«من هم» یا «ما هم» در زمانه‌‌ی جنگ؟

اخیرا جمعی ده نفره متنی را تحت عنوان «بیانیه‌ی جمعی اعضای تیم می‌تو ایران پس از مصادره‌ی این پلتفرم توسط شقایق نوروزی» در اینستاگرام منتشر کرده‌اند. اما شقایق نوروزی چه کرده که مستحق چنین برخوردی باشد؟

ادامه

چند روایت از مصایبی که زنان تحمل کردند، یکسال پس از جنبش مهسا

آذر نظریه راد:نگاهی به این خرده روایت‌های زنانه که احتمالا با تغییر جزییاتی برای بسیاری دیگر رخ داده، نشان می‌دهد که «اجبار» فصل مشترک همه آنها ست اما اشتراکی که در این روایت‌ها بیشتر اهمیت دارد، استفاده از اهرم‌هایی است که شاید در ظاهر موجه به نظر بیاید اما در بطن آن القای «مساله‌دار بودن و تنش‌زا بودن حضور زنان در مکان عمومی» است. در این تصویر‌سازی شهروندان بخشی از پازل حکومت را تکمیل می‌کنند. آنها نیز از سوی حکومت با ابزارهای سرکوب مستتر مجبور به همراهی علیه زنان هستند. این رویکرد می‌تواند به خانه‌نشین کردن زنان منجر شود و به مرور انزوای مد نظر حکومت را رقم بزند. انزوای نیروهای اجتماعی و فردی که به قول هانا آرنت مساعدترین زمینه ارعاب و در ضمن همیشه نتیجه آن است.

ادامه

دیگر گریه نمی‌کنم نیلوفر اما…

شهرزاد همتی:راستش دیگر گریه نمی‌کنم نیلوفر*، اما ناگهان، مثلا در انتهای یک خنده از ته دل،وقت خورد کردن کاهوها برای سالاد گریه‌ام می‌گیرد.مدت هاست نمی‌توانم گزارش بنویسم. حوصله نوشتن نیست.زمان و مکان خواب‌هایم حوالی خانه‌ات و زندان اوین می‌چرخد… مثلا کافه‌ای در کنار زندان یا پارکی در نزدیکی محل زندگی‌ات…. مثلا وقتی خوشحالم و واقعا خوش گذشتن را حس کرده‌ام در انتهایش گریه‌ام می‌گیرد…

ادامه

افق های ناروشن و همگرایی های موجود، نوشین احمدی خراسانی

نوشین احمدی خراسانی:اگر از زاویه «روش» به جریان های سیاسی موجود نگاه کنیم امروز لزوما با سه جریانِ جمهوری خواه / مشروطه طلب / چپ گرا  روبه رو نیستیم، بلکه با سه روش و استراتژی مختلف برای ایجاد تغییر در جامعه مواجه ایم که بلوک های اصلی نیروهای تاثیرگذار در آینده را نمایندگی خواهد کرد. هرچند بسیاری از نیروهای سیاسی در این شرایطِ «نه چندان حساس کنونی» می توانند دعوی تلفیق این روش ها را داشته باشند، اما واقعیت آن است که پررنگی و سنگینی وزنِ یک نوع روش خاص (به عنوان روش غالب) در این گروه ها می تواند نشان دهد که در آینده و در تندپیچ های حساس سیاسی چه سرنوشتی برای جامعه و برای خودِ آن جریان سیاسی رقم خواهد زد.

ادامه

این ماییم، مایی که ساکت نمی‌نشینیم

هلیا عسگری:این تصویر ماست که بهت‌زده به مهسا فکر می‌کنیم، وقتی می‌فهمیم دیگر نیست و ته دلمان صدایی داد می‌زند که کاش هیچوقت به تهران نمی‌آمد. وقتی با صدای بلند «یه دل می‌گه برم برم یه دلم میگه نرم نرم..» را می‌خوانیم و صورت شاد و خندان نیکا از جلوی چشمانمان کنار نمی‌رود. چه کسی فکرش را می‌کرد که روزی برسد این آهنگ‌ چنگ به قلبمان بکشد. صدای یلدا وقتی از کتک خوردنش می‌گوید و ذهنمان را قفل می‌کند. دستان بسته خدانور، تنهایی سید محمد حسینی و نگرانی محمدمهدی برای مادرش،

ادامه