از  رنجهای ایرانی_فلسطینی/مصاحبه با رشاحلوه،نویسنده و روزنامه‌نگار فلسطینی

رشا حلوه: تنها در صورتی می‌توانیم متحد شویم که ابتدا همدیگر را بشناسیم

گفت‌وگو: سپیده جدیری

کانون زنان ایرانی

رشا حلوه، نویسنده، روزنامه‌نگار و مدافع حقوق بشر فلسطینی است که چندی پیش به همراه پنجاه تن دیگر از کنشگران، ادبا، هنرمندان، وکلا و اساتید دانشگاه فلسطینی، بیانیه‌ای را در حمایت از جنبش «زن، زندگی، آزادی» به زبان‌های عربی، فارسی و انگلیسی منتشر کرد. آنها در پیام خود به زنان و مردان ایرانی ساکن ایران و در تبعید گفته بودند: «ما با شما همراه هستیم. ما به خوبی می‌دانیم حکومتی که مردم خود را سرکوب و مرعوب می‌کند و آنها را به قتل می‌رساند، نمی‌تواند حامی آزادی و آرمان‌های به حق ملت فلسطین باشد. ما نمی‌توانیم بپذیریم که آزادی ما به سلب آزادی دیگران بیانجامد. برای آزادی ایران، برای آزادی فلسطین، زن، زندگی، آزادی.»امروز سه‌شنبه ۲۹ نوامبر، روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین است

گفت‌وگوی ما را با این نویسنده و فعال فلسطینی می‌خوانید:

پیش از هر چیز، بابت بیانیه‌ی قدرتمند و تاثیرگذاری که شما به همراه دیگر اساتید، هنرمندان، ادبا و وکلای فلسطینی در حمایت از جنبش «زن، زندگی، آزادی» منتشر کردید، سپاسگزارم. مشتاقم بدانم که علت این حمایت چه بود؟

به عنوان یک زن فلسطینی، همواره با زنان و در کل، انسان‌های مبارز در سراسر جهان احساس همبستگی داشته‌ام، به‌خصوص با زنانی که تحت هر نوع از ستمی به سر می‌برند. هویت فلسطینی من ریشه در رنجی شخصی دارد که مادربزرگم در سنین نوجوانی‌اش‌ در سال ۱۹۴۸ که صهیونیست‌ها به اجبار از روستایش آواره‌اش کردند، متحمل شده بود و همچنین در رنج جمعی مردم من؛ چه آنهایی که در فلسطین زندگی می‌کنند و چه آنهایی که در تبعید به سر می‌برند. این رنج به مثابه قطب‌ نمایی مرا به سوی همبستگی با رنجِ دیگر مردمانِ جهان هدایت کرده است؛ مردمانی که خواستار زندگی تحت آزادی و کرامت انسانی هستند.

در عین حال، این را نیز بگویم که رنج ایرانیان و مبارزات آنها برای من جنبه‌ی شخصی نیز دارد چون با مردی ایرانی ازدواج کرده‌ام و مادر دخترانی ایرانی-فلسطینی هستم. این باعث شده است که قصه‌ ی ایرانیان به قلبم بیشتر راه پیدا کند چرا که در خانه ام‌‌ هر روز با آن سر می‌کنم. اکنون این خواست من برای آزادی زنان و مردان ایرانی، تنها از فلسطینی بودنم و این‌که یک مدافع حقوق بشر هستم ناشی نمی‌شود، بلکه از این نیز نشأت می‌گیرد که مادر دخترانی هستم که نیمی از هویت‌شان ایرانی است و می‌خواهم که آنها در جهانی زندگی کنند که خواهران و برادران ایرانی‌شان در آن از آزادی برخوردار باشند.  

شما نویسنده و روزنامه‌نگار هستید. شاید اطلاع داشته باشید که بیش از یکصد نویسنده، هنرمند و روزنامه‌نگار ایرانی در جریان اعتراضات کنونی بازداشت شده‌اند. در این مورد نظرتان چیست؟ چه پیامی برای نویسندگان و روزنامه‌نگاران سراسر جهان دارید؟

بسیاری از مردمانی که تحت حکومت‌های دیکتاتوری زندگی می‌کنند، مجبورند افکار و کلام خود را از ترس پنهان کنند، چون شیوه‌های سرکوبگران را برای خاموش کردن این کلمات و گویندگان‌شان می‌شناسند و از عواقب آشکارا سخن گفتن خبر دارند. با این وجود، انسان‌هایی هستند که هنوز هم آشکارا حرف‌شان را می‌زنند؛ از آن جمله‌اند نویسندگان، روزنامه‌نگاران، کنشگران، مدافعان حقوق بشر و مدافعان حقوق زنان. آنها با اطلاع از این‌که هزینه‌ای که خواهند پرداخت ممکن است بسیار سنگین باشد، حرف‌شان را می‌زنند. هیچ چیز باعث توقف آنها نمی‌شود. آنها قهرمانان واقعی اند، چرا که می‌دانند که این دیکتاتورها از کلمات و قدرتی که در کلمات نهفته است وحشت دارند. همچنین می‌دانند که این کلمات به گوش دختری جوان خواهد نشست و قلب او را گرم خواهد کرد تا دیگر احساس تنهایی نکند و بتواند جهانی را که در آن آزادانه زندگی خواهد کرد، تجسم کند و آن زمان است که برای ساختن چنین جهانی خواهد جنگید. مانند آن‌چه هم‌اکنون دارد در ایران اتفاق می‌افتد.

