نامش علی، سیزده سال از سی خرداد هشتاد و هشت گذشت

مریم یحیوی:همه چیز تاریک بود. نفسم بالا نمی‌آمد. انگار زمان ایستاده بود. بعد از لحظاتی خواستم قدم بردارم و جایم را عوض کنم اما احساس کردم پاهایم سنگین شده است و تکان نمی‌خورد. چشمهایم را به سختی باز کردم. آخ خدای من جسد مردی به روی پاهایم افتاده بود. سنگینی جسد را حس می‌کردم. زانو زدم شاید بتوانم کمکی کنم. صورت مرد را برگرداندم. همان مرد جوان بود. مردی که نمی‌شناختمش. انگار نفسهای آخرش را می‌کشید. چشمان عسلی خسته‌اش محو جایی بود. سرش را به روی زانوانم گذاشتم. نبضش ضعیف می‌زد.سرم را به صورتش نزدیک کردم و پرسبدم اسمت؟! گفت:علی …

ادامه

بازی های عاطفی- روانی مقدمه آزار جنسی

مهسا جزینی :این نوشته بیشتر شبیه یک هشدار است، یک تلنگر. بر مبنای چیزهایی که دیده ام، شنیده ام و خوانده ام. پس آن را به حساب یک جزوه آموزشی بدون نقص نگذارید که چنین ادعایی هم ندارد اما می تواند سنگ بنایی شود برای تبیین چنین ایده ای، توسط هر فرد یا جمع علاقه مند به مساله ای به نام «آزار».فیلم «رگ خواب» را خاطرتان هست؟ چرا لیلا حاتمی امکان بیرون آمدن از آن وضعیت را نداشت؟ چرا متوجه سواستفاده نبود.چرا به امید تغییر در وضعیت به ماندن ادامه می‌داد وامکان خروج از آن رابطه مبتنی بر آزار از او سلب شده بود.

ادامه

خانه امن کجاست/نه به فراموشی

فاتیما باباخانی موسس خانه امن مهر شمس آفرید می گوید:«خانه های امن ابزارهایی کارآمد و قانونی در کاهش و توقف خشونت های خانگی هستند.به این علت که خانه امن تنها نهادی است که زنان خشونت دیده می توانند در امنیت به تحصیل، کار و زندگی بپردازند.»تعداد محدود خانه های امن در کل کشور از جمله عواملی است که باعث می شود زنان بیشتر در محیط های خشونت بار بمانند.ما در کل کشور حدود ۳۰ خانه امن دولتی داریم(یعنی کمتر از یک خانه امن به ازای هر استان)داریم.

ادامه

قربانی خشونت در روابط نزدیک

زهرا مروج:برخی از قربانیان خشونت به دلیل ترس ازجدی تر شدن تهدیدها و خشونت علیه آنها و عزیزانشان، در رابطه باقی می‌مانند. ما می دانیم که زنان به ویژه در شرایط نابسامان در برابر خشونت آسیب پذیر هستند. برخی از مردان تهدید می‌کنند که در صورت ترک شدن، به خشونت جدی‌تری نیز می‌پردازند. در اینجا تهدید به خودکشی و تهدید به ندیدن کودکان نیز می‌تواند بخشی از خشونت روانی باشد که زن در آن زندگی می‌کند.

ادامه

زنان افغانستان و جهانی که جای خوبی برای زنان نیست

در یک نگاه کلی و گذرا اگر بخواهیم ماهیت مسائل حقوق بشری اخص وضعیت سیاسی اجتماعی زنان جهان را مطالعه کنیم به نکته‌ای می‌رسیم: «جهان برای زنان جایی خوبی برای زندگی نیست.»زنان در افعانستان با وجود مشکلات و نابسامانی‌ها عین مردان و گاهی بالاتر از مردان در زمینه‌های مختلف نقش آفرین بوده‌اند. ذهنیت مرد سالاری و کم جلوه دادن قابلیت زنان در باور عموم سبب شده که مجال فعالیت به این طبقه داده نشود و چه بسا استعدادهای فوق العاده آنان در فضای جهل و ارتجاع جامعه پنهان بماند.

