زندگی و بیماری در سایه جنگ
نگران برادرم هستیم که در اتاق عمل چه وضعیتی دارد. پسر برادرم میگوید عمل در حال انجام است و مشکلی نیست اما بقیه عملهای بیمارستان لغو شدهاند. خاطرهی خوشی از همزمانی بیماری و جنگ ندارم.
ادامهنگران برادرم هستیم که در اتاق عمل چه وضعیتی دارد. پسر برادرم میگوید عمل در حال انجام است و مشکلی نیست اما بقیه عملهای بیمارستان لغو شدهاند. خاطرهی خوشی از همزمانی بیماری و جنگ ندارم.
ادامهیک هفته شاید هم بیشتر شده که پرده اتاق را کنار نکشیدهام؛ با خودم میگویم بالاخره خود این پردهها حفاظی برای شیشههاست برای زمانی که صدای جنگنده یا موج انفجار باعث شکستنشان شود.
ادامهآنچه در دل بسیاری از منازعات امروز سنگینی میکند، فقط خودِ جنگ نیست؛
بلکه تکرار الگویی است که بارها در جهان دیدهایم.
راستش را بخواهید، امروز دیگر دلم نمیخواهد اخبار جنگ را پیگیری کنم. نه فقط استرسم را چند برابر میکند، بلکه این حس را هم دارم که هیچ چیز را تغییر نمیدهد.
ادامهدر شهری آرام در شمال اروپا زندگی میکنم؛ شهری که بزرگترین دغدغهاش این است که زمستان زودتر تمام شود، تا مردمش دوباره زیر نور آفتاب قدم بزنند و گرمای کمجانش را روی صورتشان حس کنند.
ادامهروایت جنگ از درون آزاده صادقی کانون زنان ایرانی حالا بیست و هشت روز از آغاز جنگ گذشته است و
ادامهفکر می کنم روز سیام جنگ است نمیدانم شاید هم سی و یکم حسابش از دستم در رفته. نهم فروردین ماه است. دوباره صدای چند انفجار شدید در شرق تهران شنیدیم و بعد هم برق قطع شد.
ادامهیک ساعت پیش موشک های اسراییلی به ساختمانی نزدیک این منطقه برخورد کرده است.
ادامهنمایندهی یک شرکت لابی اسرائیل در امضای خود در پایان یک ایمیلِ لو رفته، خود را رابط رسانهای شورای هماهنگی «کنگره آزادی ایران» معرفی کرده است.
ادامهما تهرانیم، شهری که همسایه هایت را نمی شناسی. اگر خیلی اجتماعی باشی؛ سلام و علیکی در آسانسور دارید وگرنه هیچ. از شغل هم مطلع نیستیم. احترامی از نوع غربی بینمان وجود دارد.شارژ هر ماه را به کارت مدیر ساختمان که زیاد هم نمیشناسیم واریز میکنیم.
ادامه