زنان هرات، روایت حضوری که فروکاسته نمیشود
بازداشت زنان در هرات را نمیتوان تنها در چارچوب یک محدودیت اجتماعی یا ایدئولوژیک خواند؛ این رخداد نشانهی هراسی عمیقتر است، هراس از حضوری که همواره از مرزهای تعریفشده فراتر میرود.
ادامهبازداشت زنان در هرات را نمیتوان تنها در چارچوب یک محدودیت اجتماعی یا ایدئولوژیک خواند؛ این رخداد نشانهی هراسی عمیقتر است، هراس از حضوری که همواره از مرزهای تعریفشده فراتر میرود.
ادامهاین یادداشت را یک دختر جوان و قصهنویس افغانستانیِ مقیم ایران نوشته است؛ روایتی شخصی از مواجهه با تصاویر بازداشت و سرکوب زنان در هرات، ترسِ زندگی زیر سایه طالبان و شجاعت زنانی که با وجود همه خطرها، صدای اعتراض خود را خاموش نمیکنند.
ادامهصدقه سورغالی، مادر نهال واثقی؛ یکی از آسیبدیدههای موشکباران سالن ورزشی والیبال لامرد، از صبحی میگوید که شروعش شکل یک روز عادی را داشت، اما با خبرهایی که آمد همه چیز ناگهان غیرعادی شد.
ادامهمیگویند جنگ مثل عشق است؛ دستکم در این که وقتی یقهات را گرفت، دیگر پایان دادنش با تو نیست…
ادامهاین روزها عرصه بر زنان و دختران در شهر هرات افغانستان سختتر شده است. گزارشها حاکی از آن است که نیروهای موسوم به «امربهمعروف و نهیازمنکر» طالبان، دور جدیدی از بازداشت زنان و دختران را به بهانهی آنچه «رعایت نکردن حجاب مورد نظر» یا عدم استفاده از روبنده (نقاب صورت)مینامند، آغاز کردهاند.
ادامهچه چیز خاویر باردم را به سخن گفتن وا میدارد؟ میگوید: «جالب است، چون سوال اساسا باید این باشد که چطور میتوان زبان به اعتراض باز نکرد؟»
ادامهمراقبت از وطن، در شرایط امروز، معنایی فراتر از وفاداری صرف یا حمایت سیاسی پیدا میکند؛ مراقبت ریشه در اعمال درونی ما دارد.
ادامهدر روزهای جنگ، در راهروهای هتلهای محل اقامت خانوادههای آسیبدیده از جنگ فقط صدای رفتوآمد شنیده نمیشد؛ صداهای دیگری هم وجود داشت که اگر حوصله به خرج میدادیم، به شکلهای مختلف شنیده میشد.
ادامهزنان بومی ِ نخستین ملتهای “جزیره لاک پشت” سالهاست در میانه بحرانی ملی زندگی میکنند؛ بحرانی که با ناپدیدشدن، قتل و خشونت سیستماتیک علیه آنان تعریف میشود.
ادامهاخیرا جمعی ده نفره متنی را تحت عنوان «بیانیهی جمعی اعضای تیم میتو ایران پس از مصادرهی این پلتفرم توسط شقایق نوروزی» در اینستاگرام منتشر کردهاند. اما شقایق نوروزی چه کرده که مستحق چنین برخوردی باشد؟
ادامه