زنان حاشیه نشین، سپیده رشنو و مهسا امینی

از زمانی که خبر مهسا (ژینا)امینی آمد به وضعیت زنان حاشیه‌نشین فکر می‌کنم که اگر زیر مشت و لگد شوهر معتاد می‌ماندند حتی یک گشت شبانه به دادشان  نمی‌رسید؛ اگر شوهر معتاد اراده می‌کرد می‌توانست معتادشان کند. عجیب است که آن‌سوی شهر زنان دردمندی هستند که نیاز به تأمین امنیت دارند؛ اما هیچ گشتی در آن مناطق فعالیت ندارد و گاه حتی بهزیستی  و اورژانس اجتماعی  از ورود به مناطق آسیب‌دیده از فقر و اعتیاد اجتناب می‌کند. اما این‌سوی شهر درست در میدان‌ها و خیابان‌ها و مترو ها که اغلب محله‌های تردد قشر فقیر و متوسط است گشت‌های ارشاد به دنبال ارشاد اجباری زنان هستند.

ادامه

مهسا امینی دختری که می‌توانست من باشم، تو باشی

مهسا امینی دختری که می‌توانست من باشم، تو باشی.پدرش می توانست پدر من باشد، پدر تو باشد. مادرش می توانست مادر من باشد مادر تو باشد. حالا فرض کن ما مرده بودیم.به همین راحتی بخاطر به اصطلاح بدحجابی اول برای ارشاد من را تو را بازداشت می کردند و در عرض دو ساعت در خبرها می آمد تو یا من به کما رفته ایم و  به همین عریانی در ۲۲ سالگی مرگ تو را و مرا رقم می زدند. و تو را که نه یعنی جسد تو را جسد مرا  تحویل خانواده می دادند. کاری که در همه چهل و چند سال گذشته حاکمیت با ما کرده است.

ادامه

خشونت خانگی، زخمی کهنه

دوباره یاد گونه و زیر چشمش که پیشتر کبود شده بود می‌افتم. روزهایی که حال دلش هم خوب نبود. گفته بود زمین خورده است. گفته بود بین ما افغان‌ها حرف زیاد است و مدام از من می‌پرسند شوهرت کتکت زده و می‌گویم پارک رفته بودیم پایم پیچ خورد و صورتم اینگونه شد. همان‌موقع گفته بود کارش به بیمارستان کشیده است…در نبود قانونی برای منع خشونت علیه زنان، در نبود قوانین حمایتی از پناهندگان افغان این جسم و روان زنان افغان است که زیر کتک‌ها و دشنام‌ها … له می‌شود، همچنان که جسم و روان زنان ایرانی به خصوص طبقه فرودست که مفری ندارند.

ادامه

مبینا ساعی: زن افغانستان قبلا برای رسانه‌های جهان سوژه بود، حالا سکوت کرده‌اند

سپیده اشرفی:یک سال از روزهایی گذشت که زنان افغانستان هرچه کاشته بودند را بدون درو کردن، زیر پای طالبان رها کردند. یک سال از آن زمانی که هر تقه‌ای به در، به معنای آمدن طالبان و ورود به خانه‌شان بود. طالبان یک به یک ولایت‌های افغانستان را تصرف می‌کرد و زنان خوب می‌دانستند که تغییری در چهره طالبان ایجاد نشده است. با هر کدام که صحبت می‌کردیم، ناامیدی از پشت صحبت‌هایش بیرون می‌زد. برخی از این زنان حالا و یک سال بعد از آن فاجعه تلخ، دیگر در افغانستان زندگی نمی‌کنند. مبینا ساعی، فعال مدنی اهل افغانستان، یکی از زنانی است که سال قبل تلاش بسیاری کرد تا بتواند امید بیشتری به زنان افغانستان بدهد. او در نهایت خودش هم فهمید که طالبان مثل ۲۰ سال قبل هستند و قرار نیست به رعایت حقوق زنان پایبند باشند. سال قبل وقتی در مزارشریف بود با او صحبت کردیم و حالا یک سال بعد، در آلمان است و فرسنگ‌ها دور از وطن. او در گفت‌وگو با کانون زنان ایرانی، از مصائب زنان در این یک سال می‌گوید.

