کارشناسان سازمان ملل از ادعای تجاوز به زنان فلسطینی در زندان‌های اسرائیل خبر دادند

کارشناسان حقیقت‌یابِ حقوق بشر سازمان ملل از ادعایی خبر داده‌اند که مطابق با آن، از تاریخ هفتم اکتبر به این سو، دست کم به دو زن فلسطینی تحت بازداشت اسرائیل، تجاوز شده است. آنها همچنین در گزارش خود آورده‌اند که زنان و دختران فلسطینی دیگری نیز در زندان‌های اسرائیل، از سوی افسران اسرائیلی مورد تجاوز و خشونت‌های جنسی قرار گرفته‌اند.

ادامه

مردان فلسطینی و زندگی‌های سوگواری(نا)پذیر 

“در این لحظات پسران و مردان در غزه هر کاری که می‌توانند برای مراقبت از جامعه خود در مواجهه با خشونت‌های غیرقابل درک نسل کشی انجام می‌دهند – روز و شب  آوارها را حفر می‌کنند تا اجساد همه عزیزان یا همسایگان یا دوستان قتل عام شده توسط حملات اسرائیل را پیدا کنند. با آتش زدن تکه کاغذهایی که در خیابان پیدا کرده‌اند غذای دسته جمعی می‌پزند.  مردان خبرنگار در حالی که اشک می‌ریزند دقایقی پس از اطلاع از کشته شدن همسران و فرزندانشان به مستندسازی نسل کشی ادامه می‌دهند. مردان غزه، با تمام انرژی و مراقبتی که برایشان باقی مانده بر روی مجروحان و حیوانات عملیات احیای قلبی – عروقی انجام می‌دهند. مردانی که در حین انجام عمل جراحی برای مجروحان زخمی که از درد وحشتناک عمل‌های بدون بیهوشی فریاد می‌زنند شعر یا آیاتی از قرآن می‌خوانند و به فرزندانشان که با بدن‌هایی خونین بر روی برانکارد بیمارستان دراز کشیده‌اند و تمام دست و پاهایشان بر اثر گلوله باران اسرائیل قطع شده است اطمینان می‌دهند که همه چیز درست خواهد شد.

ادامه

روایت یک ازدواج ایرانی-افغانستانی

ابراهیم احمدی نیا:نمی‌دانم از کجا فضا به تنش کشیده شد، البته می‌شد از لحن تند و رفتار تحقیرآمیزش پیش‌بینی کرد که بالاخره سؤال و جواب به جر و بحث کشیده خواهد شد. سؤال‌های بی‌ربط از جزئیات رابطه‌مان، گذشته من و همسرم، بالاخره طاقتم را طاق کرد. گفتم «جواز ازدواج صادر می‌کنید یا بازجویی می‌کنید؟» که او هم شاخ و شانه کشید که: «می‌دانی اگر من مجوز ازدواجت را صادر نکنم چه می‌شود؟» بیچاره نمی‌دانست که گیر یکی بدتر از خودش افتاده! جوابش را دادم: «هیچی! می‌ریم با هم زندگی می‌کنیم.» و حسابی بُراق شد. آن جلسه یک ساعته به جر و بحث و تنش گذشت. از آن جا خارج شدیم و بعد باید دوباره به پلیس مهاجرت و گذرنامه می‌رفتیم تا معرفی‌نامه‌ای به دست‌مان بدهند و ما را به کلانتری محله بفرستد.

ادامه

چرا آنچه در افغانستان اتفاق می افتد آپارتاید جنسیتی است

آپارتاید جنسیتی  محوِ انسانیت زنان است و هر جنبه‌ای از وجود زن را کنترل و بررسی می‌کند. در همه نهادها و فضاهای عمومی و خصوصی نفوذ می‌کند و گریزی از آن نیست. ب)‌ آپارتاید جنسیتی یک سیستم سلسله‌مراتبی است که نه صرفاً جداسازی برابر زنان از مردان بلکه مبتنی بر برتری مردان و فرودستی زنان است؛ این رویکرد، سیستم نابرابر سلسله‌مراتبی را حفظ، تقویت و ریشه‌دارتر می‌کند. آپارتاید جنسیتی، مبتنی بر تبعیض است، اما آنچه که درک آن ضروریست ماهیت ترکیبی و سیستماتیک آن است. ج)‌ آپارتاید جنسیتی از طریق نهادینه‌سازی قانونی و فرهنگیِ تبعیض عمل می‌کند.

ادامه

«من اینجا هستم، به من عادت کنید!»؛ در هند، دویدن یک زن چیزی بیش از ورزش است

حضور زنان در فضاهای عمومی در شبه قاره هند کلا ناخوشایند است. با اینکه هند در سال ۱۹۴۷ با رای‌گیری به استقلال رسید اما همچنان یک اصل آشکار وجود دارد: جایگاه زنان در خانه مشروعیت دارد اما این مشروعیت در فضای عمومی، به عنوان شهروندان برابر با مردان خیلی کمتر است. ورزش می‌تواند این مشروعیت را برای ما به ارمغان بیاورد چرا که ورزش کردن به نوعی عملکردی است در جهت انجام وظیفه ملی و افتخارآفرینی ملی.در کتابم، «روزی که دونده شدم»، زندگی ۹ دونده را در دهه‌های مختلف از ۱۹۴۰ تا به امروز و زندگی خودم را، کسی که دویدن را به عنوان سرگرمی انتخاب کرده به تصویر می‌کشم. من دویدن را انتخاب کرده‌ام چرا که دویدن یک ورزش انفرادی و مینیمال است و شما به تیم و تجهیزات ورزشی نیازی ندارید. دویدن عملا بدن‌ها را در معرض دید قرار می‌دهد. از این منظر، دویدن به صورت مستقیم و آشکارا حق شهروندی را طلب می‌کند و طغیان گرانه پدرسالاری را به چالش می‌کشد.

