواده های سنتی که این سلسله مراتب را رعایت می کنند خانواده هایی شریف و ایده آل محسوب می شوند و کسانی که سنتها را رعایت نمی کنند حتما ریگی به کفش دارند و در فساد غوطه می خورند. دختر های خجالتی و بیعرضه نیز در این سریالها کم نیستند. زنی در این سریالها وجود ندارد که نقش اصلی را بازی کند. همه به نوعی نقش مکمل هستند. مردها همه تصمیمات را می گیرند و زنها خوب و فداکار دعا می کنند خدا این سایه را از سر شان کم نکند.

لباسی که زنها در این سریالها می پوشند که خود می تواند سوژه جالبی باشد. پیراهن ها و دامن های فوق العاده بلند و بی نهایت گشاد و روسریهایی که همانند چادر هستند. زشت ترین لباسها به تن زنان در این سریالها پوشانده می شوند. موضوع از رعایت مسائل مذهبی گذشته است و به نظر می رسد که اگر مسئولان می توانستند بدن زن را به طور کامل حذف و به نشان دادن قرص صورتشان اکتفا می کردند . آدم با دیدن زنان و لباسهایشان یاد مترسکهای مزارع که همیشه بدترین لباسها را به تن دارند می افتد.

به نظر می رسد داشتن سلیقه یکی از مواردی باشد که تهیه کنندگان سریالهای تلویزیونی به آن نیاز جدی دارند.

جدا از این حتا اگر نویسندگان، کارگردانان و تهیه کنندگان وتصمیم گیران این رسانه عریض و طویل اعتقادی هم به عدالت جنسیتی ندارند – که قاعدتا باید اینگونه باشد- دستکم تعادل جنسیتی را که می توانند رعایت کنند!

اگر از آنها انتظار فرهنگ سازی برای رشد زنان و دختران را هم نداشته باشیم، دستکم انچه نشان می دهند از واقعیتهای جامعه آنقدر دور نباشد که بسیاری از زنان بین خود و هنر پیشه روبرو تفاوتی از زمین تا آسمان بیابند!آنچه به نمایش در می آید، گاهی چنان دور از واقعیتهای جامعه است که بیش از اینکه بن مایه داستانی فیلم مورد توجه قرار گیرد، وجه مبالغه آمیز کنیزوار بودن زنان است که به شکل کاریکاتورواری از داستان بیرون می زند! بطوری که این فکر به ذهن بیننده می رسد که آیا این نوع نمادسازی کنیزگونه آیا به سفلرش نوشته و تولید شده یا اینکه نه، فرهنگ بادمجان دورقابچینی چنان در بین فیلمسازان تلویزیونی ما ریشه دوانده که بی دستور هم می دانند که خوشامد مدیرانی که قرار است درباره فیلمها و سریالهای تلویزیونی تصمیم بگیرند چیست!

وجه دیگر این ماجرا سکوت تسلیم وار بینندگانی است که از آنچه به خوردشان می رود نه تنها اظهار نارضایتی نمی کنند که با سکوت خود تصور رضایت را هم به ذهن متولیان این رسانه متبادر می سازند!

از شما می پرسم آیا این سکوت از سر رضاست یا ناچاری؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.