ادامه

کاهش قتل‌های ناموسی در اردن با اصلاح قوانین و افزایش مشارکت مردم و نهادها

حسینی گفت که به طور متوسط ​​سالانه ۱۰ تا ۱۵ زن در اردن به نام ناموس کشته می‌شوند. نویسنده کتاب شوک‌آور «قتل به نام ناموس»، توضیح داد که این رقم در سال‌های اخیر «افت قابل‌توجهی» داشته است.تعداد به‌اصطلاح جنایت ناموسی گزارش شده در اردن در طول دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ بین ۲۰ تا ۲۵ نفر در سال بوده است که گاهی اوقات به ۳۰ مورد هم می‌رسید. اکنون به‌واسطه فعالیت‌هایی مانند کمپین‌های آگاهی انجام شده و همچنین با درگیرکردن دولت و همه دست‌اندرکاران در این مبارزه، این تعداد به ۱۰ تا ۱۵ مورد در سال کاهش‌یافته است.

ادامه

روایت فاطمه از روزی که طالبان به کابل آمد

عصر همان روز حدود ساعت سه رفته بودم از دکان ترکاری (سبزی) بخرم، دکاندار گفت :طالبان را دیده ای؟ گفتم کجاست؟ گفت لب سرک(خیابان)، از این شیشه دیده می شه. به پشت دکاندار رو به شیشه نگاه کردم، یک نفر مسلح با چهره‌ای پوشیده ایستاده بود. اهمیتی ندادم. دکاندار گفت: رفته‌اند منزل هشت. خانه یکی از این دولتی‌ها را نام گرفت. ترسم بیشتر شد که داخل بلاک (بلوک) شدند. منتظر بودم زودتر خریدهایم را بدهد تا بروم. همین که بیرون شدم پیش دروازه دکان زن همسایه را دیدم که گفت طالبان داخل بلاک هستند به منزل هفت رفتند. پرسیدم: هفت یا هشت؟ گفت: هفت.برق نبود. لفت (آسانسور) ساختمان خاموش و من نفهمیدم هفت طبقه را چطور یک‌نفس دویدم. به خانه‌مان که رسیدم هر چه در زدم کسی در را باز نکرد. من که همین ده دقیقه قبل آمدم بیرون. چه شده همین چند دقیقه؟ حس می‌کردم الان قلبم از حرکت می‌ایستد. حتی گریه‌ام هم نمی‌آمد.

ادامه

اگر هم زن باشی و هم معتاد و هم کارتن خواب

مریم افرافراز:زن بودن و معتاد بودن و اگر به این بودن‌ها کارتن خوابی هم اضافه بشود تبدیل می‌شوی به موجودی دو پا که جایی از زمین را گرفته باشد به نوعی انگار نامریی می‌شوی و در برابر چشمانی که باید به بهداشت و درمان و مسکن تو بیندیشند و در واقع به اینکه چرا اعتیاد در ایران به این اندازه فراگیر است؟ چرا مواد در حاشیه شهرها که  حتی برخی قدرت خرید نان را ندارند به راحتی در دسترس است؟

ادامه

تاریخ طرف ماست: زنان ترکیه در مبارزه با زن کشی

”تاریخ طرف ماست”، گلسوم کاو نزدیکتر شد و بی مقدمه سخن را آغاز کرد. او حرفهای زیادی برای گفتن دارد: کاو یکی از بنیان گذاران گروه «زن کشی را خاتمه خواهیم داد» در ترکیه است و از زمانی که فضای سیاسی ملتهب شده، در زمره یکی از فمینیستهای طراز اول قرار گرفته است.با وجود اعتراضات، ترکیه از کنوانسیون استانبول، معاهده ای بین المللی، به منظور منع خشونت علیه زنان و ترویح برابری خارج شد. رئیس جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، همواره علیه فمینیست ها عمل کرده است با این بهانه که فمینیست ها موافق سقط جنین و حتی عمل سزارین هستند، ”مخالف مادر بودن” هستند و حتی باور دارد که برابری جنسیتی ”خلاف طبیعت” است.

ادامه

بازی های عاطفی- روانی مقدمه آزار جنسی

مهسا جزینی :این نوشته بیشتر شبیه یک هشدار است، یک تلنگر. بر مبنای چیزهایی که دیده ام، شنیده ام و خوانده ام. پس آن را به حساب یک جزوه آموزشی بدون نقص نگذارید که چنین ادعایی هم ندارد اما می تواند سنگ بنایی شود برای تبیین چنین ایده ای، توسط هر فرد یا جمع علاقه مند به مساله ای به نام «آزار».فیلم «رگ خواب» را خاطرتان هست؟ چرا لیلا حاتمی امکان بیرون آمدن از آن وضعیت را نداشت؟ چرا متوجه سواستفاده نبود.چرا به امید تغییر در وضعیت به ماندن ادامه می‌داد وامکان خروج از آن رابطه مبتنی بر آزار از او سلب شده بود.

ادامه