نسبت به آینده زنان افغانستان نگرانیم
کمیسیون مطالعات زنان حزب اتحاد با صدور بیانیهای اعلام کرد: نسبت به آینده زنان افغانستان نگرانیم/ سیاستمداران ایران و جهان در تصمیمات خود وضعیت و آینده زنان افغانستان را در نظر بگیرند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
افغانستان همسایهی شرقی کشورمان مجددا دستخوش بحران و تحولات جدیدی شده است، هرچند که این کشور نزدیک به چهل سال است که روی آرامش به خود ندیده و هر روز دستخوش یک بحران بوده است.
از روزی که ارتش سرخ شوروی وارد خاک این کشور شد تا آرزوی دستیابی به آبهای آزاد را تحقق بخشد، تا امروز که محل عبور و مرور نیروهای خارجی دیگر بوده، افغانستان به بلای جنگ دچار است، جنگی که راه را بر هرگونه توسعهای بسته و تنها ویرانی و خرابی برجای گذاشته است. در این میان، تحولات اخیر و قدرت گرفتن افراطیهای مذهبی، بیش از همه زنان و دختران افغانستان را قربانی خشونت مردانی ساخته که دست از جنگ و تحجر نمیکشند.
آنها اگر زمانی فرزندان و برادران و پدران مجاهد خود را با افتخار راهی جنگ میکردند تا از حیثیت و وطنشان دفاع کنند، اما از جایی به این سو زنان سرزمین افغانستان با بغض و اندوه نظاره گر جنگ مردان خود با یکدیگر شدند، جنگ افغانستانی با افغانستانی برای قدرت بیشتر و تحمیل دیدگاه خود، اشغال گر از کشور خارج شد اما برادران مجاهد به جان یکدیگر افتادند. در حالیکه مجاهدین افغان در حال ویرانی شهرهای خود و قربانی کردن خود و زنان و دختران خویش بودند، مجاهدینی تازه نفس که تجربه جنگ با دشمن اشغالگر را نیز داشتند، روستا به روستا، شهر به شهر، پیش آمدند و از آنجاکه پیامآور امنیت بودند مورد استقبال قرار گرفتند و حتی زنان نیز برای آنان هلهله کشیدند تا طالبان بر افغانستان چیره شد.
اما دیری نپایید که ماهیت واقعی این گروه نمایان شد و حقیقتی تلخ به صورت جهان کوبیده شد، زنان افغانستان پیچیده در برقع، به خانهها رانده شدند، شلاق بر تنشان نشست، از تحصیل محروم شدند و حق کار خود را از دست دادند، شکنجه دیدند، شلاق خوردند، اعدام شدند و نهایتا روزی رسید که زنان افغانستان دیگر در خیابانها حضور نداشتند و فقط قصهی پر غصهی آنها با تاخیر به گوش جهانیان می رسید. اما جه سود که سرنوشت زنان مظلوم افغانستان تاثیری بر معادلات قدرت نداشت و سیاست زمخت و عاری از عاطفه و انسانیت، وقعی به سرنوشت انبوه مردان، زنان و کودکان این سرزمین پربلا نمینهاد. این بود تا روزی که همپیمانهای هم مسلک طالبان، القاعده پا فراتر گذاشت و خاک امریکا را هدف قرار داد و جنگی به پا شد که تکرار آن، اطاله کلام است.
نتیجه آن جنگ هم مثل همهی جنگ ها کشتار و ویرانی بود، اما با همه آن بالاخره دست طالبان از بخش بزرگی از افغانستان کوتاه شد و زنان از خانه ها خارج شدند. طی بیست سال زنان افغانستان تلاش کردند تا حقی که از آنان سلب شده بود را به دست آورند. صدای زنان و تصویر فرهنگ غنی افغانستان آرام آرام به چشم و گوش جهانیان میرسید و آنها به مدرسه می رفتند، پلیس و معلم و وزیر و وکیل می شدند، خبرگزاری اداره میکردند، در حالی که طالبان کماکان در کمین آنها بود و مدرسههایشان را بمب گذاری میکرد و آنها را در میان راه میربود. زنان نه فقط باید با طالبان که با پدران متعصب خود نیز میجنگیدند تا فرهنگ حاکم بر افغانستان را که طی مدت حکومت طالبان متعصب تر از قبل شده بود را تغییر دهند و در این راه هزینههای بسیاری دادند اما خسته نشدند، با ترورهای متعدد، با وجود تمام خطرات و جنگی که همیشه سایهاش بر سر زندگی آنان بود به راه خود ادامه دادند و صدایشان به گوش همه رسید و دیگر زنان افغانستان را نه به خاطر چشم هایاسیر شده پشت برقع که به خاطر موفقیتهایشان در عرصه های مختلف و مبارزه ای که آغاز کرده بودند، میشناختند.
