جنگ اسرائیل علیه تولیدمثل در غزه

حلا شُمان*

در دسامبر ۲۰۲۳، یک موشک اسرائیلی بزرگ‌ترین مرکز درمان ناباروری غزه، مرکز باروری البَسمه (Al Basma IVF Centre) را هدف قرار داد.

در اثر این انفجار تنها، بیش از ۴۰۰۰ جنین و بیش از ۱۰۰۰ ویال اسپرم و تخمک بارورنشده نابود شد.
دکتر بها‌ءالدین غلاینی، متخصص زنان و زایمان و بنیان‌گذار این کلینیک، در گفت‌وگویی با خبرگزاری رویترز، پیامدهای این حمله را چنین خلاصه کرد: «۵۰۰۰ زندگی در یک خمپاره.»

این حمله یک اقدام واضح برای جلوگیری از فرزندآوری بود؛ هدف‌گیری سیستماتیک سلامت باروری یک جامعه با هدف نابودی نسل آینده‌ی آن.

در بستر نسل‌کشی جاری اسرائیل در غزه، جلوگیری از فرزندآوری به عنوان یک تاکتیک به کار گرفته می‌‎شود. در تعریف حقوقی نسل‌کشی نیز آمده است:  «تحمیل اقداماتی با هدف جلوگیری از تولد در یک گروه ملی، قومی یا مذهبی خاص».

بنابراین، هدف‌گیری سلامت باروری، نه یک پیامد جانبی جنگ، بلکه بخشی از هدفِ نابودسازی جمعی است.

بمباران کلینیک لقاح مصنوعی (IVF) تنها یک نمونه برجسته و نمادین از این واقعیت بود.
اما به‌عنوان یک فعال حقوق زنان فلسطینی اهل غزه، من شاهد بوده‌‎ام که اسرائیل چگونه از نسل‎‌کشی تولیدمثلی در راستای استعمار شهرک‌نشینان (settler colonialism) استفاده می‌کند، چارچوبی که تنها به تسلط بر سرزمین بسنده نمی‌کند، بلکه هدف آن پاک‌سازی جمعیتی است.

این فرایند، سال‌ها پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده بود، و ابزاری سازمان‌یافته برای محو جمعیت فلسطینیان به شمار می‌رود.

وقتی ۱۵ ساله بودم، پس از حمله نظامی اسرائیل به غزه در سال‌های ۲۰۰۸–۲۰۰۹، سربازان اسرائیلی شروع به پوشیدن و توزیع تی‌شرت‌هایی کردند که تصویر یک زن باردار در مرکز هدف تیراندازی را نشان می‌داد، درحالی که روی آن نوشته شده بود:« یک شلیک، دو کُشته»
به‌خاطر دارم که زنان بارداری که می‌شناختم چقدر ترسیده بودند. آن تی‌شرت‎‌ها باعث شد تا اطرافیانم داستان‌‎هایی از کشته و زخمی شدن زنان باردار در دیگر لحظات خشونت‌‎بار تاریخ فلسطین روایت کنند. از آغاز نکبت در سال ۱۹۴۸ تا کشتار صبرا و شتیلا در سال ۱۹۸۲.
این خشونت‌ها که بر ماهیت حذف‌گرایانه آن‌ها تأکید می‌شود، در تضاد کامل با واقعیت دیگری قرار دارند: اسرائیل یکی از پیشروترین کشورها در حوزه فناوری کمک‌باروری (ART) است و به‌طور فعال، نرخ تولد را در میان شهروندان یهودی خود افزایش می‌دهد و تشویق می‌کند.

در تلاش برای ارزیابی تأثیرات نابودی تولیدمثل در میانه‌ی نسل‎کشی جاری اسرائیل، من بین اکتبر ۲۰۲۳ تا اکتبر ۲۰۲۴، شواهدی مردم‌نگارانه شامل یادداشت‌های صوتی، پیامک‌ها، ایمیل‌ها و تماس‌های تلفنی، از کسانی که خود در معرض خشونت باروری قرار داشتند یا شاهد آن بودند، جمع‌آوری کردم.

