کانون زنان ایرانی -می گوید ۲ سال است یکی از نمایندگان زن مجلس به او قول داده تا زودتر او را از زندان آزاد کند. به آن نماینده زنگ می زنم و نام کامل زهرا را می گویم و از او سئوال می کنم که پیگیری هایش برای آزادی های زهرا به کجا رسید او می گوید چنین زنی را نمی شناسد و تلفنش را قطع می کند. زهرا در آخرین تماسش اما با امیدواری دوباره نام نماینده مجلس را می برد و مطمئن است او به فکرش است، می پرسم آخرین بار کی با او حرف زدی؟ می گوید:« یک هفته پیش بود. گفت همیشه به یادم است.» می گویم:«پس چرا برای پول پیش خانه ات از او کمک نگرفتی…» بعد از کمی مکث می گوید:« از او کمک خواستم، اما گفت تمام پولش را صرف تبلیغات مجلس کرده تا دوباره در مجلس رای بیاورد و به ما کمک کند. راستی خانم رای آورد؟»
ادامه