به گواه آمار و ارقامی که از سوی اداره “ملی احصاییه و معلومات “همهگانی منتشر شده ۲۴ در صد از کارمندان خدمات ملکی را زنان تشکیل میدهند. براساس این آمار از میان ۲۸ وزارت خانه مدیریت سه وزارت دست زنان است، در بیشتر از سی ولایت بخش معاونت والیها (استاندار) برعهده زنان است، ۶۰ درصد از زنان در شوراهای ولایتی عضویت دارند، از مجموع ۱۵۴ مشاور حقوقی دولت ۱۲ تن را زنان تشکیل میدهند، بیشتر از سی درصد از جمعیت زنان در نهادهای آموزشی مشغول به کار هستند، بیش از سه هزار زن در بخش پلیس هستند و سیزده درصد دستگاه قضایی و دادستانی را زنان تشکیل میدهند. در کل سی درصد از زنان در دستگاه دولت مشغول به کارهستند و۱۷ درصد کارمندان رسانهها را زنان تشکیل میدهند.
اما امروز باز خطر زنان افغانستان را تهدید میکند، طالبان برگشته و باز زنان افغانستان را هدف قرار داده است. هرچه که طالبان بیشتر پیشروی میکند، زنان افغانستان در خطر بیشتری قرار میگیرند. زنان افغانستان هیچ گاه دوران طالبان را فراموش نکردهاند و حالا آن کابوس بیش از همیشه آماده بازگشت به زندگی آنان است و تهدیدها در خصوص کار، تحصیل، پوشش و زندگی آنان از سر گرفته شده است و موجب نگرانیشان شده است، دلهرهای که زنان و مردان نوعدوست ایران با آنها شریکند.
بر این اساس، ما زنان عضو کمیسیون مطالعات زنان حزب اتحاد ملت نیز نگرانی خود را نسبت به آینده زنان افغانستان ابراز میکنیم. شاید ما زنان ایران و در سطح کلانتر زنان منطقه مصیبت زده خاورمیانه بیش از هرکس در جهان درد زنان افغانستان را درک میکنیم، چه ما نیز دچار بخشی از این معضلات و مشکلات بودهایم. ما به خوبی میدانیم جنگیدن بر سر ابتداییترین حقوق چه اندازه سخت است و وقتی این حقوق را به دست میآوری از دست دادنشان سختتر و اندوهبارتر. از این رو ما با خواهران افغانستانی خود ابراز همدردی، همدلی و اعلام همبستگی میکنیم، و به تمام سیاستمدارانی که با نادیده گرفتن زنان و کودکان در افغانستان در حال تصمیمگیری برای آینده این کشور هستند اعلام میکنیم که چنین سیاستی که بی ملاحظهی خیر عمومی و صلاح همه مردمان صرفا در پی کسب قدرت بیشتر است، از دیدگاه ما محکوم و مطرود است. ما از همه سیاستمداران ایران و جهان میخواهیم، در تصمیمات خود وضعیت و آینده زنان افغانستان را در نظر بگیرند و از دستاوردهایی که زنان افغانستان در سالهای اخیر داشتهاند حفاظت کنند. از تمام فعالان حقوق زنان میخواهیم که نسبت به مساله زنان افغانستان بی تفاوت نباشند تا همه یک صدا، صدای زنان افغانستانی شویم و در کنار خواهران خود قرار بگیریم.
کمیسیون مطالعات زنان حزب اتحاد ملت
