انتقاد چهار انجمن روانپزشکی و روان درمانی ایران به آرای صادره علیه زنان مرتکب به عدم حجاب

کانون زنان ایرانی :چهار انجمن روانپزشکی و روان درمانی کشور در نامه ای خطاب به رییس قوه قضاییه احکام اخیر قضات را برای زنان مرتکب به بی حجابی سوءاستفاده از روانپزشکی دانستند و آن را با برچسب زدن بر برده های نافرمان با تشخیص روانپزشکی در ایالات
متحده آمریکا و حبس طویل المدت مخالفان کمونیسم در بیمارستانهای روانی شوروی مقایسه کردند.

ادامه

تذکر، عکس‌برداری و در صورت نیاز بازداشت زنان بی‌حجاب

ورودی مترو شلوغ‌تر از ایستگاه‌های دیگر و ده‌ها نفر در حال ورود و خروج بودند؛ چهار مامور به‌دنبال عابران پیاده و مسافران مترو بودند، ابتدا زن تذکر می‌‌داد، چند ثانیه بعد اگر زن جوان دست روی شالش نمی‌گذاشت، دوربین مقابل صورتش قرار می‌گرفت و در فاصله بسیار کم، از او عکسی گرفته می‌شد. مخاطب ماموران پلیس اما تنها مسافران مترو نبودند، عابران پیاده‌ای که از کنارشان می‌گذشتند هم اگر روسری بر سر نداشتند، پلیس عکاس را در مقابل‌شان می‌دیدند. مامور زن اما به کارش اعتقاد داشت. او به یکی از عابران که پرسید چرا این کار را می‌کنند و چرا خیابان را قرق کرده‌اند، گفت که «نمی‌توان جلوی غریزه مردان را گرفت، بنابراین باید قانون حجاب را رعایت کرد.» او این توضیح را هم داد که اگر سه‌بار از شخص بی‌حجاب عکس گرفته شود، برایش پرونده قضایی تشکیل می‌شود و دیگر آن فرد حتی نمی‌تواند در مکان‌های دولتی شاغل باشد.

ادامه

روایت یک شهروند از حضور دوباره گشت ارشاد

از دور چند مامور زن و مرد سیاه پوش رو دیدم که در طرح جدید گشت پلیس مستقر شده بودن. یه دختر چادری حدودا ۲۰ ساله با روی به اصطلاح خندان و خوش آمد سمتم و گفت عزیزم میتونی شالت رو سرت کنی؟
گفتم اولا عزیز تو نیستم و دوما مزاحمم نشو و رفت. بزرگترشون اومد با تحکم گفت شالت رو سرت کن! باز تکرار کردم که من آزارم به کسی نرسیده و منتظرم اسنپم بیاد مزاحمم نشید. دو مرد سیاهپوش وارد داستان شدند.

ادامه

روایت ملیکا قراگوزلو از بازداشتش

۲۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲ و نیم شب. در حیاط قفل است. از دیوار بالا رفته، در صاحبخانه را می‌زنند که «حاج‌آقا باز کن، ما پلیس‌های خوبی هستیم و آمده‌ایم یک سارق مسلح بد را بگیریم.» زنگ ساختمان را می‌زنند. مادر هراسان از پشت در میگوید «بفرمایید» آقایان هم می‌فرمایند که چون وقت سر خاراندن ندارند، این ساعت مزاحم شده‌اند تا راجع به همسایه طبقه بالا تحقیق کنند.
در که باز می‌شود، ۱۰-۱۲ مرد به داخل خانه یورش می‌آورند (البته یک زن تزئینی نیز همراهی‌شان می‌کند). خواهرم که بیرون آمده بود را با خشونت داخل اتاقش پرت کرده و در را محکم به رویش می‌بندند. پس حالا یک ضدانقلاب در تنها اتاق باقی مانده، خوابیده است.

ادامه

شهرداری به دنبال ساختمان خانه کودک در یکی از محله‌های آسیب‌پذیر پایتخت؛ ناصرخسرو بدون خانه کودک

سامان موحدی‌راد ظاهر ساختمان را که می‌بینید، یکی است مثل همه خانه‌های قدیمی و رو به ویرانی مرکز تهران، اما

ادامه

خاطرات یک هم بندی از مریم اکبری منفرد

ما بهش می‌گفتیم مریم گلی‌. اولین بار سال ۸۸ در سلول ۴۳ بند ۲۰۹ اوین فردای روز دستگیریم دیدمش. برای اینکه جا باز شود و من هم کنار بچه‌ها که کتابی کنار هم خوابیده بودند قرار بگیرم، خودش را به دیوار چسبانده بود.

ادامه

به مناسبت سالگرد آسمانی شدن هاله سحابی؛ خاکسپاری شبانه و تلخ‌تر از مرگ

تعدادی از عزاداران ساعتی قبل از مغازه‌های اطراف شمع خریده بودند، با همان شمع‌ها نوری بر مزار تاباندند، در زیر نور همان شمع‌ها پیکر هاله را در خاک گذاشتند، زیر همان نور شمع‌ها مناسک انجام شد

ادامه