ما این صلح را نمی‌خواهیم/زنان هرات از طالبان می‌گویند

“اینجا هرات هست, کانون علم و فرهنگ با مردمی صلح دوست و آگاه…
جنگ برای هر سرزمینی ناگوار است و آسیبهای جانی ,مالی و روحی فراوانی را در پی دارد، اما در این میان کودکان و زنان قشر آسیب پذیرتر جامعه اند. این روزها که آتش جنگ به دامان شهر هرات رسیده، کودکان زیادی بعنوان سپر انسانی گرفتار گروه تروریستی طالبان‌اند تا بلا گردان جان این ددمنشان باشند.از حال و روز این کودکان معصوم ما حتی خدا نیز چیزی نمیداند!زنان زیادی به سوگ همسر، فرزند و برادر خویش نشسته اند و دختران زیادی خواب شب از چشمانشان ربوده شده است.
این اولین جوابی است که ناجی برایم می‌فرستد، زمانیکه حالش را پرسیدم و از او خواستم از وضعیت هرات برایم بگوید. اما پیامی که فرستاد بیشتر شبیه آغاز صحبت انسانی است که قرار است در دادگاهی درباره ارتکاب جنایت علیه بشریت شهادت دهد.

ادامه

زن؛ تابوی طالب

رفت‌و‌آمد در شهر صرفاً همراه پدر، همسر یا برادر، تعطیلی دوباره دانشگاه‌ها، ناامنی و پوشیدن اجباری برقع تنها بخش کوچکی از کابوس‌ها و ترس‌های زنان افغانستان از بازگشت دوباره طالبان به قدرت است. آنهایی که سال‌های قدرت طالبان را به چشم دیده‌اند، بیش از این به خود می‌لرزند. این کابوس‌ها حالا همراه همیشگی زنان افغانستان است. زنانی که جز یک زندگی عادی و حضور در جامعه، خواسته و توقع دیگری ندارند. برخی می‌گویند طالبان هم از مردم افغانستان هستند و طی ۲۰ سال گذشته تغییر کرده‌اند اما زنان فعال در افغانستان با این گفته‌ها موافق نیستند. زنان افغانستان از آغاز چندان نسبت به پروسه صلح در این کشور خوش‌بین نبودند و امضای توافق صلح میان حکومت و طالبان را تنها موجب قدرت گرفتن دوباره طالبان می‌دانند.

ادامه

طالبان در خواب هم رهایشان نمی‌کنند، گفتگو با زهرا رضایی در کابل

زمانی که وارد مزار شدم قبلش خبر آمده بود که طالبان به دروازه بلخ نزدیک شده اند.دروازه بلخ یک ساعتی با ماشین از مزار فاصله دارد. مردم وحشت زده این خبر را به هم می‌گفتند. به وضوح مشخص بود که زنان بیش از همه وحشت زده و ترسیده‌اند. چند روز بعد من به همراه تعدادی از دوستانم با همان پوشش همیشگی(مانتو و شال) به مرکز شهر رفتیم. نگاه‌های مردم بسیار سنگین بود. تعداد زنان در خیابانها در مقایسه با قبل به شدت کم شده بود.شرایطی پیش آمده که نمی‌توانی به این موضوع فکر نکنی. شب‌ها خواب می‌بینم که طالبان شهر را گرفته است و از دیوارهای خانه ما بالا می روند.کابوس بازگشت طالبان در خواب هم ما را رها نمی کند.

ادامه

می‌خواهم بمانم؛ زندگی زنان افغان تحت سلطه دوباره طالبان

حدود دو سال از روزی که طالبان و آمریکا شروع به مذاکره کردند می‌گذرد و در این مدت لیلا حیدری خواب نداشته است.
لیلا صاحب تاج بگوم، یک کافه در محله پل سرخ کابل- پاتوق فرهنگیان- است. اما چرا این موضوع باعث می شود او مورد غضب طالبان قرار بگیرد؟ موهای پرکلاغی، آرایش و ناخن‌های لاک‌زده که با یک لباس کمیز سفید براق ست شده و این استایل همانقدر با برقع فاصله دارد که افغانستان با لس‌انجلس. زنان و مردان جوانی که جرات می کنند در باغ زیبای تاج بگوم لبخندزنان با هم چای بنوشند. معتادانی که حالا بهبود یافته‌اند در این کافه کارمی‌کنند. همه اینها دلایلی است برای اینکه طالبان او را نپذیرد.

ادامه

بند، برای زنان افغانستان

شعری از فرناز جعفرزادگان

برای زنان افغانستان که می‌خواهند بنده نباشند.
زن های زیادی را می‌شناسم
که هر ماه
زیبایی را
با بند قسمت می‌کنند
بند صورت دیگر جهان است

ادامه

جایگاه زنان در حکومت طالبان!

محمد راعی فرد:تندروهای داخلی کشورمان به تازگی دست به کار شده اند که ازاین عجوزه ترسناک و با چهره نگاری و گریم او را تبدیل به عروسی زیبا کنند ، غافل ازاینکه این ترفند بلاشک درنطفه خفه خواهد شد، مگر همین تروریستها شهید صارمی خبرنگار و عوامل اجرایی درکنسولگری ایران را در مزارشریف به رگبارنبستند ؟و به هریک ازآنان صدها گلوله هدیه نکردند ؟! مگر قوانین آنان درباره با زنان را ازیاد برده ایم ؟ چه جنایاتی که بنه ام دین وشریعت برزنان و دختران وخانواده ها تحمیل نکردند؟! واقعا باچه عقلانیت ومنطقی سعی در تطهیر این گروه خونخوار ایدئولوژیک زده داریم ؟!

ادامه

هاله و جنبش سبز، ژیلا بنی‌یعقوب

اتهام هاله حضور در تظاهرات جنبش سبز بود.او تقریبا در هرتظاهرات اعتراضی مردم بعداز حوادث انتخابات ۸۸ حاضر بود، با یک پلاکارد ثابت در دست : «شاه هم حرف مردم را دیر شنید.»برخی اوقات به جز پلاکارد گل رزی هم در دست داشت، به نشانه صلح و تاکید بر مسالمت آمیز بودن حرکت اعتراضی خودش و مردمی که عاشقشان بود.

ادامه

کلیشه های جنسیتی در سریال مناسبتی تلویزیون ایران

رزا صراف:بسیاری از جملاتی که از زبان شخصیت یاور شنیده می‌شود به شدت مردسالارانه است و بر کلیشه‌هایی دامن می‌زند که روشنفکران جامعه سالهاست که با آنها در ستیز بوده‌اند برای مثال در جایی می‌گوید: “تو مرام ما زن یه بار شوهر می‌کنه واسه تموم عمر…” یا به طور کلی نگاهی که به تربیت نوه‌اش دارد که باید “مرد” بار بیاید و نگران است که یک وقت رقصیدن یاد نگیرد یا با عروسک بازی نکند… نگاهی که در دنیای امروز تا حد زیادی منسوخ شده است.

ادامه

شعری از سپیده جدیری؛ برای ابراز همدردی با مردم افغانستان

«از بس که خندیدیم و شکل نداشت
از بس که هوا خوردیم و شکل نداشت
از بس مُردیم و شکل
نداشت….»
کانون زنان ایرانی فاجعه‌‌ی کشتار دختران مدرسه‌‌ی سیدالشهدای #کابل توسط #طالبان را به مردم #افغانستان تسلیت می‌گوید. شعری از سپیده جدیری را به همین مناسبت تقدیم می‌کنیم و در این غم جانکاه با مردم افغانستان شریک هستیم.

ادامه