من، مادرِ خیالیِ تمامِ کودکانِ بیمادرِ غزه هستم
من در خیالم دستِ تمامِ کودکان غزه را میگیرم و میبرمشان کنارِ دریا، پر از پرچینهای سرسبز… با یک آسمانِ آبی که در آن هیچ کودکی بیمادر نیست. بیپدر نیست. جنازهی خواهر و برادرش را ندیده است. جایی که هیچ بچهای، نمیداند «گرسنگی» یعنی چه؟
ادامه