تحلیل گفته‌های آن‌ها در کنار گزارش‌های رسمی از غزه، شیوه‌های متعددی را آشکار می‌کند که اسرائیل از طریق آن‌ها تولیدمثل را به سلاح تبدیل کرده است؛ برخی آشکارتر از دیگران: از حملات مستقیم به سلامت و زیرساخت‌های باروری گرفته تا شرایطی که زنان و مردان را مجبور به تولیدمثل در آن می‌کند و همچنین خشونت جنسی و نقش آن در حذف (محو) باروری.

هدف‌گیری آینده

تا مارس ۲۰۲۵، شمار رسمی قربانیان در غزه از زمان آغاز حملات در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، از ۵۰۰۰۰ نفر فراتر رفت.[۳]
از این تعداد، بیش از ۱۷۰۰۰ نفر کودک بودند، که دست‌کم ۲۱۰۰ نفر از آن‌ها نوزاد یا کودک نوپا بودند.[۴]
دست‌کم ۹۷۰ خانواده گسترده (extended families) به‌طور کامل نابود شدند.

اگرچه آمار دقیق زنان بیوه در غزه مشخص نیست، اما سازمان UN Women در همان ژانویه ۲۰۲۴ گزارش داد که دست‌کم ۳۰۰۰ زن بیوه و تعداد نامشخصی مرد بیوه وجود دارند.

برای درک وسعت فاجعه، کافی است به دایره دوستان خودم نگاه کنم: نه نفر بیوه شده‌اند و ۱۳ نفر همسر خود را از دست داده‌اند.

فراتر از آمار تکان‌دهنده‌ی کشته‌شدگان ،که خود باعث از بین رفتن بی‌شمار زندگی بالقوه و نسل‌های آینده شده است، این نسل‌کشی به‌طور مستقیم ظرفیت تولیدمثلی در غزه را هدف قرار داده است.

حتی پیش از آغاز نسل‌کشی، باردار بودن در غزه تجربه‌ای دشوار و پرخطر بود.
برای مثال، مطالعه‌ای درباره مرگ‌ومیر مادران در سال ۲۰۱۸ نشان می‌دهد که در کنار عوامل دیگر، محاصره غیرقانونی اسرائیل که از سال ۲۰۰۶ آغاز شد، بر نرخ مرگ‌ومیر مادران تأثیر گذاشته است.[۵]

این محاصره باعث کاهش شدید دسترسی به دارو، تجهیزات یک‌بار مصرف و وسایل پزشکی شده بود. همچنین، ارجاع پزشکی زنان و خروج از غزه جهت درمان‌های اضطراری بسیار محدود شده بود، چراکه آنها برای خروج نیاز به تایید مقامات اسرائیلی داشتند.

از اکتبر ۲۰۲۳ به بعد، اوضاع به‌شکل فاجعه‌باری وخیم شده است. تنها در فاصله‌ی اکتبر تا نوامبر همان سال، روزانه حدود ۱۸۰ زن در غزه زایمان کردند و دست‌کم ۱۵ درصد آن‌ها با عوارض جدی روبه‌رو شدند.[۶]

تا سال ۲۰۲۴، بیش از ۱۷۷۰۰۰ زن در دوران بارداری خود با خطرات جدی از جمله بیماری‌های غیرواگیر، گرسنگی و سوءتغذیه مواجه بودند، و نرخ سقط جنین تا ۳۰۰ درصد افزایش یافته بود.[۷]

بخش‌های مراقبت ویژه (ICU) بارها هدف بمباران قرار گرفته‌ و به‌شدت با کمبود برق مواجه‌اند، برقی که برای تأمین دستگاه‌های انکوباتور نوزادان نارس حیاتی است.

در نوامبر ۲۰۲۳، یکی از دلخراش‌ترین نمونه‌های این حملات رخ داد و ارتش اسرائیل کادر درمانی بیمارستان کودکان الناصر را مجبور به تخلیه کرد. سربازان دستور دادند پرسنل بیمارستان نوزادان نارس را رها کرده و محل را ترک کنند؛ نوزادانی که بدون هیچ مراقبتی، در همان‌جا جان سپردند.

