روایت جنگ از درون: دود، ترس و زندگی

گاه و بی‌گاه صدای انفجار می‌آید. ستون‌های دود سیاه هنوز روی آسمان کرج و بخش‌هایی از تهران سنگینی می‌کنند.

ادامه

روایت جنگ از درون: از جنبه ‌های زنانه جنگ؛ دسترسی به نوار بهداشتی

از وجوه زنانه‌ی جنگ حتما بسیارها نوشته‌اند اما از برخی مسائل هرچه گفته شود کم است.
در تب‌وتاب جنگ، زمان و شدت علائم پریود در خودم و بسیاری از دوستانم دچار تغییراتی شد.

ادامه

روایت جنگ از درون: وقتی انفجار اول از انفجار دوم نجاتت می‌دهد

شرق تهران را برخی از دوستانم با خنده و شوخی؛ خط مقدم این روزهای جنگ نام می‌دهند.

ادامه

هواپیمای بی‌‌دو و ما مردم خاورمیانه

من گذرم افتاده البته نه تنها من، ما، مردم ایران، مردم خاورمیانه، ما گذرمان به او افتاده و در شب‌ها ناگاه خواب‌ها و رویاهای شیرینمان را پاره کرده.

ادامه

روایتی از زیر بمباران و تأملی از منظر فمینیسم استعمار زدا

جنگ تنها مجموعه‌ای از عملیات نظامی یا تصمیم‌های ژئوپولیتیک نیست؛ جنگ تجربه‌ای عمیقاً موقعیت‌مند است. اینکه جنگ چگونه فهمیده می‌شود، چگونه روایت می‌شود و حتی چگونه درباره آن داوری اخلاقی صورت می‌گیرد، به‌طور مستقیم به این بستگی دارد که افراد از کجا به آن نگاه می‌کنند.

ادامه

حمله تروریستی خارجی و فروپاشی عقلانیت عمومی

بزرگ‌ترین شکست ما شاید نه در میدان جنگ، بلکه در فروپاشی «ما»ی جمعی‌مان رخ داده است؛ همان «ما»یی که طی سال‌ها تلاش برای مدنیت و همزیستی شکل گرفته بود و می‌توانست پایه آینده‌ای روشن باشد.

ادامه

روایت جنگ از درون: هشتمین صبح جنگ/صبحی که آفتاب در تهران طلوع نکرد

چشمم که به پنجره می‌افتد تعجب می‌کنم؛ چرا با اینکه ساعت هشت صبح است، هنوز روز نشده؟
همسرم می‌گوید:«دود ناشی از انفجارهای دیشب در زیرساخت‌های نفتی* باعث شده آفتاب دیده نشود.»

ادامه

روایت جنگ از درون: روز است و هوای تهران تاریک است

یکشنبه هفدهم اسفند ساعت ده صبح تهران؛ هوا هنوز تاریک است. تاریکی غیر معمول. خیابان خلوت و گاه گاه صدای رد شدن موتور سیکلتی به گوش می رسد. فکر کردم احتمالا ساعت را اشتباه می‌بینم.

ادامه

روایت جنگ از درون: رفت سرکوچه زباله بگذارد؛ جسدش بر زمین افتاد

این یادداشت را در حالی می‌نویسم که شش روز از آغاز جنگ گذشته است و من به همراه خانواده‌ام رسما به آواره جنگی تبدیل شده‌ایم.

ادامه