ادامه

آثار مهاجر ستیزی بر زندگی افغانستانی ها و ایرانی ها/زنان و کودکان، قربانیان اصلی مهاجر هراسی

پیمان حقیقت طلب، مدیر پژوهش انجمن غیردولتی دیاران می‌گوید که در سه ماه اخیر افغان‌ستیزی  شدت یافته  و این موضوع می‌تواند به شکلی جدی و طولانی مدت بر زندگی افغانستانی‌ها در ایران اثر بگذارد؛ سایه ای از خشونت. این خشونت می‌تواند بازماندگی از تحصیل برای کودکان مهاجر باشد و یا ایجاد شرایطی پر از ناامنی برای یک خانواده و یا حتی از دست رفتن جان یک انسان. با پیمان حقیقت طلب، مدیر پژوهش انجمن دیاران در این باره گفت و گوی تفصیلی کرده ایم تا  از زاویه متفاوتی به موضوع مهاجران در ایران نگاه کنیم.

ادامه

دفاع از حقوق شهروندی و زنان مرز ندارد

شورانگیز داداشی:برای درک دقیق سیاست طرد اجتماعی در خصوص مهاجران در ایران، فقط به یک نمونه به عنوان مثال توجه کنید که چگونه این سیاست‌ها، توانمندی‌ها و حقوق شهروندی اتباع و مهاجرین را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. مریم منصف، سیاستمدار افغانستانی، متولد ۱۳۵۹ در مشهد و از مهاجران افغانستانی است که در ایران شناسنامه و فرصت حضور در مدارس ایرانی را نداشت اما بعد از مهاجرت به کانادا، در کابینه دولت جاستین ترودو به عنوان وزیر زنان و برابری، وزیر توسعه اقتصاد روستایی و وزیر نهادهای دموکراتیک فعالیت کرد.

ادامه

چند روایت از مصایبی که زنان تحمل کردند، یکسال پس از جنبش مهسا

آذر نظریه راد:نگاهی به این خرده روایت‌های زنانه که احتمالا با تغییر جزییاتی برای بسیاری دیگر رخ داده، نشان می‌دهد که «اجبار» فصل مشترک همه آنها ست اما اشتراکی که در این روایت‌ها بیشتر اهمیت دارد، استفاده از اهرم‌هایی است که شاید در ظاهر موجه به نظر بیاید اما در بطن آن القای «مساله‌دار بودن و تنش‌زا بودن حضور زنان در مکان عمومی» است. در این تصویر‌سازی شهروندان بخشی از پازل حکومت را تکمیل می‌کنند. آنها نیز از سوی حکومت با ابزارهای سرکوب مستتر مجبور به همراهی علیه زنان هستند. این رویکرد می‌تواند به خانه‌نشین کردن زنان منجر شود و به مرور انزوای مد نظر حکومت را رقم بزند. انزوای نیروهای اجتماعی و فردی که به قول هانا آرنت مساعدترین زمینه ارعاب و در ضمن همیشه نتیجه آن است.

ادامه

بیانیه جمعی از کنشگران مدنی و فعالان حقوق زنان در محکومیت بازداشت‌های اخیر فعالان در گیلان

بازداشت جمعی از فعالان حقوق زنان و فعالین سیاسی در گیلان (متین یزدانی، جلوه جواهری، شیوا شاه‌سیاه، نگین رضایی، زهره و زهرا دادرس، یاسمین حشدری، فروغ سمیع‌نیا، آزاده چاوشیان، واحده خوش‌سیرت، سارا جهانی و هومن طاهری) و تکرار سناریوهای بی‌اعتبار درباره آن‌ها توسط وزارت اطلاعات و رسانه‌های وابسته به نهادهای امنیتی، از جمله فشارهای اخیر بر فعالان مدنی است

ادامه

به خاطر نیلوفر حامدی که با هر گزارشش نوری می‌تاباند

آزاده صادقی:نه به خاطر اینکه چند سال قبل سر نیلوفر حامدی داد زده بودم، نه! به خاطر اینکه او را روزنامه نگاری حرفه ای، متعهد و با مسئولیتی می دانستم که با هر گزارشش نوری می‌تاباند به روزنامه‌نگاری ایران. گزارش‌های نیلوفر حامدی همیشه پر بود از دغدغه‌مندی. الهه محمدی هم همینطور، فروتن و بی‌ادعا. هنوز گزارش بی‌نظیرش به نام «قتل با اسم رمز ناموس» را به یاد دارم، سطر سطرش را از برم. طوری می‌نوشت که انگار خودش آن درد را زندگی کرده بود.

ادامه