شهری به ماتی مرگ، گزارش نیلوفر از هرات

درست وقت غروب آفتاب که صدای تفنگ و گلوله به گوشم رسید،
دید به صفحه های اجتماعی انداختم.
متوجه نوشته شدم: «هرات سقوط کرد…»
مات و مبهوت ماندم. آخر چرا و چطور؟ در ذهنم هزار سوال متفاوت بود. با این همه نیرو و سرباز پلیس و مردم که در خط اول مقاومت بودند و مقاومت کردند.چطور شد و چی قسم امکان دارد(چطور ممکن است)؟
باور نمتانستم(باور نمی‌کردم).سخت بود. اشکانم جاری شد. تمام اخبار چک کردم. هرات سقوط کرد….هرات سقوط کرد… هرات سقوط کرد…

ادامه

مقاومت زنان و پیچیدگی های جدید طالبان

مردم و به خصوص زنان افغانستان هر روز مقاومت‌های بیشتری در مقابل طالبان می‌کنند؛ مقاومت‌هایی که گاه جایی در رسانه‌های خبری ندارد یا آنطور که باید دیده نمی‌شود. زینب ناصری فعال مدنی اهل افغانستان معتقد است که مردم افغانستان عوض شده‌اند. جوانان درس خوانده‌اند، تحصیلات عالیه دارند، رفت و آمد به خارج زیاد شده و فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی گسترش یافته است. حتی حضور زنان در ارتش و پلیس قابل توجه بوده. با این حال، فساد دولت شرایطی را پیش آورده که جوانان نتوانند کارهای بیشتری انجام دهند. این را نمی‌شود انکار کرد. الان همان‌هایی که در خیابان در حال مقاومت هستند همین جوانان هستند.

ادامه

گزارش زهرا از روز هفتمِ کابل در سیطره طالبان:ایمان شان را نشانه گرفتم

در راه برگشت به خانه بودیم و قسمتی را پیاده آمدیم. مادرم هراس وحشتناکی ازطالبان دارد و هر بار آنها را حتی اگر از دور ببیند، لرزه به جانش می افتد و سر و صورت اش را عرق می زند. هر بار که به طالبی نزدیک می شدیم زیر لب دعایی می خواند و صلوات می فرستد، و به من تذکر می دهد که از مسیری دیگر برویم و به آنها نگاه نکنم. ولی چشمهایم دیگر به حضور آنها در هر گوشه شهر عادت کرده است و بیشتر تلاش می کنم از مسیری بروم که در چشم باشم. هر گاه به آنها نگاه می کنم، به چشمان شان زل می زنم و آنها چشم شان را از چشمان من برمی گردانند. بیشتر دلیل این کار را بر این می دانم که نمی خواهند با نگاه کردن به زنی خودشان را گناهکار کنند، زیرا زن را موجودی گناهکار می دانند و چشم در چشم شدن با آنها، ایمان شان را به خطر می اندازد. چند بار به این مورد بر خوردم و دیدم که در واقع ایمان شان را نشانه گرفتم و حضور و چشمان من برایم سلاح قوی محسوب می شود.

ادامه

مبینا ساعی فعال مدنی در افغانستان:دوباره باید از صفر شروع کنیم

مطمئن هستم جنگ‌ها ادامه خواهد داشت. آوارگی و بیچارگی مردم دوام خواهد داشت و کودکان از آموزش بازخواهند ماند. ما دیگر پروژه‌های کمکی و فعالیت‌های اجتماعی را نخواهیم داشت. دیگر بحث‌های کلان اجتماعی، سیاسی، اقتصادی را که برای زنان سال‌ها کار کردیم نمی‌توانیم ادامه دهیم چون جنگ همه چیز را از ما می‌گیرد حتی اکثریت امروز می‌خواهند بیرون از افغانستان زندگی کنند چون خیلی از جنگ‌های مداوم و تلاش‌هایی که نتیجه نداده خسته شده‌اند.طالبان برای مردم عفو عمومی اعلام می کنند، برداشت این است که آنها در کوتاه مدت این گونه رفتار می کنند.

ادامه

هما سعید فعال مدنی افغانستان:رسانه‌ها شجاعت زنان افغانستان را ببینند

هماسعید:تغییر در خود مردم ایجاد شده است. مردم افغانستان دیگر مثل ۲۰ سال قبل نیستند و زنان افغانستان هم دیگر مثل آن روزها نیستند. مردم حکومت‌های مختلف را تجربه کرده‌اند و آگاه‌تر شده‌اند.دیدیم برخی زنان در کابل پلاکارد به دست گرفتند و اعتراض کردند. زنان افغانستان بسیار با شجاعت کار کردند. البته ۲۰ سال قبل هم با شجاعت کار کردند. هیچ وقت تسلیم نشدند. این را از شما و دیگر رسانه‌ها می‌خواهم که شجاعت، ابتکار و نوآوری زنان افغانستان را به مردم نشان دهید.

