فمینیسم و ضرورت «نه به جنگ»
از موج نخست که بر حقوق مدنی و سیاسی زنان تمرکز داشت تا موجهای متأخر که مفاهیمی چون بازتولید قدرت مردسالارانه، خشونت ساختاری، سوژگی (agency) زنان، و تقاطعمندی (intersectionality) را مطرح کردند، فمینیسم همواره بر تحلیل رابطه میان ساختارهای قدرت و اشکال خشونت تأکید کرده است. این چشمانداز، جنگ و نظامیگری را نه رویدادهایی استثنایی، بلکه تداوم منطق مردسالارانه خشونت، کنترل و حذف میداند.
ادامه



![بحث جنبشهای اجتماعی که میشود ناگزیر باید به نقش آن عده که «نماینده» خوانده میشوند یا در مقام کنشگر دارای شکلی از نمایندگی شدهاند نیز پرداخت. برخی معتقدند که وقتی جنبشی سربرمیآورد ذکر مکرر نام فعالان جنبش و تکرار مداوم نقش آنان در گسترش حساسیت نسبت به ستمی که مردم علیهاش ایستادهاند راه بادیه است. نگرانیشان هم این است که نام بردن از فعالان و بازنمایی «بیش از حد» تاثیر آنان پیشزمینهٔ سلبریتیپروری و سند زدن دستاوردهای جنبشی مردمی به نام معدود افراد صاحبنامی باشد که با کمترین هزینه، بیشترین سود را میبرند. نگرانی عجیبی نیست، بهخصوص اگر به تاثیر مفتسواران[9]در جنبشهای اجتماعی بیاندیشیم.](https://ir-women.com/wp-content/uploads/2024/12/آزار-جنسی.jpg)

