زنان و فعالان مدنی افغانستان از طالبان چه می‌گویند

شیما کریمی، فعال زنان یکی از سخنران این جلسه بود. او ضمن اشاره به این موضوع که برخی افکار طالبان در میان مردم افغانستان طرفدار دارد، گفت: «مثلا مرد تاکسیران می‌گفت طالبان بیاید تا این زنان جمع شوند و در خانه بنشینند. یا برخی از همکاران ما با شوخی و خنده در باره بازگشت طالبان صحبت می‌کنند و به ما می گویند که طالبان بیایند شما چه کار می‌کنید! می‌نشینید گوشه خانه و آشپزی می‌کنید. متاسفانه برخی از زنان هم با افکار طالبان همراه هستند. همان زنانی که ما نتوانستیم در این سال‌ها فکر آنها را تغییر دهیم.»

ادامه

سوریا باور در مزارشریف:جامعه جهانی ما را رها کرده است

سوریا باور:باید اینطور بگویم که مردم افغانستان هیچ وقت طرفدار حضور طالبان نیستند چون کارهای قبلی آنها به ما نشان داده بود که آنها تا چه حد ناقض حقوق بشر هستند. طالبان انواع تبعیض را ایجاد می‌کنند؛ از تبعیض قومی و زبانی گرفته تا تبعیض جنسیتی و مذهبی که اهل تشیع و قوم هزاره از این مساله مصون نیستند. زن، مرد، جوان و پیر هیچ کدام خواستار حضور طالبان نیستند.

ادامه

بند، برای زنان افغانستان

شعری از فرناز جعفرزادگان

برای زنان افغانستان که می‌خواهند بنده نباشند.
زن های زیادی را می‌شناسم
که هر ماه
زیبایی را
با بند قسمت می‌کنند
بند صورت دیگر جهان است

ادامه

آیا فردا زنده هستم

آخرین نمایشگاه رادا اکبر، عکاس افغان، پس از مواجه شدن با تهدید مرگ به صورت آنلاین برگزار شد. عکس های این هنرمند ۳۳ ساله در مورد میراث و استقلال او صحبت می کند، موضوعی که خطر مرگ را در افغانستان به دنبال دارد. اکبر پس از به نمایش گذاشتن برخی از شخصیت های قدرتمند زن افغان تهدید به مرگ شد. طبق گزارش منتشر شده توسط” The US Post “ ، از سپتامبر ۲۰۲۰ ، بیش از ۱۸۰ نفرکه عمدتا زنان فعال مانند شخصیت های برجسته، اهالی رسانه، قضات و فعالان به طور وحشیانه کشته شده اند و ایالات متحده و دولت افغانستان، طالبان را مسئول این خشونت‌ها می دانند.

ادامه

نسبت به آینده زنان افغانستان نگرانیم

امروز باز خطر زنان افغانستان را تهدید می‌کند، طالبان برگشته و باز زنان افغانستان را هدف قرار داده است. هرچه که طالبان بیشتر پیشروی میکند، زنان افغانستان در خطر بیشتری قرار می‌گیرند. زنان افغانستان هیچ گاه دوران طالبان را فراموش نکرده‌اند و حالا آن کابوس بیش از همیشه آماده بازگشت به زندگی آنان است و تهدیدها در خصوص کار، تحصیل، پوشش و زندگی آنان از سر گرفته شده است و موجب نگرانی‌شان شده است، دلهره‌ای که زنان و مردان نوع‌دوست ایران با آنها شریکند.

ادامه

ماری اکرمی، برای باز نگه داشتن خانه‌های امن در افغانستان می جنگد

دور یک اجاق در آشپزخانه یک رستوران کوچک در کابل جمع شده اند و نان برای ناهار مشتری‌ها درست می‌کنند. همه آنها از بازماندگان خشونت خانگی هستند و بسیاری از آنها دیگر هرگز نمی توانند به خانواده های خود بازگردند.
ماری اکرمی، بنیانگذار خانه امن، خانه‌ای که این زنان در آن زندگی می‌کنند و در رستوران آن کار می‌کنند، می ترسد با خروج نیروهای خارجی که متعهد شده بودند حقوق زنان را در افغانستان خسته از جنگ احیا کنند، مجدد همه چیز ویران شود.

ادامه

جایگاه زنان در حکومت طالبان!

محمد راعی فرد:تندروهای داخلی کشورمان به تازگی دست به کار شده اند که ازاین عجوزه ترسناک و با چهره نگاری و گریم او را تبدیل به عروسی زیبا کنند ، غافل ازاینکه این ترفند بلاشک درنطفه خفه خواهد شد، مگر همین تروریستها شهید صارمی خبرنگار و عوامل اجرایی درکنسولگری ایران را در مزارشریف به رگبارنبستند ؟و به هریک ازآنان صدها گلوله هدیه نکردند ؟! مگر قوانین آنان درباره با زنان را ازیاد برده ایم ؟ چه جنایاتی که بنه ام دین وشریعت برزنان و دختران وخانواده ها تحمیل نکردند؟! واقعا باچه عقلانیت ومنطقی سعی در تطهیر این گروه خونخوار ایدئولوژیک زده داریم ؟!

ادامه

از زنان در مقابل تهدیدات طالبان حفاظت کنید

همزمان با تشدید حملات گروه طالبان در کشور و نشر گزارش‌ها در مورد بدرفتاری جنگ‌جویان این گروه با زنان در مناطق تحت تصرف‌شان، مجلس نمایندگان از سازمان ملل متحد خواسته است که از زنان افغان در مقابل تهدیدات طالبان حفاظت کند.

ادامه

خاکِ سستِ زن‌بودگی در افغانستان

«آخر هر روایتی باید دلیلِ راوی معلوم باشد و من دلیلی ندارم جز قبرها، رجعت مدام به قبرها، به تنها شانِ بازمانده یک قوم.» روایتی که سرانجام به ایستادن کنار مزار پدر ختم می‌شود. در انتها درست همانجایی می‌ایستد که در ابتدای کار بود. این بار به جای چشم در چشم شدن با پدر، چشم بر سنگ قبر می‌دوزد. سستی هویت را کنار پدر روایت می‌کند:«خاک را مشت می‌کنم که بی‌مکث از لابه‌لای انگشتانم سر می‌خورد. سست …سست … انگار ذره‌ای وطن هم حاضر نیست در شیار لاغر انگشتانم بماند تا برای خودم نگهش دارم، تا بنویسمش.»

ادامه