دلارام علی :افتخارمی کنم هزینه راهی را که انتخاب کرده ام بپردازم
سایت ادوارنیوز با دلارام علی ، فعال حقوق زنان و دانشجو که به خاطر شرکت در تجمع ۲۲ خرداد به حبس و شلاق محکوم شده است گفتگویی انجام داده است که می خوانید:
– اکنون تو فقط برای شرکت در تجمع زنان در میدان هفت تیر و فعالیتهایت در راستای پیگیری مطالبات جنبش زنان مساویطلب ایرانی در راه زندان هستی و بدون شک تحمل دو سال و ۱۰ ماه حبس برای دانشجویی که اهداف بلندی در سر دارد سخت است.آیا واقعا به نتیجه این تلاشها و مبارزات امیدوار هستی؟ – به نظر من هر چه زمان میگذرد تمامی جنبشها اجتماعی ایران به ویژه جنبش زنان گامی به جلو بر میدارند. به این معنا که اعضای آنها یاد میگیرند که چگونه مطالبات خود را ساماندهی و پیگیری کنند. هر روزی که میگذرد ما میتوانیم شیوه جدیدتری را برای رسیدن به هدف و مطالبات خویش بیابیم، چرا که هرچه فضای اجتماعی سیاسی جامعه تنگتر و بستهتر شود، به همان میزان نوآوری هم افزایش پیدا میکند و اکنون شاهد چنین روندی در جنبش زنان و سایر جنبشها هستیم. باید بگویم که من به آینده جنبشهای اجتماعی و مبارزات مدنی مردم ایران بسیار امیدوارم به خصوص جنبش زنان که به گونهای قوی حرکت میکند، بدنه خود را میسازد و با وجود برخورد و سرکوبهای شدید به حاشیه رانده نمیشود.
وضعیت کلی و کنونی جنبش زنان مساویطلب ایران را چگونه ارزیابی می کنی و با توجه به اینکه این جنبش سیاسی نیست، چنین احکام سنگینی برای زنان را ناشی از چه میدانی؟
جنبش زنان اکنون در حال پیشرفت است، بدنه خود را میسازد و مطالبات خود را به صورت جدی دنبال میکند و به موازات آن نیز شاهد حکمهای زندان، تعلیق و بازداشتهای مداوم هستیم که نشاندهنده وجود یک نوع تفکر مردسالارانه قدرتمند در نظام حکومتی است. جنبش زنان ایران سعی در برهم زدن این ساختاردارد وبه همین دلیل هم شاهد آن هستیم که با وجود سیاسی نبودن این جنبش، تفکر حاکم آن را بر نمی تابد و با آن برخورد می کند. از سوی دیگر به نظر من این برخوردها نشان می دهد که آستانه تحمل نسبت به هر حرکتی پایین آمده است و به حدی رسیده که حتی مدنی ترین و مسالمت آمیز ترین اعتراضات مثل تجمع و جمع کردن امضا را هم تحمل نمی کند.
تو اکنون یکی از سنگین ترین حکم را از سوی دادگاه انقلاب دریافت کرده ای. فکر می کنی که چرا این حکم را به تو داده اند؟ آیا انتشار عکسی از تو در میدان هفت تیر و یا فعالیت های دانشگاهی در این حکم تاثیری داشته است؟
یقینا این مسئله بی تاثیر نبوده است. چرا که یکی از موارد اتهامی من تبلیغ علیه نظام ذکر شده و این اتهام به هیچ یک از زنان دستگیر شده در ۲۲ خرداد ماه نسبت داده نشده است و اگر در آنجا حرکتی مثل سرود خواندن یا شعار دادن انجام شد، همه با هم این کارها را کردند و ممکن است آن عکس را مصداق تبلیغ علیه نظام دانسته باشند. در تجمع میدان هفت تیر ۷۷ نفر از زنان بازداشت شدند و تنها پرونده ۸ نفر از آنان به دادگاه رسید که این ۸ نفر از پیش فعال اجتماعی بودند و این موضوع نشان می دهد که دادگاه نسبت به ما پیش زمینه ذهنی داشته است. البته تنها این عکس یا فعالیت دانشگاهی را نمی توان عامل صد در صدی این حکم دانست. به نظر من اکنون بازداشت گسترده دانشجویان، سندیکالیست ها و اعضای کمپین تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان نشان دهنده آن است که سطح برخوردها به یک باره چندین پله بالا آمده و این موضوع زنگ خطری برای فعالین سیاسی اجتماعی محسوب می شود چرا که شکل برخوردها تغییر پیدا کرده و باید دید که از این پس چه احکامی صادر خواهد شد.
