حجاب اجباری، جنبش ژینا و طبقه متوسط

نوشین احمدی خراسانی:می‌توان این جنبش را به‌عنوان جنبش زنان و جوانان به رسمیت شناخت و دستاوردهای عظیم آن را که در حال تغییر ارزش‌های جامعه است پاس داشت، به جای این که آن را به خاطر عدم جذب قشر خاکستری زیر سوال برد. اگر این جنبش را به‌عنوان جنبش جوانان و زنان به رسمیت بشناسیم، می‌توانیم انتظاراتِ خود از امکانات و محدودیت‌هایش را مشخص کرده و دستاوردهایش را بستاییم. گرچه دور از ذهن نیست که انقلاب فرهنگی و اجتماعی‌ای که این جنبش در جامعه جاری کرده و در حال گسترش است در آینده پیامدهایی سیاسی نیز داشته باشد ــ اما شاید نه لزوماً به طریقی که برخی انتظار دارند.

ادامه

افق های ناروشن و همگرایی های موجود، نوشین احمدی خراسانی

نوشین احمدی خراسانی:اگر از زاویه «روش» به جریان های سیاسی موجود نگاه کنیم امروز لزوما با سه جریانِ جمهوری خواه / مشروطه طلب / چپ گرا  روبه رو نیستیم، بلکه با سه روش و استراتژی مختلف برای ایجاد تغییر در جامعه مواجه ایم که بلوک های اصلی نیروهای تاثیرگذار در آینده را نمایندگی خواهد کرد. هرچند بسیاری از نیروهای سیاسی در این شرایطِ «نه چندان حساس کنونی» می توانند دعوی تلفیق این روش ها را داشته باشند، اما واقعیت آن است که پررنگی و سنگینی وزنِ یک نوع روش خاص (به عنوان روش غالب) در این گروه ها می تواند نشان دهد که در آینده و در تندپیچ های حساس سیاسی چه سرنوشتی برای جامعه و برای خودِ آن جریان سیاسی رقم خواهد زد.

ادامه

سطل ماست و ما…

آزاده صادقی:این سطل ماست در اصل دست آن برادری است که خواهرش را در شب عروسی آن یکی خواهرش کتک زد که چرا «آرایشت زیاده!»دست آن شوهری‌ است که همسرش را ممنوع‌الخروج کرد تا خدایی نکرده با دوستانش به مسافرت ترکیه نرود؛ چون خودش بدبین و شکاک بود.دست آن مادری است که به‌خاطر ترس از «آبرو»، دخترش را برگرداند به خانه شوهری که با آجر می‌زد توی سرش اما طلاقش نمی‌داد چون « طلاق برای زن زشته و مردم چی می‌گن با دو تا بچه طلاق بگیره!»

ادامه

چرا شکایت از متجاوز برای زنان سخت است

پویه مددی:زنان قربانی تجاوز، تمایل بسیاری به محکمه متجاوز خود دارند اما متاسفانه برخورد خانواده، حفظ آبرو و اینکه از نظر عرف و جامعه خود زنان متهم می شوند که سهل انگاری کرده اند و بیشتر مواظب خودشان نبوده اند و چرا لباس خاصی را پوشیده اند تا باعث آن اتفاق شوند.  زنان قربانی تجاوز در چندین جبهه باید بجنگند دستگاه قضا را مجاب کنند که قربانی یک تجاوزند، به خانواده تفهیم کنند که تقصیری در این ماجرا ندارند.

ادامه

آینده تاریک زنان افغانستان زیر سایه حاکمیت سیاه طالبان

معصومه مهاجر:طالبان به عنوان یک گروه تندرو در کمتر از دو سال حاکمیت نامشروع شان ۴۰ فرمان زن ستیزانه را در افغانستان صادر و اجرا کرده اند

ادامه

مکتب مرضیه؛داستان یک مدرسه آنلاین و دانش آموزان افغانستانی اش

آزاده صادقی:در افغانستانِ بعد از طالبان، زنان علاوه بر دست و پنجه نرم کردن با قوانین ناعادلانه، با فشار خانواده هم مجبور به ترک تحصیل و انصراف از فعالیت‌های اجتماعی می‌شوند. خانواده شیوا پیش‌تر با درس خواندن او هیچ مشکلی نداشتند، حالا اما با آمدن دوباره طالبان، تمایل آن‌ها برای ادامه تحصیل دخترشان کمرنگ شده. «خانواده‌‌ام می‌گویند آخر اینجا که به جایی نمی‌رسی، ما هم بودجه نداریم بفرستیمت جایی. باور کنید خیلی از دخترانی که دیگر مثل ما حق تحصیل ندارند مجبور به ازدواج می‌شوند. عاقبت خانواده‌ای که در آن علم و فهم و آگاهی نباشد، تربیت یک نسل کور است.»

