فمینیسم و ضرورت «نه به جنگ»

از موج نخست که بر حقوق مدنی و سیاسی زنان تمرکز داشت تا موج‌های متأخر که مفاهیمی چون بازتولید قدرت مردسالارانه، خشونت ساختاری، سوژگی (agency) زنان، و تقاطع‌مندی (intersectionality) را مطرح کردند، فمینیسم همواره بر تحلیل رابطه میان ساختارهای قدرت و اشکال خشونت تأکید کرده است. این چشم‌انداز، جنگ و نظامی‌گری را نه رویدادهایی استثنایی، بلکه تداوم منطق مردسالارانه خشونت، کنترل و حذف می‌داند.

ادامه

خشونت علیه زنان؛ سلطه‌ساختاری و مبارزه‌ای همیشگی

استثمار زنان در محل کار معمولا خشونت به حساب نمی آید در حالی که سود حاصل از آن به جیب سرمایه دار (گاهی به نام کارآفرین) سرریز می شود. این خشونت در مورد زنان کارگر شدت و حدت بیشتری دارد. زنان در جامعه سود محور به عنوان نیروی کار ارزان یا کالای جنسی دیده می شوند و به همین دلیل در محیط کار در برابر کار مساوی دستمزد کمتری دریافت می کنند. حالا فشار و فرسودگی کار خانگی را نیز اضافه کنید.

ادامه

روسری‌هایی بر گردن تاریخ

سه شعر از کتاب آدم از کدام فصل به زمین افتاد
زن
عبارتی سیاه پوش
تن
کلمه ای غائب
نمی روید کلمه ای
از دهان هویت
نام
در سوگ ننگ خود نشسته

ادامه

نگاهی به جنبش روایتگری علیه آزار جنسی

بحث جنبش‌های اجتماعی که می‌شود ناگزیر باید به نقش آن عده که «نماینده» خوانده می‌شوند یا در مقام کنشگر دارای شکلی از نمایندگی شده‌اند نیز پرداخت. برخی معتقدند که وقتی جنبشی سربرمی‌آورد ذکر مکرر نام فعالان جنبش و تکرار مداوم نقش آنان در گسترش حساسیت نسبت به ستمی که مردم علیه‌اش ایستاده‌اند راه بادیه است. نگرانی‌شان هم این است که نام بردن از فعالان و بازنمایی «بیش از حد» تاثیر آنان پیش‌زمینهٔ سلبریتی‌پروری و سند زدن دستاوردهای جنبشی مردمی به نام معدود افراد صاحب‌نامی باشد که با کمترین هزینه، بیشترین سود را می‌برند. نگرانی عجیبی نیست، به‌خصوص اگر به تاثیر مفت‌سواران[۹]در جنبش‌های اجتماعی بیاندیشیم.

ادامه

چه کاری از تک تک شما برای جلوگیری از خشونت علیه زنان برمی‌آید

گرچه هم مردان و هم زنان ممکن است قربانی خشونت بشوند، خشونت علیه زنان، که اغلب هم توسط مردان اعمال می‌شود، مقوله‌ای خاص از خشونت است که بستگی شدیدی به عدم توازن تاریخی و کنونی قدرت میان مردان و زنان، دختران و پسران دارد. خشونت علیه زنان یکی از حیاتی‌ترین عناصری است که به ابقای عدم توازن قدرت و سلطه مردان بر زنان در سراسر جهان یاری می‌رساند. همه ما تا حدی در فرهنگی که خشونت علیه زنان را حمایت و تشویق می‌کند مشارکت داریم، چه در بخشهای کمرنگ‌تر(مانند زمانی که به دوستمان می‌گوییم “مرد باش” و با کارهای سخت مواجه شو) و چه در بخشهای پررنگ‌تر و حیاتی‌تر( مثل کتک زدن و تجاوز به زنان و دختران). در ادامه بعضی کارهای کوچک و بزرگی را که ما می‌توانیم به طور روزمره برای پایان دادن، یا حداقل به تاخیر انداختن خشونت علیه زنان انجام دهیم آورده شده است.

ادامه

خسته از این همه جنگ در سرزمینم

مبینا ساعی:من، تو، ما و همه به نحوی قربانی این خشونت‌ها در کشوری هستیم که بیشتر از چهار دهه جنگ را تجربه می‌کند. من متولد دهه شصت و آغاز سالهای جنگ ویرانگر در کشورم هستم، مادرم همانند هر زنی دیگر در افعانستان چهل سال عمرش را با درد و تشویش و اشک گریه گذشتانده و امروز نیز در روزهایی که امید داشت فرزندانش در کنارش باشند بازهم جنگ لعنتی فرزندانش را از او دور ساخت و دلتنگی ها و حسرت‌های بیشتری را نصیبش کرد. چگونه فراموش کنم که هر بار جنگ قدرت طلبانه در کشور مرا و صدها و هزاران تن دیگر مثل من را قربانی نساخته و زهر تلخ خشونت را شامل زندگی من نکرده…؟

ادامه