انتقام از خود
آدمها مثل رنگینکمان خم برمیدارند. طلای زرد علفهای روی کوه میلرزد. هوا آنقدر صاف و شفاف است که هر چشمی دستکم دو پرده باید روشنتر، عمیقتر، رنگیتر ببیند.
ادامهآدمها مثل رنگینکمان خم برمیدارند. طلای زرد علفهای روی کوه میلرزد. هوا آنقدر صاف و شفاف است که هر چشمی دستکم دو پرده باید روشنتر، عمیقتر، رنگیتر ببیند.
ادامهدر اعماقِ تاریکِ اقیانوس هند، قصهی ناوچهای نهفته است که از جنسِ اراده بود. «دنا»، نه یک کشتی، که یک رویای ملی بود…
ادامهاهل «پروژه» گرفتن نبود. با تمام رنجی که در زندانهای ایران و دست بر قضا بابت نوشتن همین کتابِ زیبا کشیده بود، نه خودفروخته شد و نه میهنفروش.
ادامهبرای ماکان و بچه های میناب
نه، نه نه…
کسی از روز برنگشت
حتی آن رشتهی خاموشِ خون
که نامِ آدم را
در استخوان ادامه داد…
وضعیت زنان در بازار کار ایران در سال گذشته رو به افول بوده و به نوعی انزوا و محرومیت بیشتر نیمی از جمعیت دامن زده است.
ادامهپوسترهایی با چهرهی کودکان و معلمانشان (که اغلب لبخند به لب) اکنون در امتداد بلوارها و میدان اصلی میناب به چشم میخورند؛ شهری که در اندوه و عزای همیشگی فرورفته است.
ادامهبرای “ماکان” و ” ۱۶۸ ” گل سرخ
بایست کنار تکههای رنگیِ دفتر،
کنار آن گیاه بازگشته از دبستان…
گلها را زاویه بده به خورشید
و ببوس؛ آنجا که تمام شب تاریخ در تصرفِ مرد بود.
این شعر را برای یکی از آنها نوشتم، نقاشیای که تصویرش را در بالا میبینید، هرچند که هر یک از آن نقاشیها به تنهایی تا سالیان سال میتواند هر شاعری را به خلق سوگسرودههایی بسا دردبارتر وادارد.
ادامهجوزفین گیلبو، افسر اطلاعاتی و ضدتروریسم سابق ارتش آمریکا در سخنرانیای تکاندهنده حملهٔ موشکی به مدرسهٔ دخترانه میناب را جنایت جنگی از پیش طراحیشده خواند…
ادامهحامد میرزایی دوازده نفر از اعضای خانوادهاش را در حمله جنگندههای اسراییلی و آمریکایی در خیابان جاجرودی (میدان رسالت) تهران ازدستداده است.
ادامه