حذف کار زنان در دیدگاه اقتصاد سنتی
پرداختن به اقتصاد به عنوان یک فمنیست، به معنای داشتن یک نگاه خارجی، جهت یافتن تبعیض هایی است که زنان به هنگام شروع یک فعالیت اقتصادی با آن ها مواجه می شوند.
ادامهپرداختن به اقتصاد به عنوان یک فمنیست، به معنای داشتن یک نگاه خارجی، جهت یافتن تبعیض هایی است که زنان به هنگام شروع یک فعالیت اقتصادی با آن ها مواجه می شوند.
ادامهفعالان جنبش در حال تلاش برای تغییر قوانین و عمومی کردن این خواسته در اجتماع اند و در همین حال زنان به تمام شیوه های متعارف و غیر متعارف درعرصه های اقتصادی روی آورده اند.
ادامههنوز یک سوم زنان متقاضی وام، وام گیرنده های پرریسکی به حساب می آیند درحالی که فقط یک چهارم مردان متقاضی وام، پرریسک دانسته می شوند که تا حدی ناشی از تبعیض جنسیتی است.
ادامهبودجه ی پاسخگو به نیازهای جنسیتی” ،یک بودجه اختصاصی برای زنان نیست بلکه کارشناسان مسائل زنان به همراه افرادی که کار نوشتن بودجه را بر عهده دارند سعی می کنند که تاثیرات هر یک از بندهای بودجه را روی زنان بسنجند و در نهایت بودجه ای تدوین کنند که قابلیت پاسخگویی به نیازهای خاص زنان را داشته باشد.
ادامهبراساس این گزارش طی ۱۰ سال گذشته میزان اشتغال مردان چهار درصد رشد داشته در حالی که اشتغال زنان ۲/۰ درصد کاهش یافته است و با این که بیکاری مردان ۲۸ درصد کاهش داشته، بیکاری زنان ۵/۱ درصد رشد کرده است.
ادامهدر سال ۲۰۰۷ در زمینه مشارکت نیروی کار براساس جدول زیر میزان زنان شاغل ۴۱ درصد و میزان مردان شاغل ۷۶ درصد بوده است که این درصدها، دو درصد بالاتر از میزان این شاخص در سال ۲۰۰۶ است.
ادامهبراساس آخرین آمار بانک جهانی یک چهارم تا یک سوم شرکتهای ثبت شدهء تجاری دنیا، توسط زنان به ثبت رسیدهاند که به گفتهء صابر برخی از آنان تنها شرکتهای اسمی زنان هستند چون همسران آنان مدیران عامل چند شرکت مختلف هستند
ادامهدر ایران در حدود ۹۰۰ زن، کارت بازرگانی دارند اما تنها دو زن در دورهء پنجم انتخابات اتاق بازرگانی توانستند عضو هیات نمایندگان اتاق شوند و تعداد کم زنان نشان میدهد که راه برای زنان هنوز باز نشده و همیشه سلیقهای و جناحی تصمیم گرفته شده تا جایی که اگر زنی عضو هیچ جناحی نباشد به سختی میتواند ارتقا پیدا کند
ادامهاحقاق حقوق زنان کاملا وابسته به مسایل اقتصادی است و نمیتوان از حقوق برابر بدون پیش زمینهء اقتصادیاش سخن گفت…حقوق یا قوانین وقتی تغییر مییابد که نیازش احساس شود. نیاز اقدام را به دنبال دارد و این همان مسیر دیالکتیک تاریخی است;نیازی که با کار آغاز میشود.
ادامهدر جامعهء ما زنان سرپرست خانوار بسیاری وجود دارند که همسرانشان فوت کردهاند یا از آنها جدا شدهاند. مطمئنا مستمری جزیی بهزیستی تکافوی این افراد و فرزندان احتمالیشان را نمیدهد پس آنها مجبور میشوند که به مشاغل اینچنینی روی بیاورند البته آنچه در این میان نباید نادیده گرفته شود شرافت چنین زنانی است
ادامه