جنگ، زنان و تغییرات اجتماعی
نگاهی جامعهشناسانه به جنگ به مناسبت سالروز آغاز جنگ هشت ساله عراق با ایران

مهگان فرهنگ
جنگها، به عنوان یکی از پدیدههای مهم اجتماعی و تاریخی، تأثیرات عمیقی بر جوامع انسانی گذاشتهاند. یکی از جنبههای کمتر بررسی شده در این زمینه، نقش زنان در جنگها و تأثیر آن بر جامعه زنان است. اگرچه جنگیدن متعلق به مردان بوده است اما می توان گفت جنگ چهره ی زنانه نیز دارد. زنان نه تنها قربانی جنگها بودهاند، بلکه به عنوان افراد فعال نیز در بسیاری از نبردها و بحرانهای نظامی نقشآفرینی کردهاند. به عبارتی می توان گفت جنگ ها ، زنان را هم به میانه ی کار کشید. باعث شد تا آن ها در قالبهای مختلفی از جمله جنگجو، پرستار، رهبر، مادر، پشتیبان و حتی فعال سیاسی ظاهر شوند.
از دوران باستان تا کنون، زنان در جنگها به عنوان قربانی و یا درمیانه ی میدان بودند. به همین دلیل است در بسیاری از جوامع قدیمی، زنان به عنوان نمادهای شجاعت و محافظت از خانواده و سرزمین شناخته میشدند. در برخی فرهنگها، مانند فرهنگهای سلتی و اسکاندیناوی، زنان جنگجو و رهبرانی بودند که مستقیماً در نبردها شرکت میکردند.
با ورود به دوران مدرن، به ویژه در قرن بیستم، زنان در جنگهای جهانی به شکل گستردهتری حضور یافتند. در جنگ جهانی اول و دوم، زنان به عنوان پرستار، کارگر کارخانه، راننده، و حتی جاسوس وارد میدان جنگ شدند. نقش آنها به شکل گستردهای در پشتیبانی از نیروهای نظامی و همچنین جایگزینی مردانی که در جنگ حضور داشتند، دیده میشد. به عنوان مثال، در بریتانیا و آمریکا، زنان در کارخانههای نظامی کار میکردند و مهمات، لباس و تجهیزات برای سربازان تولید میکردند. این تجربیات، زمینهساز تغییرات عمیق در نگرشهای اجتماعی نسبت به زنان شد. این تغییرات نشان دهنده ی این بود که در شرایط سخت، حضور زنان پا به پای حضور مردان دیده می شود و جنگ فقط برای مردان نیست. اما همیشه حضور زنان و نقش آن ها اشته اند ، نادید گرفته شده است.
در مقاله ی زنان در جنگ که در وبسایت نهاد نبردهای آمریکا منتشر شده، آمده است: تحولات انقلاب و جنگ داخلی زندگی اجتماعی زنان را عمیقاً تغییر داد، راههای جدیدی را گشود و به آنها اجازه داد تا نقشهایی را ایفا کنند که قبلاً عمدتاً در اختیار مردان بود. به عنوان مثال پرستاری، که یک حرفه مردانه بود، به عنوان یکی از کارهای مهم برای زنان مطرح شد. این تغییرات در تمامی جنگ ها و تحولات در کشورهای مختلف دیده می شود و حتی فراتر از این رفته و زنان در بخش های نظامی نیز حضور پیدا می کنند.
در ایران هنگام ورود دشمن به جنوب کشور بویژه در خرمشهر زنان بسیاری پابه پای مردان همراه شدند و حتی اسلحه بدست گرفتند. از اولین مسئولیت هایی که زنان در جنگ ایران و عراق، به صورت خودجوش و همپای مردان بر عهده گرفتند، جنگیدن با دشمن در جنوب و غرب بود. امداد، معالجه، پختن غذا و…تا ساخت کوکتل مولوتف و گرفتن اسلحه و جنگیدن، همه به نقش پررنگ آن ها اشاره دارد.
