زیر تیغ «رد‌مرز»

«همه را فرستادند افغانستان»؛ این جمله تکرارشونده‌‌، تمام روز با ما بود؛ از پاسگاه مُلاشریف تا چهاربروجرد، از پایانه مرزی میلِک تا اداره اتباع هیرمند، از هنگ مرزی زَهَک تا مدرسه حاجی‌ملک؛ همان مدرسه‌‌ای که تا یک شب قبلش، مهاجران افغان به آن پناه برده بودند. این گزارش قرار بود وصف چادرهایی باشد که برای اسکان موقت صدها آواره جنگی کشور همسایه برپا شده بودند، اما در نهایت شرحی شد از مردمانی که وطن، کاشانه و خاطراتشان را رها کرده بودند تا جان خود و عزیزانشان را نجات دهند‌»، آن هم در نقطه صفر مرزی.

ادامه

طالبان همان طالبان قبل است اما زنان افغانستان، زنان ۲۰ سال قبل نیستند؛ ایستادگی در مقابل تحجر

جامعه مدنی افغانستان و خصوصا زنان آن جامعه ارتجاع را پس زده‌اند. شاید مقاومت در برابر جریان ارتجاعی و ضدزن طالبان، شکننده باشد اما پیگیری و پایداری در این مقاومت مدنی پرفرازونشیب، ارتجاع را عقب خواهد راند.خصوصا که آنها تجربه زنان منطقه را پیش روی خود دارند که سالهاست تلاش میکنند تا عقاید متحجری را که به نام دین بر زندگی انان حاکم شده است را شکست دهند و حضور خود را در جوامعشان ثابت کنند.

ادامه

گزارش زهرا از روز هفتمِ کابل در سیطره طالبان:ایمان شان را نشانه گرفتم

در راه برگشت به خانه بودیم و قسمتی را پیاده آمدیم. مادرم هراس وحشتناکی ازطالبان دارد و هر بار آنها را حتی اگر از دور ببیند، لرزه به جانش می افتد و سر و صورت اش را عرق می زند. هر بار که به طالبی نزدیک می شدیم زیر لب دعایی می خواند و صلوات می فرستد، و به من تذکر می دهد که از مسیری دیگر برویم و به آنها نگاه نکنم. ولی چشمهایم دیگر به حضور آنها در هر گوشه شهر عادت کرده است و بیشتر تلاش می کنم از مسیری بروم که در چشم باشم. هر گاه به آنها نگاه می کنم، به چشمان شان زل می زنم و آنها چشم شان را از چشمان من برمی گردانند. بیشتر دلیل این کار را بر این می دانم که نمی خواهند با نگاه کردن به زنی خودشان را گناهکار کنند، زیرا زن را موجودی گناهکار می دانند و چشم در چشم شدن با آنها، ایمان شان را به خطر می اندازد. چند بار به این مورد بر خوردم و دیدم که در واقع ایمان شان را نشانه گرفتم و حضور و چشمان من برایم سلاح قوی محسوب می شود.

ادامه

زنان افغان به اجبار طالبان از کار در بانک محروم شدند

در اوایل ماه جولای در حالی که نیروهای طالبان در حال تصرف افغانستان بودند، چند تن از طالب‌ها وارد دفتر بانک عزیزی در شهر قندهار شدند و ۹ زن را که در این بانک کار می‌کردند را با زور اسلحه از بانک اخراج کردند و گفتند به جای آن‌ها بستگان مردشان می‌توانند جایگزین شوند.

ادامه

صحرا کریمی، فیلمساز افغانستانی به سینماگران جهان: سکوت خود را بشکنید و از مردم ما دفاع کنید

صحرا کریمی:ما به این سکوت‌ عادت کرده‌ایم، اما می‌دانیم که عادلانه نیست. ما می دانیم تصمیمی که برای رها کردن مردم افغانستان گرفته اند، اشتباه است، این خروج شتابزده نیروها، خیانت به مردم ما و تمام کارهایی است که ما هنگام پیروزی افغان ها در جنگ سرد برای غرب کردیم. پس از آن مردم ما فراموش شدند و نتیجه‌اش حکومت تاریک طالبان شد و اکنون، پس از بیست سال تلاش برای حصول دستاوردهای عظیم برای کشور و به ویژه نسل جوان، همه دوباره در این رها شدن از بین می‌روند.