ادامه

رضایت مردان از برتری ظاهری و دشواری رهایی زنان

تا زمانی که مردان از برتری قدرت ظاهری و حقوقشان احساس رضایتمندی داشته باشند و در خانواده خود میان فرزندان دختر و پسر تفاوت قائل شوند و مانع بهره مندی همسر خود از حقوق طبیعی‌اش بشوندنه تنها رهایی برای زنان و دیگر اعضای مورد تبعیض واقع شده به دست نمی‌آید و محرومیت از حقوقشان ادامه میابد بلکه تلاش در راستای دستیابی به رشد، پیشرفت، توسعه، صلح، ثبات و آزادی در حوزه‌ها و جنبه‌های مختلف جامعه به ثمر نخواهد نشست و یا نتیجه‌ای مطلوب نخواهد داشت.

ادامه

خشونت بر زنان را بس کنید، یادداشتی از گیتی پورفاضل

آثار فلاسفه را از نخستین سده‌هایی که پیدایش یافته تا سده بیست بخوانید و به بینید چگونه آکنده از نابرابری میان زن و مرد است از افلاتون و ارسطو که از همه پرآوازه‌ترند تا نیچه.افلاطون همه نمادهای زنانه را به سخره گرفته و دون می‌خواندولی نمادهای مردانه را می‌ستاید.در اروپای متمدن امروز ببینید از سده‌های دور تاسده بیست و یک برزنان چه گذشته وچگونه با انگ جادوگری زنده زنده در آتش سوزانیده شده‌اند.

ادامه

برای تمامی ما که نشنیده ماندیم

هلیا عسگری: من قاضی شوم دستور می‌دهم تا اول از همه شهردار یک میدان بزرگ بسازد. یک میدان بزرگتر از میدان بهارستان در یک جای خوش آب و هوا. اسمش را می‌گذاشتم میدان صدا. دور تا دور میدان را درخت‌ بید مجنون می‌کاشتم تا وقتی باد می‌زند گیسوانش از این سمت به آن سمت برود و آفتاب از لابه‌لای آن روی زمین بیفتد.

ادامه

نسلی که دوران کودکی خود را در جنگ گذراند

مریم یحیوی:سر سفره سه‌نفره شام بودیم. من، برادرم و مادرم. پدر که آن سال‌ها پزشک جوانی بود اکثراً در جبهه جنگ بود. آن شب صدای آژیر قرمز خانه را برداشته بود مادرم دست من و برادرم را گرفت از جلوی سفره بلند کرد چراغ‌ها را خاموش کرد و با شتاب ما را به سمت زیرزمین هدایت کرد. در یک لحظه دست مادر را رها کردم و برگشتم سر سفره یک مشت ماکارونی را در دهانم فروکردم و دو مشتم را پر از ماکارونی

ادامه

در جنگ همه بازنده‌ایم

هلیا عسگری:راستش هرچقدر هم با واژگان بازی کنم عمق خشونت و نفرت‌پراکنی و غم ناشی از جنگ را نمی‌توانم بیان کنم و در نهایت هم کاری از دست من ساخته نیست. من فقط می‌توانم خشم خودم را از جنگ به رویایی دست نیافتنی تبدیل کنم. رویایی که مطمینا هیچوقت به واقعیت تبدیل نمی‌شود. رویایی که خیلی‌ها در ذهن خود داشته اند و بارها آن را با صدای بلند فریاد زدند و بارها از آن نوشته‌اند. من هم فقط می‌توانم بنویسم. حتی شده به سبک داستان‌های پندآموز در کتب قدیمی این مانیفست را می‌نویسم؛ کاش قدرتی وجود نداشت تا طمع آن انسان‌ها را به جان هم اندازد. کاش قدرتمندان انسان‌ها را قربانی طمع خود نمی‌کردند. کاش از انسان‌ها ماشین‌های نفرت و خشم نمی‌ساختند که فقط بتواند مرگ را به هم‌نوع خود هدیه دهد.

ادامه