سوریا باور در مزارشریف:جامعه جهانی ما را رها کرده است
گفتوگوی کانون زنان ایرانی با استاد دانشگاه در مزارشریف
سپیده اشرفی
صدای قدمهای طالبان پشت مرزهای مزارشریف حالا از هر زمان دیگری بلندتر است. حتی بلندتر از چند دهه فعالیت زنانی که تمام توانشان را برای بهبود وضعیت زنان گذاشتهاند. برخی میگویند زنان در مذاکرات این روزهای جامعه جهانی با طالبان جایی ندارند و برخی دیگر همین مذاکرات را محکوم میکنند. اما زنان در مزارشریف در چه حال و احوالی هستند؟ سوریا باور استاد دانشگاه در مزارشریف و از فعالین زن افغانستان است. او معتقد است که جامعه جهانی در بدترین وضعیت افغانستان را ترک کرده و فرصتی به طالبان داده تا قدرت بگیرند. به گفته او، جامعه جهانی باید صدای زنان و مردم افغانستان را بشنود و در هیچ کجای دنیا اینطور نیست که با گروه تروریستی همچون طالبان، پای میز مذاکره بنشینند.
این روزها بسیار گفته میشود که طالبان میان مردم افغانستان کم طرفدار ندارد و در بسیاری از شهرها، به استقبال آنها رفتهاند. آیا این مساله صحت دارد و اینکه چه عاملی باعث این استقبال شده است؟
باید اینطور بگویم که مردم افغانستان هیچ وقت طرفدار حضور طالبان نیستند چون کارهای قبلی آنها به ما نشان داده بود که آنها تا چه حد ناقض حقوق بشر هستند. طالبان انواع تبعیض را ایجاد میکنند؛ از تبعیض قومی و زبانی گرفته تا تبعیض جنسیتی و مذهبی که اهل تشیع و قوم هزاره از این مساله مصون نیستند. زن، مرد، جوان و پیر هیچ کدام خواستار حضور طالبان نیستند. اما در مناطقی که طالبان مسلط میشوند، به طور طبیعی مردم ناچار میشوند که خیلی مسائل را بپذیرند و صدایشان را خیلی بلند نکنند که این مساله به دلیل هراسی است که در مردم ایجاد کردهاند.
اما قبل از اینکه منطقهای به دست طالبان بیافتد، هیچ وقت به استقبال این مساله نرفتهاند. به خصوص زنان افغانستان که خوب میدانند طالبان هیچ باوری به حضور زنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی ندارند. به همین خاطر هیچ زن افغانستانی نیست که خواستار حضور طالبان در افغانستان باشد.
پس شما میگویید اینطور نیست که مردم در برخی شهرها به استقبال طالبان رفته باشند و اگر هم باشد، چشمگیر نبوده …؟
من به عنوان شهروند افغانستان میگویم هیچ کجا نبوده که مردم به استقبال افغانستان بروند. مگر اینکه ویدئوهای اندکی توسط خود طالبان گرفته و منتشر شده باشد. به نظرم بیشتر شبیه به مانور سیاسی انجام شده توسط خود طالبان است. من با بسیاری از زنان در بلخ در تماس هستم، هیچ کدام حس خوشبینی نسبت به حضور طالبان ندارند.
نکته دیگر این است که چرا افغانستان دوباره به جایی رسیده که شاهد حضور طالبان باشد و نهادها و فعالین مدنی چه کاری میتوانستند انجام دهند که دوباره به گذشته و حضور طالبان بازنگردند؟
هم دولت ما مقصر است و هم جامعه جهانی و خود نهادهای مدنی داخل افغانستان. جامعه جهانی به این دلیل مقصر بود که درست در نقطهای افغانستان را رها کرد که حضور نظامی طالبان بسیار گسترده شده بود. یعنی درست زمانی که باید در کنار مردم افغانستان میایستاد، ما را ترک کردند.
