همصدا با خواهرم هانا و سایر فعالان جنبش زنان

فرید عبدی

همان آرزوی ژرفی هستید که شمارا به پیش می راند

آرزوهایتان هر گونه که باشد اراده تان همان گونه است

ارادتان هرگونه که باشد کردارتان همان گونه است

کردارتان هرگونه که باشد تقدیرتان همان گونه است

و این آرزوی ژرف آزادی و برابری است که هانا از دیر باز خواستار آن بود و با جدیت آن را دنبال می کرد. دختری از دیار آزادی با عشق همیشگی نسبت به انسانیت و زنان و دختران ستمدیده ، دختری ۲۱ ساله از جنس آذر ماهی های پر شر و شور، زندگیش را از کوچه پس کوچه های فقیر شهر سنندج آغاز کرد و در جامعه ای نابرابر با هنجارها و قوانینی که او را به حاشیه می رانند یکی یکی پله های عمر را بالا رفت تا به نوجوانی رسید و طعم اسیری در پنجه قوانین مرد سالار و عرف های قرون وسطایی را چشید. او می دید که خود و همرنجانش در زیر فشار مرد سالاری چگونه انسانیت و روحشان زیر سوال می رود.

روزانه با انواع بی احترامی هایی که به زنان می رفت برخورد می کرد، خبرهایی که از خودسوزی زنانی که فریاد اعتراضشان شعله های آتش بود را می شنید و مردانی که با افتخار قتل های ناموسی خود را تعریف می کردند می دید و در فکر فرو می رفت می گفت چرا ما زنان ایران این گونه زندگی می کنیم آیا لیاقتمان همین است و یا نمی گذارند آن گونه که می خواهیم زندگی کنیم؟… و هزاران سوال دیگر پیش روی او بود که باعث شد مرحله ای نوین در زندگی اش شروع شود. آغاز آشنایش با انجمن زنان آذر مهر بر می گردد به زمانی که او ۱۷ ساله بود. در کلاس های انجمن که شامل تاریخ زنان، روانشناسی زنان و جامعه شناسی زنان بود فعالانه شرکت می جست و با شور و شوق حاصل از آگاهی و یاد گرفتن به روشنگری در میان نزدیکانش می پرداخت و با صبر و جدیت به مبارزه علیه مردسالاری ادامه می داد.

با بحث های جدی اش که در خانواده انجام می داد اعضای خانواده را به سمت و سوی افکار برابری طلبانه می کشاند. او با رفتارش و با وجود مخالفت هایی که در ابتدا از جانب خانواده با وی می شد راسخ و استوار به راهش ادامه داد و به سنگ صبور و آموزگار تمام زنان ستمدیده ی فا میل و اطرافیان تبدیل شد. مادرانش را با مبارزه آشنا کرد و آنها را با خود همراه کرد.

من به عنوان برادر هانا چیزهای زیادی از او یاد گرفته ام و در سایه شجاعت و آگاهی او، نسبت به تغییر رفتار خود نسبت زنان و دختران جامعه ام برآمده ام. با تلاش و کوششی که ازهانا آموخته ام در این راه قدم برداشته ام. من همیشه از او شنیده ام که بیشترین مبارزه ما با ذهنیت مردسالار است، ذهنیتی که راه را بر تمام پیشرفتهای جامعه و در تمام زمینه ها می گیرد و انواع خشونت ها را بر جامعه زنان و کودکان روا می دارد. می گوید بیشتر جنگ های دنیا از ذهنیت مردسالار سر چشمه می گیرد چون زنان از هر گونه خشونت و جنگ متنفرند و صلح طلب هستند.

از نکات دیگر در مورد هانا علاقه زیاد او به کودکان است. هانا می گوید که اینها نسلی هستند که باید در آزادی و برابری زندگی کنند. آیندگان نباید در این نابرابری به سر برند.

او در کنار سیر مطالعاتی و اندیشگانش که هر روز با پیشرفت بیشتری همراه است به فعالیت های دیگری نظیر جمع کردن کمک های مردمی برای زنان بی سرپرست و بی بضاعت و دایر کردن کتابخانه و جلسات هفتگی بحث و گفتگو حول مسائل و مشکلات زنان در روستا های اطراف سنندج و همچنین کمپین یک میلیون امضا پرداخته است. ما به عنوان خانواده از هیچ کمکی برای رسیدن به اهدافش دریغ نکردیم و در این مبارزه مسالمت جویانه در کنارش بودیم و امروز که هانا و سایر فعالین جنبش زنان در سراسر ایران زیر فشار یا در زندان به سر می برند همبستگی مان را با جنبش زنان و تمام برابری طلبان ایران اعلام می داریم و تا اخرین نفس هایما ن از دستاوردهای این جنبش دفاع خواهیم کرد.

منبع:تغییر برای برابری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.