زندگی زیر سایه جنگ از من انسان دیگری ساخت

این روایت را در حالی می‌نویسم که درست یک هفته از آتش بس گذشته است. ساعت دو و پانزده دقیقه بامداد است و من در خانه خودمان در اتاق اعظم نشسته‌ام. قصه اینکه چطور به تهران و خانه بازگشتیم طولانی است، کمی حوصله کنید همه چیز را با جزییات در ادامه می‌خوانید.

ادامه

قبر خالی «ماکان»

یک پولیور آبی مچاله‌شده و کفش ورزشی کرم‌رنگ، تمام آن چیزی است که در ۴۶ روز گذشته از زیر آوارهای مدرسه بیرون کشیده شد و تنها اثری شد از ماکان نصیری…

ادامه

اما، ولی، با اینکه… “روایت‌هایی از آتش‌بس”

صبح روز آتش بس وقتی از خواب بیدار شدم، هرچه بیشتر هوشیار می‌شدم و بیشتر به درون خودم رجوع می‌کردم، کمتر واژه‌ای برای توصیف احساسم پیدا می‌کردم.

ادامه

شما زیر بار شناسایی رسمی دولت اسرائیل نرفتید

سلام حسین آقا، این روز ها خیلی جایتان خالی است. چند وقت پیش دوستم عکس اتاق دوران دانشجویی‌مان را برایم فرستاد و مشاهده تمثال شما روی دیوار اتاقم؛ من را یاد این رفاقت نادیده چندین ساله انداخت…

ادامه

اختلافات بالا گرفته و ما در حال انفجاریم

دوازدهم فروردین، سی و سومین روز جنگ در اخبارا دیدم صبح محله‌ای که قبلا آنجا را زده اند.

ادامه

فعالان محیط زیست کجا هستند؟

شنبه شانزدهم اسفند چهارصد و یک ، حدود ساعت ده شب، روز هشتم جنگ رو به پایان است. حدود یک ساعت پیش، انبار نفت شهر ری و شرق تهران مورد حمله قرار گرفته بود.

ادامه

خشونت جنگ امپریالیستی در ایران با هیچ خشونت دیگری قابل قیاس نیست

در تاریخ ۲۸ فوریه، دومین جنگ تجاوزکارانه و مغایر با قوانین بین‌المللی علیه ایران، توسط رژیم ترامپ و رژیم آپارتاید آغاز شد.

ادامه

نامه‌ای برای تاریخ؛ خطاب به جنایتکاران و خون‌شوران صلح

این نامه را برای شما می‌نویسم: برای شما آقایان ترامپ و نتانیاهو، و برای آنان که به نام صلح جایزه گرفتند و در این هنگامه‌ی بمباران و تجاوز به ایران سکوت کرده‌اند.

ادامه