چرا فمینیستهای غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کردهاند
توجه فمینیستی بیطرف نیست. این توجه شکل میگیرد، هدایت میشود و به شکلی نابرابر توزیع میشود.
ادامهتوجه فمینیستی بیطرف نیست. این توجه شکل میگیرد، هدایت میشود و به شکلی نابرابر توزیع میشود.
ادامهاز وجوه زنانهی جنگ حتما بسیارها نوشتهاند اما از برخی مسائل هرچه گفته شود کم است.
در تبوتاب جنگ، زمان و شدت علائم پریود در خودم و بسیاری از دوستانم دچار تغییراتی شد.
هفتهای یک شب قرار است هر سه نفر کنار هم بخوابیم. من و نادر و افرا. امروز جایمان را همانجایی پهن کردهایم که روزهای جنگ میانداختیم؛ اتاق پذیرایی اصلی. افرا وسط من و نادر میخوابد و قصه گوش میدهد و میخوابد.
ادامهمهگان فرهنگ:حتی پس از بازگشت اسرا از جنگ ، همچنان زنانی هستند که منتظر بازگشت رفته هایشان هستند. زنان هیچ گاه با جنگ ها غریبه نبوده اند. چه به عنوان مادرانی که فرزندانشان را رهسپار جنگ کرده اند و ممکن است آن ها را از دست بدهند. همسرانی که با همسر خود خداحافظی کرده اند. زنانی که در مناطق مرزی کشور کشته شدند و یا مورد تعرض قرار گرفتند که همیشه بنا به مصلحت اجتماع و شرایط اجتماعی در این باره کمتر صحبت شده. زنان پزشک، پرستار، امدادگران پزشکی و داوطلبانی که همه در مصیبتی بهنام جنگ سهیم بودند، حتی نگاه نویسندگان زن و هنرمندان ازجنگ و مصیبت های آن از جنگ به روایت زنانه می تواند بسیار متفاوت باشد.
ادامههلیا عسگری:راستش هرچقدر هم با واژگان بازی کنم عمق خشونت و نفرتپراکنی و غم ناشی از جنگ را نمیتوانم بیان کنم و در نهایت هم کاری از دست من ساخته نیست. من فقط میتوانم خشم خودم را از جنگ به رویایی دست نیافتنی تبدیل کنم. رویایی که مطمینا هیچوقت به واقعیت تبدیل نمیشود. رویایی که خیلیها در ذهن خود داشته اند و بارها آن را با صدای بلند فریاد زدند و بارها از آن نوشتهاند. من هم فقط میتوانم بنویسم. حتی شده به سبک داستانهای پندآموز در کتب قدیمی این مانیفست را مینویسم؛ کاش قدرتی وجود نداشت تا طمع آن انسانها را به جان هم اندازد. کاش قدرتمندان انسانها را قربانی طمع خود نمیکردند. کاش از انسانها ماشینهای نفرت و خشم نمیساختند که فقط بتواند مرگ را به همنوع خود هدیه دهد.
ادامهآیا زنی که در محیط جنگی، خشونتها را تجربه کرده، میتواند از حمایت پزشکی برخوردار شود یا اصلا امکان مطرح کردن این مشکل را خواهد داشت؟ پرسش دیگر این است که آیا زنی که قربانی خشونت شده میتواند محرمانه برای دریافت درمان پزشکی مراجعه کند و آیا برای تامین امنیت خود امکان مراجعه به پلیس را دارد و اصلا آیا سیاستگذاران برای او دلسوز خواهند بود؟ حتی باید به این مساله اشاره کرد که آیا زنی که نیاز به بقای خود و فرزندانش دارد، گزینههای حمایتی دارد که نخواهد به کار جنسی روی آورد و آیا برای کسب مهارتها امکان دسترسی به منابع را دارد؟
ادامهدر حالی که مقوله امنیت و امنیت انسانی امروزه در جای جای گزارش های نهادها و سازمان های بین المللی نمود پیدا کرده است و به عنوان یکی از شاخص های اصلی توسعه معرفی می شود. همچنین رشد و شکوفایی استعدادها، خلاقیت ها و فعالیت های ارزشمند در یک جامعه بدون وجود امنیت امکان پذیر نخواهد بود.
ادامهکشور من اون مادربزرگیه که با شروع جنگ مجبوره فرار کنه و قبل از رفتن میره خاک جلو خونه اش رو می بوسه.کشور من شبیه مادریه که این نامه رو براش فرستادند: « پسرت رو کشتیم. اگه می خوای برات جسدش رو بفرستیم تا خاکش کنی، برامون سه هزار دلار تهیه کن.کشور من زنی یه که از شدت ترس و وحشت، لحظه ای که متجاوزش میخواد لباس اش رو در بیاره خونریزی می کنه. متجاوز حالش بهم می خوره بهش دشنام میده و میذاره زنه بره.
ادامه