فکر میکردید اگر اسمش را عوض کنید «عمو ترامپ»تان آنجا را نمیزند؟
سیوهشت روز از جنگ گذشته، تعطیلات عید تمام شده و چند روزی است سال کاری چهارصد و پنج رسما آغاز شده.
ادامهسیوهشت روز از جنگ گذشته، تعطیلات عید تمام شده و چند روزی است سال کاری چهارصد و پنج رسما آغاز شده.
ادامههنوز از جنگ چیزی نفهمیدهام! هنوز برایم مثل خواب است، زمانهایی بوده که چه در تهران چه اصفهان از صدای وحشتناک بمبها و موشکها توی دلم خالی شده باشد…
ادامهمادران، ملتهای جهان، کوشندگان نهادهای مدنی و سیاسی، هنرمندان، دانشگاهیان، مدافعان حقوق بشر، فرهیختگان فرامرزی، صلح خواهان و دبیرکل و اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد، با شما سخن می گوییم.
ادامهبر اساس گزارشهای منتشرشده، در نتیجه حملات تروریستی ارتش آمریکا و اسرائیل به ایران بیش از ۸۲٬۰۰۰ سازه غیرنظامی، از جمله حدود ۴۹۸ مدرسه، حدود ۲۸۱ مرکز درمانی (بیمارستان، درمانگاه، داروخانه)، بیش از ۲۰ دانشگاه و زیرساختهای صنعتی و شهری، دچار آسیب شدهاند.
ادامهنگران برادرم هستیم که در اتاق عمل چه وضعیتی دارد. پسر برادرم میگوید عمل در حال انجام است و مشکلی نیست اما بقیه عملهای بیمارستان لغو شدهاند. خاطرهی خوشی از همزمانی بیماری و جنگ ندارم.
ادامهیک هفته شاید هم بیشتر شده که پرده اتاق را کنار نکشیدهام؛ با خودم میگویم بالاخره خود این پردهها حفاظی برای شیشههاست برای زمانی که صدای جنگنده یا موج انفجار باعث شکستنشان شود.
ادامهآنچه در دل بسیاری از منازعات امروز سنگینی میکند، فقط خودِ جنگ نیست؛
بلکه تکرار الگویی است که بارها در جهان دیدهایم.
راستش را بخواهید، امروز دیگر دلم نمیخواهد اخبار جنگ را پیگیری کنم. نه فقط استرسم را چند برابر میکند، بلکه این حس را هم دارم که هیچ چیز را تغییر نمیدهد.
ادامهدر شهری آرام در شمال اروپا زندگی میکنم؛ شهری که بزرگترین دغدغهاش این است که زمستان زودتر تمام شود، تا مردمش دوباره زیر نور آفتاب قدم بزنند و گرمای کمجانش را روی صورتشان حس کنند.
ادامهJust minutes after the arrival of the year 1404, I wrote to two of my closest friends: “This is the first New Year’s moment in my life when I broke down and burst into uncontrollable tears.
ادامه