علاوه بر تخریب سیستماتیک بیمارستان‌ها، کلینیک‌های باروری و بخش‌های زایمان، اسرائیل محاصره‌ دائمی غزه را نیز ادامه داده است، محاصره‌ای که شامل جلوگیری از ورود کمک‌های بشردوستانه و تجهیزات پزشکی مورد نیاز برای سلامت باروری می‌شود.

از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، صدها زن فلسطینی بدون بی‌حسی یا بیهوشی سزارین شده‌اند. در بسیاری موارد، پزشکان برای نجات جان زنان، ناچار شدند تا رحم کاملاً سالم آن‌ها را خارج کنند، چرا که هیچ‌گونه تجهیزات یا دارویی برای کنترل خونریزی پس از زایمان در دسترس نبوده است.

در دسامبر ۲۰۲۳ با دانا صحبت کردم، زنی ۳۴ ساله که ده سال برای باردار شدن تلاش کرده بود. زمانی که ارتش اسرائیل او و همسرش را مجبور به ترک شهر غزه کرد، او چند ماهه باردار بود.

در یکی از ایست‌های بازرسی، سربازان زن اسرائیلی او را وادار کردند چندین‌‎بار به حالت چمباتمه بنشیند؛ این کار باعث خونریزی‌ او شد و در نهایت بیهوش شد. همسرش او را به بیمارستان رساند، نوزادش در وضعیتی وخیم متولد شد و دانا دچار خونریزی شدید شد.

با توجه به نبود دارو و امکانات پزشکی، پزشکان ناچار شدند عمل هیسترکتومی (برداشتن رحم) انجام دهند. دانا زنده ماند، اما آینده‌ باروری‌اش از بین رفت.

مثل بسیاری از دوستان و راویانم، مدت‌هاست که ارتباطم را با او از دست داده‌ام و نمی‌دانم آیا هنوز زنده است یا نه.

اگرچه آمار دقیقی در دست نیست، اما شمار زیادی از زنان باردار قربانی این حملات شده‌اند و جان خود را از دست داده‌اند.

در نوامبر ۲۰۲۳، شبکه NBC News داستان هند شَملَخ را منتشر کرد ، زنی باردار که پس از حمله هوایی اسرائیل به خانه‌ای که در آن پناه گرفته بود، زیر آوار دفن شد. او پس از نجات، تحت عمل سزارین اضطراری قرار گرفت و نوزادش با بازویی شکسته به دنیا آمد.

برادر شوهر من که متخصص زنان و زایمان است، تعریف کرد که در یک هفته از سال ۲۰۲۳، ده مورد سزارین پس از مرگ (postmortem) انجام داده یعنی نوزادانی را از رحم مادرانی که جان‌ باخته بودند، بیرون کشیده است.

اما این نوزادان نجات‌یافته، برای زنده ماندن با شرایط دشواری روبه‌رو هستند، زیرا دسترسی به انکوباتور، شیر خشک مناسب یا مراقبت والدین وجود ندارد.

بمباران بی‌وقفه اسرائیل علیه غزه ، به‌ویژه در فاصله‌ی اکتبر ۲۰۲۳ تا آتش‌بس موقت در ژانویه ۲۰۲۵، شرایط زایمان را حتی برای زنانی با بارداری سالم، به تجربه‌ای تروماتیک و طاقت‌فرسا تبدیل کرده است.

بسیاری از زنان برایم تعریف کردند که چگونه در حالی که توسط تانک‌ها و کوادکوپترهای اسرائیلی محاصره شده بودند، مجبور شدند در پناهگاه‌های خانگی خود زایمان کنند. برخی تعریف کردند که شوهرانشان در خانه به آنها برای زایمان کمک کردند، چون در میانه‌ی تهاجم زمینی ارتش اسرائیل نه امکان حرکت داشتند و نه دسترسی به کمک پزشکی.