چه راهی برای اتحاد مردمان ایران و فلسطین در مقابل امپریالیسم، صهیونیسم و تمام اقسام ستم، تبعیض و سیاست‌های استعماری در منطقه‌ی خاورمیانه پیشنهاد می‌کنید؟ بهترین راه برای اتحاد چیست؟ کم نیستند کسانی که معتقدند راهی که جمهوری اسلامی برای این منظور برگزیده، راه درستی برای دست‌یابی به این هدف نبوده و نیست.شما در این مورد چطور فکر می کنید؟

ما تنها در صورتی می‌توانیم متحد شویم که ابتدا واقعا همدیگر را بشناسیم؛ داستان‌های همدیگر را، دردها و رنج‌های همدیگر را که ستمگران به ما تحمیل کرده‌اند. ما به اتحادی که حکومت‌ها و دولت‌ها به ما پیشنهاد می‌کنند نیاز نداریم، چرا که چنین اتحادی، اتحادی جعلی و غیرحقیقی خواهد بود. آنها اتحادی را نمی‌خواهند که به‌واسطه‌ی آن، تمام مردمان بتوانند علیه تمام دیکتاتورها بایستند. به‌طور مثال، هم‌اکنون آموزش زبان عربی در مدارس ایران اجباری است اما این آموزش به‌گونه‌ای نیست که به‌واسطه‌ی آن علاوه بر خواندن قرآن بتوانید با یک فرد عرب‌زبان نیز صحبت کنید یا مثلا فیلم‌ها یا ترانه‌ها یا اشعار امروز ما را بفهمید تا بدین طریق، با روایت‌هایی که به مبارزات امروز مربوط می‌شود آشنایی پیدا کنید.

پس بیاید کتاب‌های همدیگر را ترجمه کنیم، فیلم‌های همدیگر را ببینیم، به موسیقی و آواز همدیگر گوش دهیم؛ از موسیقی سنتی و کلاسیک گرفته تا سبک‌های امروزی‌تر مانند موسیقی رپ و به‌خصوص به هنرمندان و صداهایی توجه کنیم که در کشورهای خودشان به‌واسطه‌ی پاکسازی‌های قومی و مذهبی و هر قِسم دیگری از ستم، خاموش می‌شوند. بیایید صدای آنها را تقویت کنیم.

مسئله‌ای که شما در فلسطین با آن مواجه‌اید، علاوه بر ستم، استعمار نیز هست. هم‌اکنون در ایران شاهد جنبشی هستیم که به دست خود مردم اتفاق افتاده و با این حال، برخی کنشگرانِ خارج‌نشین سعی دارند این عقیده را تبلیغ کنند که بدون کمک سیاست‌مداران غربی، این جنبش به پیروزی نخواهد رسید. نظر شما در این باره چیست؟ سیاستمداران غربی برای فلسطین چه کرده‌اند؟

به‌دشواری می‌توان به کمک بیگانه اتکا کرد چرا که معمولا فقط در صورتی از چنین کمکی برخوردار می‌شوید که اهداف‌تان با مقاصد قدرت‌های بیگانه‌ای که از آنها درخواست کمک کرده‌اید هم‌سو باشد. و لحظه‌ای که آنها تصمیم بگیرند که به شما کمک نکنند، به‌خاطر منافع‌شان به‌ناگهان از حمایت شما دست خواهند کشید.

فلسطینی‌ها با مانع بزرگی مواجه‌اند و آن این است که منفعتِ آمریکا و کشورهای اروپایی در تقویت اسرائیل است، بنابراین چشم‌هایشان را بر پایمال شدن حقوق اولیه‌ی انسانی فلسطینیان بسته‌اند. بنابراین، هنگامی که از غرب خواستیم به آن‌چه ما در فلسطین با آن دست به گریبانیم توجه نشان دهد، چیزی جز چند عمل نمادین از سوی آنها ندیدیم.در عین این‌که باید این موضوع را در ذهن داشته باشیم، یک نکته را نیز باید در نظر بگیریم که حکومت ایران بدون کمک‌ قدرت‌های بیگانه، به‌خصوص روسیه و چین، از چنین قدرتی برای کنترل و محدویت مردمش برخوردار نخواهد بود. بنابراین ما نمی‌توانیم منکر شویم که موضوع، بین‌المللی نیز هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.