وقتی «سوپرمن» نیز صدای ایستادگی مردم غزه میشود
دومین سالگرد آغاز نسلکشی جدید اسرائیل در غزه
سپیده جدیری
شخصیت «سوپرمن» را نخستین بار، دو هنرمند از نسل دوم مهاجران یهودی تبار در آمریکا، از قعر دوران فاشیسم خلق کردند؛ جری سیگل و جو شوستر. آنها میخواستند که سوپرمن ابرقهرمانی باشد که مُشتش را به صورت آن بالادستیها بکوبد، نه بر سر مردمان فرودست، و از آوارگانِ جهان مقابل غارتگران دسترنج و زمینهایشان محافظت کند. لب کلام اینکه سوپرمن نیز بهمانند سایرِ ابرقهرمانها، با ذهنیتی عدالتخواهانه وارد جهانِ مهیج و رنگارنگِ داستانهای مصور شد و درست بهمانند همانها، عدالتخواهیاش تنها در وضعیتهای تخیلی تجلی پیدا کرد. در نظر داشته باشید که اساسا فروش گیشه با بازنمایی حقیقت، نسبت معکوس دارد و هر چه فیلم شما به دور از حقایق و فریبندهتر باشد، فروش بیشتری خواهد داشت و بهقولی بیشتر «میتِرکانَد»، چرا که خاصیت فریب همین است.
از این رو، سوپرمن تا سالیان سال، نمادی تخیلی برای اقتدار آمریکایی بود؛ شخصیتی اسطورهمانند که آرمان عدالت را به «شیوهی آمریکاییِ» آن مجسم میکرد.
مطابقِ سنت معمول داستانهای مصور، او مدافع منافع آمریکا تصویر شده بود؛ ابرقهرمانی که به روایت «آمریکا بهعنوان عامل خیر در جهان» پر و بال میداد.
اکنون که جهان، سراسر در شوک غزه فرو رفته است و کم کم دارد به این آگاهی میرسد که چه باید کرد و چگونه میتوان پشتِ مقاومتِ گرسنهترینِ گرسنهنگهداشتهشدگان در این وانفسای قحطی پشت قحطی و کشتار پشت کشتار ایستاد تا که مبادا نسل مقاومت ریشهکن شود و دنیا به تاریکی مطلق تسلیم، جای تعجب ندارد که نسخهی جدید سوپرمن نیز میراث پیشینیانش را زیر و رو کند، افسانهی برتری اخلاقی آمریکا را به چالش بکشد و برای یک بار هم که شده، نیت اولیهی خالقان اصلی خود را تحقق ببخشد.
این سوپرمن بر خلاف سوپرمنهای قبلی، بهجای آنکه کورکورانه در خدمت منافع آمریکا باشد، دست بر قضا در برابر آن میایستد و مقابل یک متجاوز مورد حمایت آمریکا، جانب ستمدیدگان را میگیرد.
«سوپرمن» این بار دیگر دریافته است که تحقق عدالت کار سادهای نیست و اگر قرار باشد بهواقع و نه خیالپردازانه کنار ستمدیدگان بایستد، تنها دشمن او ابرقدرتها و سرمایهدارانِ استثمارگر خواهند بود.
مهمتر از همه اینکه، سوپرمن این بار وانمود نمیکند که هر دو طرف، یعنی غارتشده و غارتگر، ستمدیده و ستمگر، و اشغالشده و اشغالگر برابرند. او به «درکی درست» از وضعیت ستم رسیده، که در جهان داستانهای مصور، نادر است.
کودکان جهان مقابل صهیونیسم
اگر حامی فلسطین هستید و به تماشای این فیلم میروید، تاکید میکنم که فیلم، به سبک و سیاقی کودکانه ساخته شده و شاید برای شما بهعنوان بزرگسال، از جذابیتی برخوردار نباشد، اما برای فرزندتان چرا، و از آنجا که ضروریترین کار در دوران تبلیغهای رنگارنگ و کَرکننده به نام عدالت و به کام ستم، پرورش نسلی است که مفهوم عدالت را چنانکه بهواقع هست بشناسد، شاید اگر با این توضیح کوتاه که «این همان غزه است»، فرزند خود را به تماشای این فیلم ببرید، بی تاثیر نباشد.
