هلا زن، که هلاک افشاند به گیسوی زندگی
شعری از فرناز جعفرزادگان
کانون زنان ایرانی
این مویه بند نمی شود
بر مویی که رنگ ماتم گرفته
مویه مویه تا آرامستان
مویه مویه بر تار وحبل آتش وُ
آویزانِ بند وُ تار
که تاریک است رنگ بهشت از لابلای آزادی
هلا خون که از گوشه ی چشمهامان ریخته
هلا زن ، که هلاک افشاند به گیسوی زندگی
هلا مرگ
که در تن ها به دنبال زندگی می گردد
هلا خیابان که در صورت های بسیاری جا ماند
با خون های بسیارانی رقصید
که از آغاز خیابان بود و چند پنجره …