یکی از دوستانم تعریف کرد که در خانه‌ای زایمان کرده که از هر طرف با تانک‌های اسرائیلی احاطه شده بود.
او حتی نتوانسته بود بند ناف نوزادش را قطع کند. به‌محض عقب‌نشینی تانک‌ها، تصمیم گرفت پیاده به نزدیک‌ترین بیمارستان برود.
اما از ترس حملات کور و بی‌هدف علیه غیرنظامیان، تصمیم گرفت خودش همراه نوزادش برود و همسرش را در خانه بگذارد، چرا که اگر کشته می‌شد، دست‌کم فرزندان دیگرشان یکی از والدین را از دست نداده بودند.

«امروز بمباران کن، بعدا بمیر»

از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، حملات اسرائیل نزدیک به ۷۰ درصد از زیرساخت‌های غزه از جمله ۹۲ درصد از واحدهای مسکونی را تخریب یا دچار آسیب کرده‌ است. استیون گراهام این نوع راهبرد نظامی را «خاموش‌کردن شهرها» می‌نامد.[۸] او این وضعیت را چنین توصیف می‌کند: «الان بمباران کن، بعدا بمیر.»[۹]

به‌بیان دیگر، تخریب سیستماتیک زیرساخت‌ها و منازل مسکونی، همراه با جلوگیری از دسترسی به غذا و دارو، ممکن است به‌صورت فوری جان افراد را نگیرد، اما مرگ تدریجی و ناگزیر را تضمین می‌کند.

این راهبرد نه‌تنها باعث ویرانی حال، بلکه امکان زندگی جدید در آینده را نیز از میان می‌برد.

پیامدهای ویرانی زیرساخت‌ها، به ویژه در حوزه سلامت تولیدمثلی (باروری)، بسیار گسترده و عمیق هستند. برای نمونه، تخریب بی‌وقفه‌ی غزه توسط اسرائیل، محیط فیزیکی سمی و مرگباری را ایجاد کرده است. بمباران‌ها، آوارها، فسفر سفید و دیگر بقایای شیمیایی ناشی از حملات اسرائیل (که تنها در ۱۳ ماه نخست، ۸۵ هزار تُن بمب بر غزه فرو ریخته) منجر به خطرات شدید زیست‌محیطی برای زنان باردار و کودکان شده و افزایش چشمگیر ناهنجاری‌های مادرزادی را در پی داشته است.

به گفته محمد ابو عفش، مدیر امداد پزشکی در شهر غزه و استان شمالی، از هر چهار نوزاد، ممکن است یکی تحت تأثیر این عوارض قرار گرفته باشد. آلاینده‌های ناشی از مهمات و آوار، عوارض بارداری از جمله عفونت‌ها، کم‌خونی، پره‌اکلامپسی و تولد نوزاد مرده را افزایش می‌دهند. این عوامل همچنین به مشکلات پزشکی جدی در کودکان، مانند زخم‌های مزمن و بهبودناپذیر و ابتلا به آرتروز زودهنگام، منجر می‌شوند. علاوه بر این، تأثیرات روانی شدید ناشی از این شرایط، باعث می‌شود که حتی اگر نسل جدیدی متولد شود، همچنان در رنج و سختی به سر خواهد برد.

در کنار این آلودگی گسترده، غزه به دلیل نبود تجهیزات، کمک‌های بشردوستانه و برق برای تصفیه فاضلاب با گرسنگی شدید و شرایط بهداشتی نامناسب مواجه است. بسیاری از زنان گزارش داده‌اند که قادر به شیردهی نیستند و نه شیر خشک برای نوزادان یافت می‌شود و نه جایگزینی برای آن.

در رفح، یکی از کارخانه‌های خیاطی به دلیل کمبود شدید منابع، شروع به تولید پوشک از روپوش‌های آزمایشگاهی، پنبه‌های پزشکی و گاز استریل کرده بود؛ محصولاتی که پس از محاصره کامل غزه تقریباً نایاب شده‌اند.