تأثیرات اجتماعی
نمی توان از نقش زنان و حضور آن ها در جنگها غافل بود و آن را نادیده انگاشت. زنان با عناوین مختلف بر ساختارهای اجتماعی و نگرشهای جامعه نسبت به جنسیت و قدرت داشت. جنگها، به ویژه جنگهای جهانی و مطرح در دنیا همیشه با این مهم همراه است. حضور زنان و همراهی آن ها در جوامع درگیر جنگ دلگرمی و پشتیبانی به حساب می آمد. حتی زنان به عرصههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ورود پیدا کردند. زنان در طول هشت سال جنگ ایران و عراق که همسر یا فرزند خود را از دست داده بودند، در بخش هایی از اجتماع جدید حضور پیدا میکردند .
جنبشهای اجتماعی وپشتیبانی زنان در جنگ
در دوران جنگ، زنان با ایجاد سازمانهای مدنی و خیریه، نقش مهمی در پشتیبانی از خانوادهها و سربازان ایفا کردند. سازمانهای زنان، مانند صلیب سرخ ، هلال احمر و سازمانهای مشابه، به ارائه کمکهای انسانی و پزشکی پرداختند. این سازمانها به ایجاد حس همبستگی اجتماعی زنان را به عنوان بازیگران فعال در مدیریت بحرانهای اجتماعی معرفی کردند. در جنگ عراق و عراق به جز هلال احمر در خیلی از فضاهای اجتماعی بویژه مساجد زنان برای تهیه ی مواد غذایی اولیه، پاک کردن حبوبات و بسته بندی وسایل رزمندگان کمک کردند. حتی بافت لباس های گرم دور هم جمع می شدند و داوطلبانه بخش عمده ای از پشتیبانی را انجام می دادند.
گروه هایی که برای همدردی با خانواده ی شهدا و یا مجروحین داوطلبانه خدمت می کردند و این خانواده ها را حمایت می کردند. مشاورین و افرادی که در مدارس وظیفه ی رسیدگی به فرزندان شهدا را داشتند و یا همدلی با آن هایی که پدرانشان در جبهه های نظامی در حال نبرد بودند.

پیامدهای پس از جنگ
پس از پایان جنگ عراق و ایران مثل همه جنگها، زنان در ایران نیز با چالشهای جدیدی مواجه شدند. بازگشت مردان از جبهه و نبرد با تمام آسیب های روحی و جسمی که به همراه داشتند. ان هایی که جانباز بودند شرایط سخت تری داشتند و حالا مسوولیت خانواده را بیشتر می کرد و فضای خانواده بخاطر بسیاری از بیماری های عجیب ناشی از جنگ دچار تنش های جدید شده بود.
زنان و مادرانی که منتظر بازگشت همسران و فرزندان اسیر در اردوگاه های دشمن بودند و حتی چشم به راه بودن مادران و زنان و حتی فرزندانی که هیچ خبری از پسر، همسر یا پدرشان نداشتند.
حتی پس از بازگشت اسرا از جنگ ، همچنان زنانی هستند که منتظر بازگشت رفته هایشان هستند. زنان هیچ گاه با جنگ ها غریبه نبوده اند. چه به عنوان مادرانی که فرزندانشان را رهسپار جنگ کرده اند و ممکن است آن ها را از دست بدهند. همسرانی که با همسر خود خداحافظی کرده اند. زنانی که در مناطق مرزی کشور کشته شدند و یا مورد تعرض قرار گرفتند همیشه بنا به مصلحت اجتماع و شرایط اجتماعی در این باره کمتر کردند
زنان پزشک، پرستار، امدادگران پزشکی و داوطلبانی که همه در مصیبتی بهنام جنگ سهیم بودند، حتی نگاه نویسندگان زن و هنرمندان ازجنگ و مصیبت های آن از جنگ به روایت زنانه می تواند بسیار متفاوت باشد. نقش زنان را در همبستگی اجتماعی و حمایتهای مدنی چه جنگ ها و چه پس از آن نباید فراموش کرد . این چیزی است که همچنان ادامه دارد.

