الهه محمدی به شش و نیلوفر حامدی به هفت سال حبس محکوم شدند
شعبه۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی الهه محمدی و نیلوفر حامدی، دو روزنامهنگار زندانی را به ترتیب به ششوهفتسال زندان محکوم کرده است، این حکم قابل تجدیدنظرخواهی است
ادامهشعبه۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی الهه محمدی و نیلوفر حامدی، دو روزنامهنگار زندانی را به ترتیب به ششوهفتسال زندان محکوم کرده است، این حکم قابل تجدیدنظرخواهی است
ادامهخطر واقعی را نه در پناه دادن به انسانهای بیپناه، که در نزول ارزشهای انسانی و عدالت و برابری، نادیدهانگاری حقوق انسانی و شهروندیِ ضعیفترین قشرهای جامعه و کرخت شدن وجدان عمومی در برابر رنج میلیونها انسانِ قربانیِ ظلمهایِ تاریخی میدانیم. اجازه ندهیم عدهای با سوءاستفاده از معضلات کنونی کشور، تخم نفرت، خشونت، تبعیض و مهاجرهراسی بکارند و ما را به ورطه نژادپرستی و نفرتپراکنی بکشانند، که حاصلی جز افزایش سطح تنش و خشونت در جامعه نخواهد داشت. اجازه نمیدهیم سیاستگران قدرتطلب یا سیّاسان فرصتطلب که میهمان چندروزهاند و منافعشان در تفرقهافکنی و دیگریهراسی است، میداندار فضای فرهنگی جامعۀ ما شوند و این جامعۀ صلحطلب را که از کودکی زمزمه میکند «بنیآدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»، به بیراهه خشونت و نفرت و نژادپرستی ببرند.
ادامهدفتر رسانه ای کمیته نوبل صلح با رئیس این کمیته خانم بریت ریس اندرسن* مصاحبه ای کرده است و از او سوالاتی در باره دلایل اهدای این جایزه به نرگس محمدی، فعال حقوق بشر پرسیده است.خانم اندرسن گفته است :«این تصمیم به خاطر اتفاقاتی بوده که طی یک سال گذشته در ایران رخ داده است. این اتفاقات یکی از معیارهایی بوده که در وصیت نویل هم مطرح شده بود. تاکید می کنم اتفاقات سال گذشته در تصمیم گیری کمیته نوبل بسیار تاثیرگذار بود. هنگامی که یک دختر جوان در بازداشت گشت ارشاد کشته شد، صدها هزار ایرانی به خیابان ها ریختند و اعتراض خود را ابراز کردند. شعار آنها هم زن زندگی آزادی بود که واقعاً مصداق آن چیزی است که نرگس محمدی برای آن مبارزه می کند. »
ادامهشورانگیز داداشی:برای درک دقیق سیاست طرد اجتماعی در خصوص مهاجران در ایران، فقط به یک نمونه به عنوان مثال توجه کنید که چگونه این سیاستها، توانمندیها و حقوق شهروندی اتباع و مهاجرین را تحتتاثیر قرار میدهد. مریم منصف، سیاستمدار افغانستانی، متولد ۱۳۵۹ در مشهد و از مهاجران افغانستانی است که در ایران شناسنامه و فرصت حضور در مدارس ایرانی را نداشت اما بعد از مهاجرت به کانادا، در کابینه دولت جاستین ترودو به عنوان وزیر زنان و برابری، وزیر توسعه اقتصاد روستایی و وزیر نهادهای دموکراتیک فعالیت کرد.
ادامهمژگان افتخاری و امجد امینی، کنار گودال، روی تل خاک نشسته و فریاد میزدند. امجد نیمههوشیار بود که او را به درمانگاه بردند. او طاقت مرگ ژینا را نداشت که «دخترم خود زندگی بود، مرگ به او نمیآید خانم». و مژگان دستها را میبرد زیر خاک، میپاشید به بالا و میگفت: «ژینا بلند شو، ببین این مردم برای تو آمدهاند. تو تکدختر من بودی، دختر من نمیترسید، تو چرا ترسیدی؟ گل پرپر ما رفت… ژینا فدایت شوم. ما کنار تختت نفس به نفست میدادیم، تو الان اینجا چه میکنی؟»
ادامهآذر نظریه راد:نگاهی به این خرده روایتهای زنانه که احتمالا با تغییر جزییاتی برای بسیاری دیگر رخ داده، نشان میدهد که «اجبار» فصل مشترک همه آنها ست اما اشتراکی که در این روایتها بیشتر اهمیت دارد، استفاده از اهرمهایی است که شاید در ظاهر موجه به نظر بیاید اما در بطن آن القای «مسالهدار بودن و تنشزا بودن حضور زنان در مکان عمومی» است. در این تصویرسازی شهروندان بخشی از پازل حکومت را تکمیل میکنند. آنها نیز از سوی حکومت با ابزارهای سرکوب مستتر مجبور به همراهی علیه زنان هستند. این رویکرد میتواند به خانهنشین کردن زنان منجر شود و به مرور انزوای مد نظر حکومت را رقم بزند. انزوای نیروهای اجتماعی و فردی که به قول هانا آرنت مساعدترین زمینه ارعاب و در ضمن همیشه نتیجه آن است.
ادامه۲۵ مرداد انتشار اخباری در شبکههای اجتماعی از بازداشت چندین نفر از فعالان حقوق زنان در رشت حکایت داشت. جلوه
ادامهبە گفتەی خانوادهی بهاره هدایت که وی را در جریان ملاقاتهای هفتگی بند سیاسی زنان، ملاقات کردند، این زندانی سیاسی طی پنج روز گذشته، پنج کیلو کاهش وزن داشته است و به دلیل ضعف و بیحالی زودتر به ملاقاتش خاتمه داده و به بند بازگشته است
ادامهشهرزاد همتی:راستش دیگر گریه نمیکنم نیلوفر*، اما ناگهان، مثلا در انتهای یک خنده از ته دل،وقت خورد کردن کاهوها برای سالاد گریهام میگیرد.مدت هاست نمیتوانم گزارش بنویسم. حوصله نوشتن نیست.زمان و مکان خوابهایم حوالی خانهات و زندان اوین میچرخد… مثلا کافهای در کنار زندان یا پارکی در نزدیکی محل زندگیات…. مثلا وقتی خوشحالم و واقعا خوش گذشتن را حس کردهام در انتهایش گریهام میگیرد…
ادامهبازداشت جمعی از فعالان حقوق زنان و فعالین سیاسی در گیلان (متین یزدانی، جلوه جواهری، شیوا شاهسیاه، نگین رضایی، زهره و زهرا دادرس، یاسمین حشدری، فروغ سمیعنیا، آزاده چاوشیان، واحده خوشسیرت، سارا جهانی و هومن طاهری) و تکرار سناریوهای بیاعتبار درباره آنها توسط وزارت اطلاعات و رسانههای وابسته به نهادهای امنیتی، از جمله فشارهای اخیر بر فعالان مدنی است
ادامه