ادامه

زبیده اکبر: لطفاً خیانت نکنید و روایت را تغییر ندهید

زبیده اکبر:وقتی آمریکایی‌ها ماه‌ها پیش کشور افغانستان را در اختیار طالبان گذاشت و بدون خواست مردم وارد مذاکره با طالبان شد، سرباز اردوی ملی (ارتش) با چه روحیه‌ای بجنگد. بدون آگاهی مردم و دولت افغانستان آمریکا نشست با طالبان مذاکره کرد و آن‌ها را به رسمیت شناخت. وزیر دفاع و وزیر خارجه آن‌ها با این گروه تروریستی نشستند و مذاکره کردند. آن‌ها را به‌عنوان یک گروه مؤثر سیاسی شناختند.

ادامه

زنان افغان به اجبار طالبان از کار در بانک محروم شدند

در اوایل ماه جولای در حالی که نیروهای طالبان در حال تصرف افغانستان بودند، چند تن از طالب‌ها وارد دفتر بانک عزیزی در شهر قندهار شدند و ۹ زن را که در این بانک کار می‌کردند را با زور اسلحه از بانک اخراج کردند و گفتند به جای آن‌ها بستگان مردشان می‌توانند جایگزین شوند.

ادامه

بیانیه ۱۲۰۰فعال ایرانی و افغانستانی:حقوق زنان افغانستان پیش شرط تمام مذاکرات با طالبان باشد

در بخشی از این بیانیه که به امضای بسیاری از فعالان سرشناس افغانستان و ایران رسیده، آمده است:«هم‌زمان با این جنگ و خشونت، مذاکرات صلح نیز بیش از آنکه باهدف بهبودی اوضاع در افغانستان باشد، در جهت مشروعیت بخشیدن به متهمان جنایت‌های جنگی و بانیان فجایع انسانی بی‌شمار، پیش می‌رود. مذاکراتی که در آن جامعه مدنی مستقل افغانستان هیچ نماینده‌ای در آن ندارد و صدای زنانی که همین امروز در ولایات تحت امر طالبان، شلاق می‌خورند و سنگسار می‌شوند و به‌اجبار به عقد نکاح سربازان طالب درمی‌آیند، شنیده نمی‌شود. مذاکراتی که هیچ نشانی از صلح در آن نیست و بیشتر به چانه ‎زنی برای کسب قدرت می‌ماند.»

ادامه

ما این صلح را نمی‌خواهیم/زنان هرات از طالبان می‌گویند

“اینجا هرات هست, کانون علم و فرهنگ با مردمی صلح دوست و آگاه…
جنگ برای هر سرزمینی ناگوار است و آسیبهای جانی ,مالی و روحی فراوانی را در پی دارد، اما در این میان کودکان و زنان قشر آسیب پذیرتر جامعه اند. این روزها که آتش جنگ به دامان شهر هرات رسیده، کودکان زیادی بعنوان سپر انسانی گرفتار گروه تروریستی طالبان‌اند تا بلا گردان جان این ددمنشان باشند.از حال و روز این کودکان معصوم ما حتی خدا نیز چیزی نمیداند!زنان زیادی به سوگ همسر، فرزند و برادر خویش نشسته اند و دختران زیادی خواب شب از چشمانشان ربوده شده است.
این اولین جوابی است که ناجی برایم می‌فرستد، زمانیکه حالش را پرسیدم و از او خواستم از وضعیت هرات برایم بگوید. اما پیامی که فرستاد بیشتر شبیه آغاز صحبت انسانی است که قرار است در دادگاهی درباره ارتکاب جنایت علیه بشریت شهادت دهد.

ادامه

روایت این سه زن از میانه تسلیم به طالبان و تاب‌آوری: چه به سرمان می‌آید

جنگ که باشد چیزی به معنای «زیستن» وجود ندارد. همه چیز یا مرگ است یا تاب‌آوری؛ جبر انتخاب میان نیستی و عدم یا شکیبا بودن، مقاومت کردن و ایستادگی. جنگ که باشد لحظات، میان مرگ و زندگی تعریف نمی‌شوند؛ یا مرگ است که بر در خانه می‌کوبد یا تاب‌آوری ست که پیشه آدمی می‌شود. خبری از زیستن نیست. جغرافیا هم در این معادله بی‌تأثیر است و البته زمانه.«دوران طالبان عین کابوس است» این را وجیهه می‌گوید. وجیهه ۲۵ ساله که در غزنی به دنیا آمده، به کابل رفته، درس خوانده و حالا یک گرافیست است و در یک شرکت خصوصی کار می‌کند.

ادامه