فرار به خاطر لباسهای رنگی
تریبون فمنیستی ایران:
دخترانی که به کانون اصلاح و تربیت فرستاده میشوند، به خاطر آزارهای جسمی و جنسی خانوادههایشان فرار کردهاند، اما مهمترین خواستههایشان آزادی در انتخاب رنگ لباس و حق اظهار نظر در خانه است.
به گفته «فرخنده برکسه»، که در کانون اصلاح و تربیت دختران تهران، خدمات مددکاری به دختران ارائه میدهد، بیشتر دختران فراری معتاد از سوی پدر یا برادرشان به اعتیاد کشانده شدهاند و برخی از آنها هم از سوی برادرشان مورد تجاوز قرار گرفتهاند که
در بیشتر این موارد خانوادهها از پسر حمایت میکنند و تقصیر را به گردن دختر میاندازند که چرا خودش را کنترل نکرده است.
برکسه در این گزارش که در میزگرد «بررسی فعالیت های سازمان های غیر دولتی درباره خشونت» ارائه شد، گفت:«بیشتر دخترانی که به کانون اصلاح و تربیت فرستاده میشوند، از حاشیهنشینهای تهران و روستاها و مناطق محروم کشور هستند و پس از آزادی اگر خانواده آنها را نپذیرد یا خودشان نخواهند که به خانه برگردند، به مراکز بهزیستی فرستاده میشوند،بیشتر آنها نیز پس از مدتی از بهزیستی فرار کرده و دوباره در خیابانها سرگردان میشوند و آنطور که خودشان میگویند به علت نداشتن سرپناه شبها را در زیر درختان بلوارها یا زیر کامیونهای پارک شده در گوشه خیابان میخوابند.»
علت فرار بیشتردختران نیز به گفته خودشان عبارت است از: آزارجسمی و جنسی از جانب خانواده و بستگان، فقر اقتصای و فرهنگی خانواده، متلاشی شدن خانواده و نبود آگاهی در خانواده نسبت به چگونگی ارتباط با خانواده و عدم درک نیازهای روحی و روانی.
به گفته او بزهکاری دختران بیشتر به خاطر رابطه با جنس مخالف است، که به جهت نبود آموزش و آگاهی و برخورد قضایی که با این مساله میشود، منجر به ولگردی و بزهکاری این دختران میشود.
کانون اصلاح و تربیت دختران تهران، سال ۱۳۷۸ در کنار کانون و اصلاح و تربیت پسران تاسیس شد،اکثر مددجویان کانون بین ۱۳ تا ۱۸ سال سن دارند و روزانه بین ۲۵ تا ۶۰ دختربه این کانون میآیند که جرم اکثر آنها رابطه با جنس مخالف، ولگردی و مواد مخدر است.
فرخنده برکسه از دختر ۱۴ سالهای میگفت که ادعا داشت ۳۰۰ سال سن دارد و در برابر اظهار تعجب مددکاران کانون پاسخ میداد: « به اندازه ۳۰۰ سال به من تجاوز شده است. مادرم برای خرج اعتیادش مرا میفروخت»
به گفته این عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان، دختران فراری که به کانون آورده میشوند، در صورت باردار بودن حق سقط جنین ندارند و باید فرزندشان را به دنیا آورده و تحویل شیرخوارگاه دهند و بیشترشان برای این موضوع با یک احساس عذاب وجدان دائم زندگی میکنند و البته برخی هم تن به سقط جنینهای غیربهداشتی میدهندو جان خود را به خطر می اندازند.
انگیزه فرار دختران و آمدنشان به کانون هم متفاوت است. یکی از آنها دختری ۱۷ ساله است که به زور به عقد پیرمرد ۷۰ ساله درآمده بود. دخترک به طور مداوم مورد آزار و اذیت پیرمرد خانواده اش بود و شوهرش هنگام برقراری رابطه جنسی با او در دهانش مدفوع میکرد. دخترک با نانوای محل ارتباط برقرار میکند و پس از اطلاع خانواده و معرفی اش به مقامات قضایی دستگیر میشود که البته با در پیگیری مددکاران کانون اصلاح و تربیت پس از مدتی با پرداخت صد هزار تومان جریمه آزاد شد.
نمونه دیگر دخترکی است که پس از آنکه با پرس رابطه برقرار کرد و در بیابان مورد تجاوز گروهی قرار گرفت، با تیپ پسرانه و تراشیدن سر در خیابانها کفش مردم را برای امرار معاش واکس میزد که دستگیر شد و به کانون آمد.
فرخنده برکسه، در ادامه از برخورد نامناسب کارکنان کانون و قاضیها با این دختران گفت: «بیشتر دخترها از نحوه برخورد مراقبین کانون و قاضیهای پروندهشان شکایت دارند و میگویند که آنها به ما برچسب روسپی و فاحشه میزنند و حتی با فحاشی با ما برخورد میکنند.»
به گونه ای که دختری برایش تعریف کرده است: «وقتی به قاضی گفتم خانوادهام مرا درک نمیکنند و حتی اجازه انتخاب رنگ لباسم را هم به من نمیدهند، قاضی جواب داد: کار خوبی می کنند، چون شما میخواهید روسپی شوید.»
این در حالی است که بسیاری از این دختران به خاطر فشارهای موجود در خانواده و آزارهای جسمی و کنترلهای بیش ازحد از خانه فرارکردهاند و هنوز در دایره بزهکاری نیافتادهاند.
این عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان در ادامه به تبعیضات بین کانون اصلاح وتربیت دختران و پسران اشاره کرد و نبود فضای سبز، مدرسه و کارگاههای حرفهآموزی را از جمله این تبعیضات برشمرد.
برکسه گفت: «کانون دختران تا سال گذشته مدرسه نداشت و بر خلاف کانون پسران که کارگاههای مختلف فنآموزی در آن دایر است، به دخترها فقط عروسک سازی یاد داده می شود. دخترها فضای سبز بسیارکوچکی دارند، سالن غذا خوری ندارند و بیشتر اوقات با قرص آرامبخش میخوابند.»
این دختران خواستههای اندکی از زندگی دارند. آنها در میزگردی که با مددکاران داوطلب داشتند خواسته هایشان را اینگونه عنوان کردهاند: «آزادی بیان در خانواده، حق انتخاب لباس و به خصوص رنگ لباس، حق انتخاب دوست، احترام به خواستهها و نیازهایمان و نبود کنترل بیش از حد و داشتن کمی آزادی.»
آنها در خانواده مورد خشونت قرار میگیرند. از این خشونت به خیابانها فرار میکنند و در دام خشونتهای قانونی گرفتار میشوند و پس از طی دوره محکومیت در کانونهای اصلاح وتربیت یا در خانه مورد خشونت و کنترل مضاعف قرار میگیرند و یا دوباره به خیابان پناه میآورند واین چرخه خشونت تکرار میشود.
این میزگرد ۲۳ آبانماه از سوی گروه علمی ـ تخصصی مطالعات زنان انجمن جامعهشناسی ایران در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.
خشونت قانونی علیه کودکان، گزارشی از صدای یارا و کودکان انجمن حمایت از حقوق کودکان و گزارش فعالیتهای انجمن پویا در رابطه با گسترش فرهنگ صلح در بین کودکان از دیگر محورهای این میزگرد بود که از سوی نسرین ستوده، ناهید کاموسیو لیلا ارشد ارائه شد.