ادامه

ما این صلح را نمی‌خواهیم/زنان هرات از طالبان می‌گویند

“اینجا هرات هست, کانون علم و فرهنگ با مردمی صلح دوست و آگاه…
جنگ برای هر سرزمینی ناگوار است و آسیبهای جانی ,مالی و روحی فراوانی را در پی دارد، اما در این میان کودکان و زنان قشر آسیب پذیرتر جامعه اند. این روزها که آتش جنگ به دامان شهر هرات رسیده، کودکان زیادی بعنوان سپر انسانی گرفتار گروه تروریستی طالبان‌اند تا بلا گردان جان این ددمنشان باشند.از حال و روز این کودکان معصوم ما حتی خدا نیز چیزی نمیداند!زنان زیادی به سوگ همسر، فرزند و برادر خویش نشسته اند و دختران زیادی خواب شب از چشمانشان ربوده شده است.
این اولین جوابی است که ناجی برایم می‌فرستد، زمانیکه حالش را پرسیدم و از او خواستم از وضعیت هرات برایم بگوید. اما پیامی که فرستاد بیشتر شبیه آغاز صحبت انسانی است که قرار است در دادگاهی درباره ارتکاب جنایت علیه بشریت شهادت دهد.

ادامه

زن؛ تابوی طالب

رفت‌و‌آمد در شهر صرفاً همراه پدر، همسر یا برادر، تعطیلی دوباره دانشگاه‌ها، ناامنی و پوشیدن اجباری برقع تنها بخش کوچکی از کابوس‌ها و ترس‌های زنان افغانستان از بازگشت دوباره طالبان به قدرت است. آنهایی که سال‌های قدرت طالبان را به چشم دیده‌اند، بیش از این به خود می‌لرزند. این کابوس‌ها حالا همراه همیشگی زنان افغانستان است. زنانی که جز یک زندگی عادی و حضور در جامعه، خواسته و توقع دیگری ندارند. برخی می‌گویند طالبان هم از مردم افغانستان هستند و طی ۲۰ سال گذشته تغییر کرده‌اند اما زنان فعال در افغانستان با این گفته‌ها موافق نیستند. زنان افغانستان از آغاز چندان نسبت به پروسه صلح در این کشور خوش‌بین نبودند و امضای توافق صلح میان حکومت و طالبان را تنها موجب قدرت گرفتن دوباره طالبان می‌دانند.

ادامه

طالبان در خواب هم رهایشان نمی‌کنند، گفتگو با زهرا رضایی در کابل

زمانی که وارد مزار شدم قبلش خبر آمده بود که طالبان به دروازه بلخ نزدیک شده اند.دروازه بلخ یک ساعتی با ماشین از مزار فاصله دارد. مردم وحشت زده این خبر را به هم می‌گفتند. به وضوح مشخص بود که زنان بیش از همه وحشت زده و ترسیده‌اند. چند روز بعد من به همراه تعدادی از دوستانم با همان پوشش همیشگی(مانتو و شال) به مرکز شهر رفتیم. نگاه‌های مردم بسیار سنگین بود. تعداد زنان در خیابانها در مقایسه با قبل به شدت کم شده بود.شرایطی پیش آمده که نمی‌توانی به این موضوع فکر نکنی. شب‌ها خواب می‌بینم که طالبان شهر را گرفته است و از دیوارهای خانه ما بالا می روند.کابوس بازگشت طالبان در خواب هم ما را رها نمی کند.

ادامه

می‌خواهم بمانم؛ زندگی زنان افغان تحت سلطه دوباره طالبان

حدود دو سال از روزی که طالبان و آمریکا شروع به مذاکره کردند می‌گذرد و در این مدت لیلا حیدری خواب نداشته است.
لیلا صاحب تاج بگوم، یک کافه در محله پل سرخ کابل- پاتوق فرهنگیان- است. اما چرا این موضوع باعث می شود او مورد غضب طالبان قرار بگیرد؟ موهای پرکلاغی، آرایش و ناخن‌های لاک‌زده که با یک لباس کمیز سفید براق ست شده و این استایل همانقدر با برقع فاصله دارد که افغانستان با لس‌انجلس. زنان و مردان جوانی که جرات می کنند در باغ زیبای تاج بگوم لبخندزنان با هم چای بنوشند. معتادانی که حالا بهبود یافته‌اند در این کافه کارمی‌کنند. همه اینها دلایلی است برای اینکه طالبان او را نپذیرد.

ادامه

بند، برای زنان افغانستان

شعری از فرناز جعفرزادگان

برای زنان افغانستان که می‌خواهند بنده نباشند.
زن های زیادی را می‌شناسم
که هر ماه
زیبایی را
با بند قسمت می‌کنند
بند صورت دیگر جهان است

ادامه