تصمیم من نیز مبنی بر اینکه فرزندم را برای تماشای سوپرمن به سینما ببرم، تنها یک دلیل داشت: در گوشه و کنارِ همین جهان مجازی خواندم که صهیونیستها از فیلم جدید سوپرمن عصبانی اند. کامنتهایشان را که مردم را دعوت به بایکوتِ سوپرمن کرده بودند به چشم خود دیدم و از شما چه پنهان، وقتی فهمیدم که سوپرمن «تِرکانده» و در صدر فروش گیشهها نشسته است، غرق در لذت شدم؛ انگار که کودکان در اقصی نقاط جهان با گسیل شدن به تماشای این فیلم، مُشت خود را بهطور متحدالشکل، بر دهانِ این نظرات زهرآگین کوبیده بودند.
بهعوض پرگویی، به ترجمهی چند نمونه از این کامنتهای عصبانی در شبکهی ایکس (توییتر سابق) بسنده میکنم:
Betar Worldwide (@Betar_USA):
«دارم از خشم منفجر میشوم! دیروز با پسرم رفتیم تا فیلم جدید سوپرمن را ببینیم. سوپرمن! همان ابرقهرمانی که دو مهاجر یهودی، جری سیگل و جو شوستر، در دههی ۱۹۳۰ خلق کردند. این شخصیت قرار بود نمایانگر امید، عدالت و نور باشد. بازیگر نقش سوپرمن؟ یهودی. استودیوها؟ متعلق به یهودیان.
با این حال، آنها اسرائیلیها را به “آدمبدها” تبدیل کردهاند، فلسطینیها را به “آدمخوبها”، و تروریسم را به “مبارزهای رهاییبخش». این میخ نهایی بر تابوتشان است، چرا که با استودیوهای اصطلاحاً «بانزاکت سیاسی» (Politically Correct)مثل والت دیزنی همراستا شدهاند. پس باید بگویم بله، من دلآزرده شدم. و عصبانی و منزجر.
آنها از ترس به این اعمال رو میآورند. همین جا با صراحت به شما میگویم: یهودیان لیبرال در آمریکا، عاملان اصلی یهودستیزی در اینجا هستند؛ آنها و جریانهای مترقی در آمریکا، با تسلط بر ابزارهای ارتباطی و مالی، و استفاده از آن برای شستوشوی مغزی کودکان ما.
دست از سر سوپرمن بردارید، چون ما به نیکی، عدالت، خانواده و هویت یهودی باور داریم، اما خدای شما فقط پول است. نه هیچ چیز دیگر. شما هیچ هستید! هیچ دشمنی برای یک اسرائیلی، بدتر از یهودیِان مترقی آمریکایی نیست.»
@raz_sauber_:
«میخواستم برم فیلم جدید سوپرمن رو ببینم، اما بیخیالش شدم.
اگه میخواستم تبلیغ واسه حماس ببینم، همون شبکهی الجزیره رو روشن میکردم.
(هشتگ: boycottSupermanMovie)».
بیپول داس
@BipulTweets:
«آیا واقعاً لازم بود که سیاست را به زور وارد فیلم سوپرمن کنند؟ مسئلهی مهاجر بودن سوپرمن را برجسته کنند، ارجاعاتشان به تمامی به جنگ اسرائیل و فلسطین باشد، و در نهایت، اسرائیل را شیطان جلوه دهند؟
جیمز گان برود به درک. همه باید این فیلم را تحریم کنند.
شما واقعاً میخواهید این آشغال را ببینید؟»
MELL /Book
@book_mell:
«سوپرمن یک جهادی شد! تحریمش کنید!»