مساله دوم، مدیریت نظامی دولت افغانستان است که رهبران سیاسی و جهادی ما منفعت و قدرت طلب هستند و مدیریت درست نظامی نکردند و فرصت از دست رفت. زمانی هم که شهرهای مختلف سقوط کرد، روحیه نظامی ضعیف شد. همین مساله هم باعث شد تا بسیاری از شهرها بدون اینکه جنگی صورت بگیرد، به راحتی به دست طالبان بیافتد.
موضوع دیگر این است که گروههای مدنی و فعال در حوزه زنان وقتی متوجه نزدیک شدن بحران و خارج شدن از وضعیت عادی شدند، آنطور که باید صدایشان بلند نشد و از آن مراکز دور شدند. حتی وکلای شورای ولایتی یا روسای محلی شهرها را ترک کردند. به همین خاطر است که تنها مردم و دولت مقصر نیستند بلکه جامعه مدنی هم تقصیر دارند.
مزارشریف در شرایط فعلی زودتر از دفعات قبل در محاصره طالبان قرار گرفته است. نگرانی و ترس زنان از بازگشت طالبان و تکرار تجربههای قبل به چه صورت است؟
بدون شک مزارشریف در محاصره قرار دارد. بقیه شهرها تحت تصرف طالبان است و به نظرم اگر قصد تصرف مزارشریف را داشته باشند به راحتی میتوانند این کار را بکنند. نگرانی زنان و افرادی که در حوزه فرهنگی و سیاسی فعال بودهاند، تنها مساله مصونیت جانی نیست. این را به خوبی میدانیم که از ادامه فعالیت کاری خود ما را بازمیدارند و اگر طالبان در مزارشریف مستقر شوند، امکان حضور زنان در عرصههای اقتصادی و سیاسی نخواهد بود. ما نگران هستیم و بارها این نگرانی را به دولتمردان و حتی به خود رییس جمهوری، اشرف غنی ابلاغ کردیم. تلاش کردیم که از طریق سفارت کشورهای مختلف، این نگرانی را به جامعه جهانی هم منتقل کنیم. نکته دیگر این است که ما برنامه مناسب برای جلوگیری از حضور آنها نداریم و تنها چشم امیدمان به روند مذاکرات است تا ببینیم این مذاکرات به نفع مردم و زنان افغانستان خواهد بود یا خیر.
سالهای حضور طالبان را به خاطر میآورید و آیا تجربه و خاطرهای از آن دوران دارید؟
در آن دوران سن من کم بود و مهاجرت کرده بودیم اما در سالهای آخر حضور آنها به خوبی یادم میآید که امید و آرزوی همه زنان، تحصیل و رفتن به مکتب(مدرسه) بود و با وضعیتی که وجود داشت این کار به راحتی انجام نمیشد. در سال آخر حضور طالبان در افغانستان بود که ما به صورت خانگی درس میخواندیم. اما بعد از چند روز، دیدیم که آنجا را هم بستهاند و اعلام کردهاند که دیگر اجازه حضور نداریم. هراسی که زنان و تمام مردم افغانستان در آن زمان داشتند را به خوبی به خاطر دارم.
اما پیامی که برای جامعه جهانی و دولتهایی مثل ایران، پاکستان، ترکیه، آمریکا و بسیاری از کشورهایی که چانهزنی برای مذاکره بینالافغانی (میان دولت افغانستان و هیات طالبان) دارند و نشستهایی با خود هیات طالبان دارند، این است که تا حد ممکن با این گروه سر سازش نداشته باشند. در تاریخ جغرافیای زمین هیچ وقت اینطور نبوده که دولتمردان با گروههای تروریستی سر مذاکره یا سازش داشته باشند. توقع ما این است که با این گروه تروریستی که دستش به خون زن و بچه و مردم افغانستان آلوده است و چیزی از حقوق بشر نمیشناسد، سر صلح و سازش نداشته باشند. با کسی باید صلح کرد که زاویه دید مثبت داشته باشد. ما هیچ منافع مشترکی با طالبان نداریم. سازش به این مفهوم نیست که آنها به حق و حقوق خود برسند چون آنها حتی حقی برای خودشان هم قائل نیستند کما اینکه به عمل انتحاری روی میآورند. باید طالبان را از بن و ریشه خشک کرد.