امیر، دوست ۳۰ ساله‌ام، اثر ویرانگرِ کمبود اقلام اولیه در زندگی خانواده‌اش را برایم شرح داد. چهار ماه پس از آغاز نسل‌کشی، امیر و همسرش صاحب دختری به نام «امیرا» شدند. آن‌ها شش ماه تمام برای سالم نگه‌داشتن او جنگیدند.

وقتی زمان آن رسید که «امیرا» از شیر گرفته شود و به غذای جامد روی بیاورد، امیر برای یافتن غذا با مشکل جدی روبه‌رو شد. مدتی بعد، «امیرا» به یک بیماری عفونی مبتلا شد، اما امکان دسترسی به بخش مراقبت ویژه (ICU) وجود نداشت. بیمارستان نزدیک‌شان کاملاً پر شده بود و به دلیل بسته بودن مسیرها و محاصره اسرائیل در شمال نوار غزه، خانواده نتوانستند به جنوب بروند.

در غیاب هرگونه مراقبت پزشکی، «امیرا» درحالی‌که فقط ۶ ماه داشت جلوی چشمان پدر و مادرش جان سپرد. او حتی فرصت نکرد مزه مرغ، گوشت، میوه یا هیچ غذایی غیر از کنسرو را بچشد.

این تروما تأثیر عمیقی بر انتخاب‌های باروری این زوج در آینده گذاشته است. آن‌ها  حتی نمی‌توانند تصور کنند که در چنین شرایطی، به‌ویژه در میانه‌ی یک نسل‌کشی، دوباره بچه‌دار شوند .

و آن‌ها تنها نیستند.
بسیاری از مادرانی که با آن‌ها صحبت کردم گفته‌اند که آرزو می‌کنند ای کاش می‌توانستند نوزادان‌شان را دوباره در رحم خود پنهان کنند.

فراتر از پیامدهای آشکار زیست‌محیطی و بهداشتی، فروپاشی کامل بافت اجتماعی و محیط‌زیست ساخته‌شده در غزه، روابط صمیمی روزمره را نیز تحت تأثیر قرار داده است؛ همان روابطی که زیربنای شکل‌گیری آینده‌ی باروری هستند.

اسراء صالح، پزشکی در غزه است که در حوزه سلامت جنسی و باروری تخصص دارد. او هم‌اکنون با سازمان پزشکان جهان (Doctors of the World) همکاری می‌کند.

در مصاحبه‌ای مفصل در سپتامبر ۲۰۲۴، اسراء توضیح داد که چگونه برقراری رابطه صمیمانه برای زوج‌ها در نوار غزه به‌شدت دشوار شده است. به‌ویژه در پناهگاه‌ها، جایی که ۹۰ درصد از جمعیت غزه آواره شده‌اند و نبود سرپناه مناسب و تراکم شدید جمعیت، حریم خصوصی را از بین برده است؛ چیزی که تأثیر عمیقی بر روابط جنسی و عاطفی گذاشته است.[۱۰]

او در این مصاحبه، از راه‌حل‌های بداهه و موقتی برای ایجاد حریم خصوصی می‌گوید و از اینکه این تلاش‌ها چگونه با تراکم جمعیتی و سنت‌های اجتماعی مربوط به روابط زناشویی در تضاد قرار می‌گیرند.

بازداشت و خشونت جنسی

پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل به‌طور روزانه اقدام به بازداشت فلسطینیان در سراسر کرانه باختری و بیت‌المقدس شرقی کرد. تا پایان سال ۲۰۲۴، نزدیک به ۱۰۰۰۰ فلسطینی با اتهامات موسوم به «امنیتی» در زندان‌های اسرائیل نگهداری می‌شدند ؛ از این تعداد، بیش از ۲۰۰۰ نفر اهل غزه بودند.[۱۱]

فلسطینی‌های اهل غزه توسط نیروهای اسرائیلی ربوده شده و بدون امکان تماس یا ارتباط، در تأسیسات نظامی نگهداری شده‌اند.

