آیا افغانستانی‌ها از یارانه پنهان استفاده می‌کنند

اسما قائدی‌زاده

کانون زنان ایرانی

در هیاهوی انتقاد از حضور مهاجران در کشور، یکی از آمار جعلی و بی‌اساسی که مهاجرستیزان با ذکر اعداد و ارقام عجیب و عملا غیر ممکن، آن را به دستاویزی برای همراه کردن افکار عمومی تبدیل کرده‌اند، مقدار یارانه‌ی مصرفی توسط مهاجرین است.
خوب است به یاد بیاوریم که تا پیش از این مسائل، از همان زمانی که پرداخت یارانه‌ها نقدی شد و هزینه‌ی آب و برق و گاز و بنزین و نان بالا رفت، همه‌‌ی مردم معتقد بودند که هزینه‌ای که بعد از «حذف» یارانه‌های انرژی برای آن پرداخت می‌کنند بسیار بیشتر از یارانه‌ی نقدی‌ است که دریافت می‌کنند و در قیمت‌های جدید انرژی، هیچ یارانه‌ای نمی‌دیدند.‌ حالا این یارانه چرا آن‌قدر زیاد و ارزشمند شده که کمر اقتصاد مملکت دارد زیر بار مصرف کمتر از نیم صدم درصدی آن توسط افغانستانی‌ها می‌شکند؟
فارغ از مقدار یارانه و در مورد میزان بهره‌برداری مهاجرین افغانستانی از منابع انرژی؛ شما زندگی چند خانوار مهاجر را از نزدیک دیده‌اید؟ معدود مهاجرانی که در ایران مجاز به داشتن گواهینامه و داشتن خودروی شخصی اند و خانه‌ای دارند که زیرسقفش برق، مصرفی علاوه بر روشنایی و یک یخچال هم دارد، قطعاً سرمایه‌گذار و کارآفرین‌اند و بسیار بیشتر از این یارانه‌ای که تا پیش از این معتقد بودید به کل از قیمت انرژی حذف شده، به اقتصاد جامعه تزریق می‌کنند. (در جای مناسب‌تر که مجالش باشد از شغل‌ها و کسب‌وکارهای کوچک و متوسط تولیدی که توسط افغانستانی‌ها رونق گرفت و با اخراج بی‌قاعده‌ای که حکومت در پیش گرفته قطعاً آن بخش‌ها دچار رکود می‌شود، خواهم نوشت.)
اگر هم بخواهیم به قشر اکثریت مهاجر افغانستانی، یعنی قشر کارگر بپردازیم که نه خودرویی دارند برای مصرف یارانه‌ی بنزین، نه در خانه‌های فرسوده‌ای که سقفِ بالای سر آنهاست، نه لوله‌کشی گاز شهری وجود دارد، و نه وسایل رفاهی خانه و آشپزخانه در بساط دارند که نگران مصرف آب و برق‌شان باشید.
در مورد تحمیل هزینه‌های درمانی هم متعجبم از شنیدن ادعاهای گزاف. من ایرانی هستم، بیمه‌ی درمانی هم دارم، اما ماهیانه دست کم شش میلیون تومان برای خرید دارو هزینه می‌کنم، چون بیمه‌ی دولتی من، هزینه‌ی داروهای من را پوشش نمی‌دهد. یعنی شهروندان ایرانی شناسنامه‌دار هم، بدون داشتن یک بیمه‌ی تکمیلی عالی و گران‌قیمت، اغلب به خاطر هزینه‌ها مجبورند از ادامه‌ی روند درمان انصراف دهند، در شگفتم از ایرانیانی که دهه‌هاست با این معضل دست‌به‌گریبانند، اما این شایعات کودکانه را در مورد استفاده‌ی افغانستانی‌ها از «امکانات درمان رایگان کشور» باور می‌کنند! خوب است بدانید هزینه‌ی درمان اتباع خارجی در ایران چند برابر اتباع ایرانی‌ است و کسانی هم که بیمه یا تسهیلات درمانی خاصی دارند، مبلغی معادل دو برابر یک ایرانی برای بیمه شدن پرداخت می‌کنند و در صورت نداشتن بیمه، بسته به مورد، دو تا پنج برابر تعرفه‌ برای یک ایرانی را پرداخت می‌کنند. پول می‌دهند، خدمات می‌خرند که البته خیلی از این هزینه‌ها هم اجباری‌ست، بخشی از شرایط و هزینه‌های متعدد و زیادی که باید برای تمدید وضعیت اقامت پرداخت کنند.
با این حال می‌خواهم ادعای این پیج را بپذیرم، مبلغ ۴۴۷ هزار میلیارد تومان در سال.
طبق آمار رسمی دولت و بخش‌های مختلف مربوط، دولت ایران سالانه دست کم ۱۱۰ میلیارد دلار صرف یارانه‌ی ضمنی می‌کند، یعنی جدا از یارانه‌ی نقدی؛ میزان تفاوت قیمت انرژی و خدمات که در ایران ارائه می‌شود، با قیمت جهانی. اگر با تمام اوصافی که شد، این مبلغ ۴۴۷ هزار میلیارد تومان را هم بپذیریم، که -قطعاً کمتر از این‌هاست- یعنی سهم اتباع افغانستانی از یارانه‌های ضمنی ۰/۰۵۳ درصد است؛ پنجاه و سه هزارم درصد از مبلغی که تا پیش از راه افتادن این موج غیر انسانی، غیر اخلاقی، غیر عقلانی و صدالبته غیر قانونی، بسیاری از ایرانیان از اساس منکر وجود آن بودند که البته بخش زیادی از مهاجران که به شکل قانونی در ایران زندگی می‌کنند و برای هر قدمی که برمی‌دارند پول و عوارض پرداخت می‌کنند، در واقع با بخشی از عوارضی که پرداخت می‌‌کنند، سهم خود از این یارانه‌ی ضمنی را نیز پرداخت می‌کنند.

عکس: فردای اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.