همچون گناه بی‌هوای حوا

تقدیم به شرافت شریفه محمدی، روشنای وریشه مرادی و هستی شاعرانه‌ی پخشان عزیزی

شعری از: سپیده جدیری

کانون زنان ایرانی

او کیست، کیست که بر شواهد مرگ می‌افزاید؟

و زبانِ وریشه را از نور می‌بُرَد
تا بی‌زبان‌ترینِ زبان‌ها شود

شریفه را به روح شریفش قسم می‌دهد
که باید از روح شریفش دست بکشد
و صدای کارگران را ببُرَد
تا بی‌زبان‌ترینِ زبان‌ها شوند
و دردِ پخشان را دردناک‌تر کند
و پخش در سراسر هر زاویه‌ی محروم
و پخش در تبارِ هر عشقِ‌ بی نام

که بیهوده نیست و نخواهد بود

اما باید که تیشه بر ریشه
و بی‌زبان‌ترینِ زبان‌ها شود.

ما بی‌زبا‌ن‌ترینِ زبان‌ها
در درد می‌رسیم چون میوه‌های زنانه
دندان‌تان تیز و شکاف‌افکن اما
ما همچنان
همچون پلنگی مادر
مترصد عشق.

همچون تلی از خاکستر
مترصد آتش

همچون گناهِ بی‌هوای حوا
مترصد آزادی
مترصد نور
و سیب‌هایی که به بی‌زبان‌ترینِ زبان‌ها
روح تکلم می‌دهند.

اشاره: وریشه به معنای درخشش و برق است و گاهی برای توصیف چیزی که نورانی و درخشان است به کار می‌رود. شریفه به معنای دارای شرف و افتخار، و پخشان به معنای شعر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.