زنان هرات، روایت حضوری که فروکاسته نمی‌شود

نام زنان هرات، در حافظه‌ی این روزگار، به زیبایی و ایستادگی نوشته خواهد شد.

فرناز جعفرزادگان

کانون زنان ایرانی

فرناز جعفرزادگان

بازداشت زنان در هرات را نمی‌توان تنها در چارچوب یک محدودیت اجتماعی یا ایدئولوژیک خواند؛ این رخداد نشانه‌ی هراسی عمیق‌تر است، هراس از حضوری که همواره از مرزهای تعریف‌شده فراتر می‌رود. زن در طول تاریخ صرفاً یک نقش اجتماعی نبوده است؛ او حامل لایه‌هایی از معنا، آفرینش، تخیل و میل بوده که هیچ چارچوب از پیش‌تعیین‌شده‌ای نتوانسته آن را به تمامی در قالب فرمان و انضباط محصور کند.
ذهنیت‌های تمامیت‌خواه بیش از آن‌که از حضور فیزیکی زن بیم داشته باشند، از ابهت نمادین او هراس دارند؛ از آن نیرویی که فرهنگ می‌آفریند، زبان را زنده نگه می‌دارد و امکان رؤیا دیدن را در دل ویرانی‌ها حفظ می‌کند. زن یادآور حقیقتی است که قدرت‌های مطلق همواره کوشیده‌اند انکارش کنند: این‌که انسان را نمی‌توان به یک تعریف تقلیل داد و میل را نمی‌توان به اطاعت کامل واداشت.
شاید به همین دلیل است که هرچه دیوارها بلندتر می‌شوند، صدای گام‌های زنان رساتر شنیده می‌شود. تاریخ بارها نشان داده است که محدودیت می‌تواند حرکت را کُند، کنَد، اما قادر نیست سرچشمه‌ی آن را بخشکاند. زن، در معنای فرهنگی و انسانی خویش، تنها یک فرد نیست؛ حافظه‌ای جمعی است که از نسلی به نسل دیگر عبور می‌کند و هر بار در هیأتی تازه سر برمی‌آورد.
از این‌رو، مسئله هرگز پوشش، آموزش یا حضور اجتماعی زنان نبوده است. مسئله، رویارویی با شکوه حضوری است که تن به فروکاستن نمی‌دهد؛ حضوری که در برابر هر کوششی برای خاموش‌شدن، راه دیگری برای تجلی می‌یابد و یادآوری می‌کند که آنچه از ژرفای جان انسان برمی‌خیزد، همچون رود، هرگز در حصار نمی‌ماند؛ راه خود را پیدا می‌کند، حتی از میان سنگ‌ها.
نام زنان هرات، در حافظه‌ی این روزگار، به زیبایی و ایستادگی نوشته خواهد شد؛ چنان چراغی که در حافظه‌ی تاریخ، روشناییِ خود را به نسل‌ها می‌سپارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.