تو یکی از اعضای کمپین تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان هستی. به نظر تو رابطه جنبش زنان با اندیشه های اصلاح طلبی چیست و جنبش زنان تا چه حد از روشنفکران و نخبگان تاثیر می پذیرد؟
– به نظرم نمی توان در یک سوال و در یک مصاحبه به آن پاسخ داد اما توضیح کوتاهی که می توانم بدهم این است که، جنبش زنان در یک فضای خلاء فعالیت نمی کند و مطمئنا از سایر جنبش ها و تشکل ها تاثیر می گیرد اما از طرف دیگر رویه ای مستقل در پیش دارد و از هیچ جا تغذیه نمی شود. یعنی برای مطالباتش هزینه پرداخت کرده و به تنهایی خواسته های خود را پیگیری می کند.
دو سال و ده ماه حبس و ده ضربه شلاق برای یک دختر ۲۳ ساله فعال اجتماعی باید سنگین باشد. از این که برای این اتهام به زندان می روی چه احساسی داری؟ آیا از زندان نمی ترسی یا پشیمان نیستی؟
من یک قهرمان نیستم که بگویم نمی ترسم یا برایم مهم نیست. من هم مثل همه دوست دارم راحت و آزاد زندگی کنم. دوست دارم آزادانه فعالیت کنم اما راهی که انتخاب کرده ام راه پر هزینه ای است. افتخارمی کنم که قرار است هزینه راهی که انتخاب کرده ام را بپردازم. هنگامی که من این حکم را خواندم، احساس کردم که در همه جای آن سعی شده بود که با استفاده از کلماتی مثل بزهکار و دادن حکم ۱۰ ضربه شلاق تحقیرم کنند. حکم شلاق برای من بسیار سنگین تر از دو سال و ده ماه حبس است و حس می کنم که آنان تنها برای تحقیر من این ۱۰ ضربه شلاق را داده اند و این حکم به نظرم بی احترامی بزرگی به همه فعالین اجتماعی است.
شاید تو بتوانی با این حکم اندک اندک کنار بیایی.اما پدر و مادر و خانواده ات چگونه با این شرایط برخورد کرده اند؟ هنگامی که از این حکم با خبر شدند عکس العمل آنان چه بود؟
قاضی دادگاه در روز محاکمه به من گفت که به پدر و مادرت بگو پیش من بیایند تا با آنان صحبت کنم و من پاسخ دادم که مگر من دانش آموز هستم و شما مدیر مدرسه که والدینم را بیاورم! اما قاضی اصرار داشت که با پدرم صحبت کند و معتقد بود که آنان باید بدانند که چه بر سر دخترشان می خواهد بیاید. به هر حال پدر من نرفت و من نیز این چکم سنگین را دریافت کردم. اکنون نیز آنان طبیعتا بیش از هر کس دیگری نگرانند و دغدغه دارند. آنان با دیدن حکم من شوکه شدند چرا که انتظار حکمی مانند احکام سایرین را داشتند. در روزهای نخستین، پدر و مادرم اعتقاد داشتند که باید راهی که کمترین هزینه را دارد انتخاب کرد، اما پس از گذشت چند روز و آرام شدن فضای ملتهب، آنان به این نتیجه رسیده اند که من جرمی مرتکب نشده ام و قطعا من از حمایت بی دریغ پدر و مادرم برخوردار هستم.
برخی از رسانه های خارج از کشور خبری را مبنی بر حضور تو در برخی کشورهای اروپایی و آسیایی و همچنین اشتیاقت به پناهندگی منتشر کردند آیا این اخبار صحت دارد؟
متاسفانه برخی از رسانه های خارج از کشور روی این موضوع مانور دادند و گفتند که من در دبی یا کشورهای دیگر دیده شده ام که تقاضای پناهندگی کنم. من هنگامی که این اخبار را از جانب این افراد که با اندیشه شان آشنا نیستم و آنان نیز با اندیشه من آشنا نیستند، می شنوم بسیار ناراحت می شوم و البته برای رسانه ای که بدون تحقیق و شناخت از من مطالب دروغ منتشر می کند و با این کار باعث نگرانی دو چندان خانواده ام می شود و من از این جا اعلام می کنم که این اخبار حاصل خیال پردازی برخی رسانه های خارج از کشور ست و من هرگز قصد پناهندگی به کشورهای دیگر را نداشته و ندارم.
– این موضوع روشن است که تو قصد پناهندگی نداشته ای اما برخی اخبار حکایت از حضور تو در هند برای ادامه تحصیل بود. با وجود آن که وکلایت از احتمال صدور حکم سنگین سخن گفته بودند، و علی رغم این که وثیقه تو برای آزادی تنها یک تعهد نامه و قول شرف بود، چرا به ایران برگشتی؟
درآن زمان علیرغم وجود پرونده و احتمال صدور حکم برای ادامه تحصیل به هند رفتم، اما بدون این که به افراد ساکن در خارج کشور توهین کنم، باید بگویم که از لحاظ شخصی نمی توانم به کشور دیگری سفر کنم و در آن جا ساکن شوم. شاید به نوعی دچار بحران هویت می شوم و این احساس به من دست می داد که خارج از گود هستم. البته خارج از کشور می توان فعالیت داشت، اما من نمی توانم در کشور دیگری فعال باشم