بازداشت نامحدود زندانیان سیاسی فلسطینی، بدون طی مراحل قانونی و در شرایط آزار جنسی و شکنجه، پیامدهای تولیدمثلی نیز دارد. هرچند شرایط زندانیان فلسطینی پیش از ۷ اکتبر نیز نگرانی‌های جدی ایجاد کرده بود، اما گزارش‌های منتشرشده از آن زمان تاکنون حکایت از وخامت شدید اوضاع دارند. در گزارشی که دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل (OHCHR) در ژوئیه ۲۰۲۴ منتشر کرد، به یورش‌های روزانه به سلول‌های زندان اشاره شده است که در جریان آن‌ها اقلام بهداشتی پایه، از جمله نوار بهداشتی، توقیف می‌شوند. همچنین به زندانیان اجازه دسترسی به وکیل و تماس با خانواده‌هایشان داده نمی‌شود و آن‌ها از ارتباط با دنیای بیرون محروم شده‌اند.

زندانیان فلسطینی زن و مرد، همچنین کودکان دختر و پسر در بازداشت، از خشونت‌های جنسی و مبتنی بر جنسیت توسط سربازان زن و مرد اسرائیلی گزارش داده‌اند. این گزارش‌ها شامل برهنه‌سازی اجباری زنان و مردان، ضرب و شتم و شوک الکتریکی به اندام تناسلی، بازرسی‌های بدنی تحقیرآمیز، توهین‌های جنسی، و تهدید به تجاوز و آزار جنسی بوده‌اند.

در بازداشتگاه‌های نظامی مانند سدے تی‌مان (Sde Teiman)، زندانیان گزارش‌هایی از اعمال شدید شکنجه و خشونت جنسی ارائه داده‌اند: سربازان زن و مرد اسرائیلی، مردان فلسطینی بازداشت‌شده را با میله‌های فلزی مورد تجاوز قرار داده‌اند، اندام تناسلی آنان را مورد ضرب قرار داده و روی آن‌ها ادرار کرده‌اند. تصاویر ضبط‌شده از دوربین‌های مداربسته در این زندان، این شهادت‌ها را تأیید می‌کنند. ابراهیم سالم، مرد فلسطینی ۳۶ ساله که تصویر او در میان بازداشت‌شدگان مورد آزار در سدے تی‌مان به شکلی گسترده در فضای مجازی منتشر شد، در مصاحبه‌ای با «میدل ایست آی» در اوت ۲۰۲۴، این تجربه را چنین توصیف کرد: «هیچ چیز تحقیرآمیزتر از زمانی نبود که مجبورم کردند لباس‌هایم را دربیاورم، یا وقتی آن شیء را داخل مقعد من فرو کردند، یا وقتی آن سرباز زن جوان مدام [آلت تناسلی‌ام را لمس می‌کرد].»

سخنان او نشان می‌دهد که هدف گرفتن مردان و تحقیر آن‌ها، به‌ویژه تویط سربازان زن، اقدامی برای درهم‌شکستن کرامت فلسطینی و نابود کردن هر نشانه‌ای از مقاومت مردانه است.

زندانیان زن فلسطینی در سدے تی‌مان، و همچنین در دیگر مراکز بازداشت، نیز گزارش‌هایی از خشونت جنسی ارائه داده‌اند؛ از جمله برهنه‌سازی اجباری و تجاوز جنسی که گاهی توسط چندین سرباز و با فیلم‌برداری همراه بوده است. در همان گزارش دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان مل (OHCHR)، به موردی اشاره شده است که در آن، یک زن باردار فلسطینی در دوران بازداشت با تهدید به تجاوز مواجه شده بود.

این گزارش همچنین مجموعه‌ای مفصل از اتهامات مربوط به اعمال خشونت جنسی علیه زنان در بازداشت را مستند کرده است. همانند زندانیان مرد، زنان نیز گزارش داده‌اند که در جریان بازرسی‌های بدنی برهنه مورد تعرض جنسی قرار گرفته‌اند، در حالی که عریان بوده‌اند، مورد ضرب و شتم واقع شده‌اند و از آن‌ها فیلم گرفته شده است، همه با هدف تحقیر و شکستن روحیه‌شان.

