نجیب بارور، شاعر افغانستانی: زنان آسیبدیدهترین قشر اجتماعی در حکومت طالبان هستند
مرجان زهرانی نجیب بارور، شاعر جوان افغانستانی این روزها دور از وطن و در ایران به سر میبرد. حضور و تسلط
ادامهمرجان زهرانی نجیب بارور، شاعر جوان افغانستانی این روزها دور از وطن و در ایران به سر میبرد. حضور و تسلط
ادامهجنس فرسودگی ما انگار با همیشه متفاوت است. هم این ما هستیم که دچار فرسودگی شدهایم و هم این من است که فرسوده است. ما در دنیای امروز هر دو فرسودگی را با هم تجربه میکنیم. هر دو فرسودگی که به کمک هم آمدهاند و یکدیگر را تقویت میکنند.
ادامهمنصوره شجاعی کانون زنان ایرانی برای صورت زخمی «نرگس سادات» که روز شنبه چهارم سپتامبر، مقابل ارگ کابل مورد ضرب
ادامهانعکاس نور روی سرامیک سفید اتاق خواب اولین صحنهای است که وقتی چشمانش را باز میکند میبیند. پتو را روی سرش میکشد و به کارهایی که باید انجام دهد فکر میکند؛ تی کشیدن سرامیک کف خانه، شستن ظرفهایی که از شام شب گذشته توی سینک مانده. صدای آرام قدم زدن فرزندش میآید. سر برمیگرداند.پسر پنجسالهاش آغوش باز کرده و منتظر است تا به تخت بیاید. چشمان خوابآلودش را میبوسد و او را به تخت راه میدهد اما ذهنش آنجا نیست، لا به لای طبقات فریزر است؛ چند بسته مرغ مانده است؟ کرفس و هویج هم در یکی از طبقات یخچال دارد. اما پیاز تمام شده. شاید بتواند با همه اینها ناهاری درست کند.
ادامهبرگردان هستی معماریان جنبش فمینیستی در تونس قربانیِ استثمار، سیاست زدگی و فقدان حضور انسان ها از همه طبقات و
ادامه«لورا به طرف پسربچه سر میگرداند که عصبی و مشکوک و ستایش آمیز به او زل زده است. بالاتر از هر چیز خسته است. بیش از هر چیز دلش میخواهد به رختخواب و کتابش برگردد. دنیا، این دنیا ناگهان سرگیجه آور و بازدارنده و دور از دسترس می شود.
از خود پرسید آدم همینجوری دیوانه می شود؟ وقتی به کسی، زنی مثل خودش فکر میکرد، هرگز به خواب هم نمیدید که اینجور عقل ببازد. تصور میکرد جنون با داد و بیداد و جیغ و فریاد، با توهم همراه باشد اما در آن لحظه بهروشنی میدید که راه دیگری، راهی بسیار آرام تر هم هست؛ راهی که کند و کرخ و نومیدوار و یکدست بود چنانکه احساسی به قوت اندوه می تواند تسکین خاطری بوده باشد.»
«برای اولین بار در زندگیام گفتم کاش دختر نبودم.» این را حمیده دانشجوی طب (پزشکی) دانشگاه کابل با لحنی پر غصه میگوید. طالبان حالا همه افغانستان را در سیطره خود گرفته و دیگر همه چیز برای کسانی که زندگی در افغانستان را انتخاب کردهاند جور دیگری شده. برای برخی هنوز روزنههایی از امید گشوده است و برخی جز هول و هراس پیش روی خود نمیبینند. در این میان انگار حبابی چند ساله ترکیده و انرژی خشونت اجتماعی بویژه علیه زنان آزاد شده است. چند روز پیش یکی از فعالان شناخته شده فضای مجازی نوشت مردانی که برای خروج از افغانستان به سمت فرودگاه کابل میدویدند، به زنان میگفتند بدوید که روزگار شما تمام شد. یکی از زنان سینمای افغانستان نیز پس از خروج نوشت از مردم کشورهای دیگر پیوسته پیغام دلجویی دریافت میکنم اما از هموطنان خود یکسره دشنام میشنوم. آیا در فضای جدید سیاسی زنان جامعه افغانستان بیش از پیش تحت فشار خواهند بود یا آنچنان که طالبان وعده داده است کار و تحصیل و زندگی به روال خود بازخواهد گشت؟
ادامهبررسی سه جریان موازی درون جنبش زنان ایران پریا رحیمی کانون زنان ایرانی هیچ صیادی در جوی حقیری که به
ادامهعذرا فراهانی گفت: موسسه راز هر ساله به مناسبت روز خبرنگار از میان روزنامهنگاران زن که سابقه طولانی در تهیه
ادامه«همه را فرستادند افغانستان»؛ این جمله تکرارشونده، تمام روز با ما بود؛ از پاسگاه مُلاشریف تا چهاربروجرد، از پایانه مرزی میلِک تا اداره اتباع هیرمند، از هنگ مرزی زَهَک تا مدرسه حاجیملک؛ همان مدرسهای که تا یک شب قبلش، مهاجران افغان به آن پناه برده بودند. این گزارش قرار بود وصف چادرهایی باشد که برای اسکان موقت صدها آواره جنگی کشور همسایه برپا شده بودند، اما در نهایت شرحی شد از مردمانی که وطن، کاشانه و خاطراتشان را رها کرده بودند تا جان خود و عزیزانشان را نجات دهند»، آن هم در نقطه صفر مرزی.
ادامه