ادامه

پرسشی از زنان :شعار زن، زندگی، آزادی به نظر شما چه معنایی دارد؟

زیبا فرحزاد:برای هشت مارس امسال هیچ موضوعی برای نوشتن به نظرم نرسید که نامربوط به اتفاقات چند ماه اخیر در کشورمان باشد، هر چه کردم دیدم نمی شود از روز جهانی زنان حرف زد و به اتفاقات اخیر که به باور برخی شاید اولین انقلاب فمینیستی در جهان باشد اشاره نکرد. آنچه که این روزها زیاد به آن فکر می کنم:«آیا واقعا تغییری بنیادین در فرهنگ مردسالار ایران واقع شده است یا حقوق زنان تنها نقش یک ابزار را در یک تسویه حساب سیاسی بازی کرده است؟ به راستی آیا پس از وقوع وقایع اخیر آگاهی مردم عادی نسبت به برابری حقوق و آزادیهای فردی زنان در اجتماع بیشتر شده است؟» از این روی با چند زن از سنین مختلف و از اقشار نسبتا متفاوت هم صحبت شدم تا دریابم برداشت آنها از جنبش زن، زندگی، آزادی چیست؟ و چه تفاوتهایی در زمان حضور در اجتماع نسبت به پیش از جنبش احساس می‌کنند؟

ادامه

مهسا امینی دختری که می‌توانست من باشم، تو باشی

مهسا امینی دختری که می‌توانست من باشم، تو باشی.پدرش می توانست پدر من باشد، پدر تو باشد. مادرش می توانست مادر من باشد مادر تو باشد. حالا فرض کن ما مرده بودیم.به همین راحتی بخاطر به اصطلاح بدحجابی اول برای ارشاد من را تو را بازداشت می کردند و در عرض دو ساعت در خبرها می آمد تو یا من به کما رفته ایم و  به همین عریانی در ۲۲ سالگی مرگ تو را و مرا رقم می زدند. و تو را که نه یعنی جسد تو را جسد مرا  تحویل خانواده می دادند. کاری که در همه چهل و چند سال گذشته حاکمیت با ما کرده است.

ادامه

خشونت خانگی، زخمی کهنه

دوباره یاد گونه و زیر چشمش که پیشتر کبود شده بود می‌افتم. روزهایی که حال دلش هم خوب نبود. گفته بود زمین خورده است. گفته بود بین ما افغان‌ها حرف زیاد است و مدام از من می‌پرسند شوهرت کتکت زده و می‌گویم پارک رفته بودیم پایم پیچ خورد و صورتم اینگونه شد. همان‌موقع گفته بود کارش به بیمارستان کشیده است…در نبود قانونی برای منع خشونت علیه زنان، در نبود قوانین حمایتی از پناهندگان افغان این جسم و روان زنان افغان است که زیر کتک‌ها و دشنام‌ها … له می‌شود، همچنان که جسم و روان زنان ایرانی به خصوص طبقه فرودست که مفری ندارند.

ادامه

مبینا ساعی: زن افغانستان قبلا برای رسانه‌های جهان سوژه بود، حالا سکوت کرده‌اند

سپیده اشرفی:یک سال از روزهایی گذشت که زنان افغانستان هرچه کاشته بودند را بدون درو کردن، زیر پای طالبان رها کردند. یک سال از آن زمانی که هر تقه‌ای به در، به معنای آمدن طالبان و ورود به خانه‌شان بود. طالبان یک به یک ولایت‌های افغانستان را تصرف می‌کرد و زنان خوب می‌دانستند که تغییری در چهره طالبان ایجاد نشده است. با هر کدام که صحبت می‌کردیم، ناامیدی از پشت صحبت‌هایش بیرون می‌زد. برخی از این زنان حالا و یک سال بعد از آن فاجعه تلخ، دیگر در افغانستان زندگی نمی‌کنند. مبینا ساعی، فعال مدنی اهل افغانستان، یکی از زنانی است که سال قبل تلاش بسیاری کرد تا بتواند امید بیشتری به زنان افغانستان بدهد. او در نهایت خودش هم فهمید که طالبان مثل ۲۰ سال قبل هستند و قرار نیست به رعایت حقوق زنان پایبند باشند. سال قبل وقتی در مزارشریف بود با او صحبت کردیم و حالا یک سال بعد، در آلمان است و فرسنگ‌ها دور از وطن. او در گفت‌وگو با کانون زنان ایرانی، از مصائب زنان در این یک سال می‌گوید.

ادامه