این خشونت زندان‌محور را نمی‌توان از نسل‌کشی تولیدمثلی جدا دانست: این اعمال شامل حمله‌ی مستقیم به سلامت جنسی و تولیدمثلی زنان و مردان است. قربانیان و بازماندگان آزار جنسی و تجاوز، با مشکلات روانی از جمله اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اضطراب، افسردگی و گسست روانی مواجه می‌شوند که می‌تواند تأثیرات بلندمدتی بر روابط جنسی و توانایی آن‌ها برای برقراری روابط صمیمی داشته باشد. شکنجه‌هایی که اندام تناسلی را هدف قرار می‌دهند، همچنین می‌توانند باعث بروز مشکلات جسمی شوند که بر توانایی جنسی فرد تأثیر می‌گذارند.

«بودن، خود مقاومت است»

در اواخر اوت ۲۰۲۴، دکتر محمد صقر، سخنگوی رسانه‌ای مجتمع پزشکی ناصر در خان‌یونس، بیانیه‌ای خطاب به جامعه بین‌المللی درباره کمبود تجهیزات پزشکی و کمک‌های بشردوستانه صادر کرد. او گفت: «با کمبود تجهیزات پزشکی در بخش‌های اورژانس، اکنون تمرکز ما بر نجات کودکان و زنان است تا نسل فلسطینی در غزه حفظ شود.»

اظهارات او نشان می‌دهد که فلسطینی‌ها از نسل‌کشی تولیدمثلی (reprocide) آگاه هستند و در حال تقلا برای مقابله با آن‌اند. این سخن همچنین تلاش برای مقاومت در برابر خشونت حذف‌گرایانه‌ای که به‌طور خاص زنان و کودکان را هدف قرار می‌دهد، را آشکار می‌سازد. همان‌طور که لیال فتونی (Layal Ftouni) نوشته است: « نه تنها فلسطینیان به عنوان یک جمعیت نژادی، دشمنان دولت محسوب می‌شوند؛ بلکه تصویر زن و کودک، به طور خاص، نشانه‌هایی از ظرفیت تولیدمثلی “دشمن” برای بقا و دگرگونی هستند..»

برخی از افرادی که با آن‌ها گفتگو کرده‌ام، به همان اندازه در تمایل‎شان برای ادامه فرزندآوری و تولید مثل به عنوان شکلی از مقاومت و تأیید زندگی، حتی در برابر احتمال مرگ قریب الوقوع خودشان، مُصِر و صریح هستند.

دکتر صالح داستان مردی در غزه را نقل می‌کند که به کلینیک او آمده بود. او به دکتر گفت: «می‌خواهم قبل از آنکه کشته شوم، صاحب فرزند شوم.» چنین روایت‌هایی از دل جامعه‌ای بیرون می‌آید که در حال زیستن در دل یک نسل‌کشی تولیدمثلی است و از ترسی جمعی نسبت به نابودی و حذف رنج می‌برد.

در سال ۲۰۲۴، ویدیویی در فضای مجازی پخش شد که پدری را پس از آنکه شش فرزندش را در یک حمله هوایی از دست داده بود، نشان می‌داد. او رو به دوربین گفت: «آن‌ها بچه‌های ما را می‌کشند تا ما زنده نمانیم.» سپس قسم خورد که فرزندان بیشتری خواهند آورد تا هرگز نابود نشوند.

این کنش‌ها را می‌توان در شعاری خلاصه کرد که هم به انگلیسی و هم به عربی رایج شده است: «بودن، خود مقاومت است» (الصمود مقاومه).

در واقع، همان‌طور که هدف قرار دادن ظرفیت‌های تولیدمثلی فلسطینی‌ها توسط اسرائیل پدیده‌ای تازه نیست، تلاش‌هایی مانند آنچه پیش‌تر ذکر شد نیز از مدت‌ها پیش از نسل‌کشی کنونی آغاز شده‌اند. برای نمونه می‌توان به رواج روزافزون قاچاق اسپرم زندانیان فلسطینی از زندان‌های اسرائیل به همسرانشان در بیرون اشاره کرد؛ برخی از کلینیک‌های باروری (IVF) این اسپرم‌ها را به‌صورت رایگان تلقیح می‌کنند. کودکانی که از این طریق متولد می‌شوند از دید اسرائیل غیرقانونی محسوب می‌شوند و مقامات اسرائیلی از صدور هرگونه سند شناسایی برای آن‌ها خودداری می‌کنند.

