آینده تاریک زنان افغانستان زیر سایه حاکمیت سیاه طالبان
معصومه مهاجر:طالبان به عنوان یک گروه تندرو در کمتر از دو سال حاکمیت نامشروع شان ۴۰ فرمان زن ستیزانه را در افغانستان صادر و اجرا کرده اند
ادامهمعصومه مهاجر:طالبان به عنوان یک گروه تندرو در کمتر از دو سال حاکمیت نامشروع شان ۴۰ فرمان زن ستیزانه را در افغانستان صادر و اجرا کرده اند
ادامهامیدواریم در آیندهای نزدیک تمام زنان این کرهی خاکی در صلح و آرامش و برابری زندگی کنند . سپاسگزاریم از شمایی که بذر شجاعت و انسانیت را به نهال و سپس درختی مبدل کردید .
ادامهآزاده صادقی:در افغانستانِ بعد از طالبان، زنان علاوه بر دست و پنجه نرم کردن با قوانین ناعادلانه، با فشار خانواده هم مجبور به ترک تحصیل و انصراف از فعالیتهای اجتماعی میشوند. خانواده شیوا پیشتر با درس خواندن او هیچ مشکلی نداشتند، حالا اما با آمدن دوباره طالبان، تمایل آنها برای ادامه تحصیل دخترشان کمرنگ شده. «خانوادهام میگویند آخر اینجا که به جایی نمیرسی، ما هم بودجه نداریم بفرستیمت جایی. باور کنید خیلی از دخترانی که دیگر مثل ما حق تحصیل ندارند مجبور به ازدواج میشوند. عاقبت خانوادهای که در آن علم و فهم و آگاهی نباشد، تربیت یک نسل کور است.»
ادامههلیا عسگری:این تصویر ماست که بهتزده به مهسا فکر میکنیم، وقتی میفهمیم دیگر نیست و ته دلمان صدایی داد میزند که کاش هیچوقت به تهران نمیآمد. وقتی با صدای بلند «یه دل میگه برم برم یه دلم میگه نرم نرم..» را میخوانیم و صورت شاد و خندان نیکا از جلوی چشمانمان کنار نمیرود. چه کسی فکرش را میکرد که روزی برسد این آهنگ چنگ به قلبمان بکشد. صدای یلدا وقتی از کتک خوردنش میگوید و ذهنمان را قفل میکند. دستان بسته خدانور، تنهایی سید محمد حسینی و نگرانی محمدمهدی برای مادرش،
ادامهزیبا فرحزاد:برای هشت مارس امسال هیچ موضوعی برای نوشتن به نظرم نرسید که نامربوط به اتفاقات چند ماه اخیر در کشورمان باشد، هر چه کردم دیدم نمی شود از روز جهانی زنان حرف زد و به اتفاقات اخیر که به باور برخی شاید اولین انقلاب فمینیستی در جهان باشد اشاره نکرد. آنچه که این روزها زیاد به آن فکر می کنم:«آیا واقعا تغییری بنیادین در فرهنگ مردسالار ایران واقع شده است یا حقوق زنان تنها نقش یک ابزار را در یک تسویه حساب سیاسی بازی کرده است؟ به راستی آیا پس از وقوع وقایع اخیر آگاهی مردم عادی نسبت به برابری حقوق و آزادیهای فردی زنان در اجتماع بیشتر شده است؟» از این روی با چند زن از سنین مختلف و از اقشار نسبتا متفاوت هم صحبت شدم تا دریابم برداشت آنها از جنبش زن، زندگی، آزادی چیست؟ و چه تفاوتهایی در زمان حضور در اجتماع نسبت به پیش از جنبش احساس میکنند؟
ادامهمرگت را صدا زدی اما قلب، رو به دوربین ایستاده است/
شعری اگر میخوانی برای وجود است/
نه برای این روزهای تنگ که بر قوسها برق میزنند
عاقبت روزی تسلیم شدم. همهی امیدم را برای یافتن شغل جراحی و امکان طبابت در کانادا از دست دادم و تصمیم گرفتم حالا که این سیستم اینقدر بیدلیل- در حالی که به نیروی متخصص نیاز جدی دارد- انسانهایی با درجه علمی، مهارت و تجربهای مثل من و امثال من را کنار میگذارد؛ بهتر است وقت و انرژیام را با بچهها و در خانه بگذارم. پس به جای اینکه خانم دکتر و جراح صوفیا باشم که بیمارانش او را به نام دکتری که دستهای شفابخشی دارد می شناسند، مامان صوفیایی شدم که همه توان و امکاناتش را برای تربیت فرزندانش به کار بست.همیشه دلم میخواست فرصتی داشتم و میتوانستم با صدای بلند، طوری که همه دنیا بشنوند از سیستم گزینش و ارزیابی کانادا بپرسم که: «چرا؟ چرا هیچ وقت فرصت انتخاب شدن را به من ندادید؟ واقعا ضوابط و معیارهای سنجش شما چیست؟»
ادامهزهرا رهنورد:از روزی که با حجاب اجباری در چهل و چهار سال پیش مخالفت کردم و در بحبوحه تبعیض ورود دختران به دانشگاه، مساوات در خصوص انتخاب رشته و دانشگاه را مطرح کردم، سی و پنج سال گذشته و امروز خوشوقتم که دختران و زنان را در بیان خواستههای بحقشان و مخالفت با حجاب اجباری بدونلکنتتر از هر زمان دیگر میبینم.
ادامهمرجان زهرانی: بخش دردناک ماجرا در صحبتهای یکی از این دو زن درست همان جایی است که میگوید «ایران آزادی داره، زنان حقوق برابر با مردان دارن، همه با هم توی سازمانها و ارگانها از یک برابری استفاده میکنیم و …»
اگر شوهر این زن تمایلی نداشت که همسرش آن روز و آن لحظه در قطر باشد و فوتبال تماشا کند، میتوانست به راحتی جلوی این سفر را بگیرد.
رشا حلوه، نویسنده، روزنامهنگار و مدافع حقوق بشر فلسطینی:بسیاری از مردمانی که تحت حکومتهای دیکتاتوری زندگی میکنند، مجبورند افکار و کلام خود را از ترس پنهان کنند، چون شیوههای سرکوبگران را برای خاموش کردن این کلمات و گویندگانشان میشناسند و از عواقب آشکارا سخن گفتن خبر دارند. با این وجود، انسانهایی هستند که هنوز هم آشکارا حرفشان را میزنند؛ از آن جملهاند نویسندگان، روزنامهنگاران، کنشگران، مدافعان حقوق بشر و مدافعان حقوق زنان. آنها با اطلاع از اینکه هزینهای که خواهند پرداخت ممکن است بسیار سنگین باشد، حرفشان را میزنند.
ادامه