تطابق شگفتانگیز صحنههای فیلم با روزگار غزه
بزرگترین جذابیت این فیلم برای شخص من بهعنوان یک فرد بزرگسال، تطابق عینی برخی صحنههای آن با صحنههایی از «راهپیماییهای بزرگ بازگشتِ» مردم فلسطین در سال ۲۰۱۸ بود. از آنجا که فیلم مدتی پیش از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و آغاز نسلکشی جدیدِ اسرائیل در غزه کلید خورده بود، شاید نتوان گفت عینا دربارهی این نسلکشی است، با وجودی که در زمانهی آن اکران شده، اما مطابقتها چنان است که تو گویی که کارگردان، عینا چنان صحنههایی را از واقعیتِ آن راهپیماییهای تاریخی فلسطینیان کپی و به فیلمش منتقل کرده باشد. این کپیکاری در کنار اینکه دولت اشغالگرِ تخیلی که دشمن اصلی سوپرمن و مردمانِ عربتبارِ سرزمینِ تخیلیِ مورد تجاوز در فیلم است، از پشتیبانی آمریکا برخوردار است، دیگر جای شک باقی نمیگذارد که برداشت تماشاگران صهیونیست، صحیح بوده و فیلم بهواقع، فیلمی ضد اسرائیلی و ضد امپریالیستی است!
چندی پیش، پلتفرم «کانون زنان ایرانی» به نقل از پلتفرم جنبش مشهور فمینیستی اروپا، «صدای من، انتخاب من»، این خبر را که «فلسطین برای اولین بار در تاریخ، در رقابتهای دختر شایستهی جهان نماینده خواهد داشت» پوشش داد، در عین اینکه دیدگاه جنبش «صدای من، انتخاب من» در این مورد را نیز عیناً و به شرح زیر ترجمه کرد:
«در کمال صداقت باید بگوییم که ما به مسابقات زیبایی علاقهای نداریم و ایدهی [این مسابقات] را که میخواهد زنان بر اساس ظاهرشان قضاوت شوند، دوست نداریم.
اما نادین ایوب را دوست داریم.
ماموریت او این است که توجهها را به فلسطین و روایتهای شنیده نشدهی زنان فلسطینی جلب کند. تا اجازه دهد دختربچهها رویایی داشته باشند.
باید اعتراف کنیم که او به ما امید میدهد.»
چنانکه ملاحظه میکنید، هیچ تاییدی در مورد مسابقات دختر شایسته، در این دیدگاه به چشم نمیخورد و همچنان رویکرد انتقادی خود را به این مسابقات حفظ کرده است. و آنچه نوشته، با اطلاع از رویکرد و دیدگاههای نادین ایوب، در تحسین او بوده، و نه در تایید این مسابقات.
نادین ایوب، خود نیز در صفحهی اینستاگرامش مطلبی دربارهی حضورش در این مسابقات نوشت که نشانهی سطح آگاهی او از عملی که انجام میدهد، بهعنوان یک فعال و نه صرفا یک مدل بود: «در حالی که فلسطین رنج میکشدــ بهویژه در غزهــ من صدای مردمی را نمایندگی میکنم که خاموش نمیشوند. من نمایندهی زنان و کودکان فلسطینیام که جهان باید قدرتشان را ببیند… ما فراتر از رنجهایمان و تجسم استقامت، امید و تپش قلب وطنی هستیم که به واسطهی ما به حیاتش ادامه میدهد.»
بله، همهی ما میدانیم که مسابقات «دختر شایسته» از جلوههای نظام سرمایهداری و بسیار جنسیتزده است. اما وقتی شاهد بزرگترین نسلکشی قرن حاضر هستیم، آیا نباید از هر فرصتی برای رساندن صدای مردمانی که دارند نسلکشی میشوند، استفاده کنیم؟ به نظرم اینکه ما از جلوههای سرمایهداری علیه خودش و جنگهای امپریالیستیاش، به این شکل آگاهانه استفاده کنیم، نه تنها اشکالی ندارد که نشانهی هوشمندی است. و اینک «سوپرمن» نیز با وجود تمام انتقادهای به جای ما به سینمای هالیوود، برای ما همین نقش را ایفا کرده است.