در مقابل، پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، دادگاه‌های اسرائیل موانع قانونی برای استخراج و نگهداری اسپرم از اسرائیلی‌های یهودی کشته‌شده را لغو کرده‌ و حتی اجازه داده‌اند والدین متوفیان به‌جای آن‌ها رضایت به استفاده از اسپرم بدهند. به گفته وزارت بهداشت اسرائیل، تا ژوئیه ۲۰۲۴، از تقریباً ۱۷۰ مرد، اعم از غیرنظامی و نظامی، و حتی کسانی که شریک قانونی نداشته‌اند، اسپرم استخراج شده است.

برخی دیگر از فلسطینی‌هایی که با آن‌ها صحبت کرده‌ام، به نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رسیده‌اند. اگرچه آن‌ها نیز آرزوی داشتن فرزند را دارند، اما نمی‌توانند تصور کنند که در چنین شرایطی اقدام به فرزندآوری کنند. در ۶ اوت ۲۰۲۴، من پیامی را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردم و از زوج‌های تازه ازدواج‌کرده در غزه خواستم، اگر می‌توانند، باردار شدن را به تعویق بیندازند. این پیام، خواهشی همراه با عشق و ترس بود:

«خدا شادی را نصیب‌شان کند، اما در این شرایط باید در مورد فرزندآوری احتیاط کنند. در نسل‌کشی جاری، زنان باردار، مادران و نوزادان بیشترین رنج را متحمل می‌شوند. نرخ سقط جنین ۳۰۰٪ افزایش یافته، و میزان مرگ‌ومیر نوزادان و مادران، یا تولد نوزاد مرده، و همچنین مواردی که مادران به دلیل عوارض بارداری و کمبود منابع پزشکی، رحم خود را از دست می‌دهند، بسیار بالا رفته است که همه اینها باعث شده تا بارداری در حال حاضر به‌شدت خطرناک باشد. افزون بر این، کمبود شیر، آلودگی شدید، و شیوع گسترده بیماری‌ها نیز شرایط سختی را رقم زده است. لطفاً مراقب باشید و از وسایل پیشگیری استفاده کنید. خداوند همه را حفظ کند و برکت دهد.»

پیش از نوشتن این مطلب، بسیار فکر کردم. بین حق والدین برای فرزندآوری و این واقعیت که بارداری‌شان، در بحبوحه کارزار خشونت تولیدمثلی اسرائیل، می‌تواند به مادر و نوزاد آسیب برساند، دچار تردید بودم. من از طرف مادرانی نوشتم که عاجزانه برایم پیام می‌فرستادند و از من می‌خواستند تا به دیگر والدین بگویم، باردار شدن را به تعویق بیندازند تا خود و فرزندان‌شان را از این ترس و رنج مداوم نجات دهند.

در عین حال، نمی‌خواستم ناخواسته بازتاب‌دهنده منطق نسل‌کشی تولیدمثلی‌ای باشم که اسرائیل علیه فلسطینیان در پیش گرفته است. اما در شرایط یک نسل‌کشی تولیدمثلی، مقابله با این خشونت تنها شامل فرزندآوری فیزیکی نیست. بلکه به معنای فراهم آوردن شرایط زندگی است. چیزی که مردم غزه، چه اکنون تصمیم به فرزندآوری بگیرند و چه آن را به تأخیر بیندازند، همچنان با ایستادگی در برابر خشونتی حذف‌گرایانه، بی‌سابقه و ظاهراً مهارنشدنی در حال انجام آن هستند.

*پژوهشگر دکتری در حوزه سیاست و جامعه‌شناسی در دانشگاه نیوکاسل

منبع ترجمه: merip

منبع: زاگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.