کنفرانسی که به نام عذرا فراهانیِ خبرنگار ثبت شد

ژیلا بنی‌یعقوب:این روزها به مناسبت روز خبرنگار، مطالب زیادی نوشته شد و من تصمیم گرفتم که یادی کنم از روزنامه‌نگاری زنی که این روزها کمتر نامش شنیده می‌شود. خبرنگاری که خودش به مهم‌ترین خبر یک کنفرانس خبری تبدیل شد.

عذرا فراهانی با جسارت و شجاعت خود در کنفرانس مطبوعاتی محمد یزدی، رئیس وقت قوه قضاییه، خبری برای روزنامه‌ها ساخت که از خود کنفرانس مطبوعاتی هم مهم‌تر و جنجالی‌تر شد.

ادامه

ازتبعیض تا امید: بررسی نقش مهاجران غیرقانونی در فیلم بازدیدکننده

کانون زنان ایرانی:مهگان فرهنگ، پژوهشگر حوزه رسانه و فعال اجتماعی در زمینه کودکان و زنان است با سابقه‌ای قابل توجه در فعالیت‌های مرتبط با مهاجران و پناهندگان( کودکان و زنان)، کار خود را از ایران آغاز کرده و در سال های اخیر در سطح بین‌المللی نیز فعالیت هایی داشته.طی سال‌ها، تلاش‌هایش متمرکز بر بهبود شرایط آموزش بوده است.به عنوان عضوی از بنیاد بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان و پژوهشگر حوزه ی رسانه ها ، همواره به دنبال راه‌هایی برای بازنمایی بهتر و عادلانه‌تر مسائل مهاجران و پناهندگان در رسانه‌ها، به ویژه سینما بوده‌است. با توجه به تجربیات و دانشش، معتقد است که رسانه‌ها بویژه رسانه های تصویری نقش حیاتی در تغییر نگرش‌های عمومی و تقویت همبستگی اجتماعی دارند.

ادامه

تیم پناهندگان نمادی از امید، همبستگی و شجاعت

مهگان فرهنگ:حالا ایرانی‌ها در پاریس بیشترین تعداد ورزشکاران در تیم پناهندگان را تشکیل داده‌اند و از ۳۷ ورزشکار پناهنده‌ای که از ۱۱ کشور مختلف در این تیم حضور دارند، ۱۴ ورزشکار ایرانی‌اند و تعدادشان حتی از ورزشکاران کشورهایی که اکنون درگیر جنگ داخلی یا خارجی‌اند، نیز بیشتر است. این تیم به میزبانی ۱۵ کمیته ملی المپیک و رقابت در ۱۲ رشته ورزشی، به جهان نشان می‌دهد که بسیاری از پناهندگان برای جامعه ثروت محسوب می‌شوند.

ادامه

تونل وحشت حاکمان برای مردم ایران

زهرا رهنورد:در این دوران تاریک که حاکمان، تونل وحشت را برای مردم ایران به راه انداخته‌اند، سوگمندانه دندان بر جگر فرو بردم تا شاید با صدای اعتراض مردم ایران حاکمیت به هوش بیاید و عذرخواهی خود را به پیشگاه ملت تقدیم کند؛ اما دریغا درنده‌ای به نام «طرح نور» چنانکه «برعکس نهند نام زنگی کافور»، بر جان زنان و جوانان از یکسو، و هراس از امکان اعدام برای هنرمند وطن “توماج”، التهابی بی‌پایان را بر جان سرزمین جاودانه‌مان ایران افکنده.

ادامه

مریم اکبری منفرد بدون برخورداری از حق مرخصی بیش از پنج هزار روز در بند است

کانون زنان ایرانی :جمعی از هم بندی های سابق و فعلی مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی و همچنین تعدادی از فعالان حقوق زنان هم زمان با نوروز ۱۴۰۲ با صدور بیانیه ای خواستار آزادی بی قید و شرط او شده اند.آنها در بخشی از این بیانیه نوشته اند:مریم مادر سه فرزند است که سالیان طولانی است از زیستن در کنار آنها محروم مانده اما با همه اینها همچنان استوار ایستاده و تسلیم عادت و فرسایش زندان نیز نشده است. او‌‌ با لبخند و نشاط کم نظیرش با شجاعت و اراده تزلزل ناپذیرش در مبارزه و همچنین شور و هیجان و عطشی غیر قابل وصف برای زندگی، خواندن و آموختن تبدیل به نمادی از سربلندی و ایستادگی شده است.

ادامه

شعرزنان/”سنگر جای خودارجاعی نیست “

و بند آخر، صورت مسموم “تنهایی” بود روی شانه ی چپم
که باید گره میزدم با روزهای تلخ

دلتنگی ، شانه به شانه شد
دستش ،خنکای بالش را برد زیر عصری از رگبار
چتر که نبود
تنگِ دوتن خیس بود مصداق هتلی از ارگ قدیم
کِل کشیدند
قطره ای اشک درشت افتاد روی پادری
مادر اخمش را پیچید توی کوچه
کسی بغض نکرد

ادامه

شعر زنان/ روسری

روی سری که درد می کند
دستمالی نبسته ام حتا
سری که دست مالی ی درد است
از هر سر مویی که روی سری رسته،
دستی سرازیر است
ای تارهای لبریزِ درد
ای دردهای گره خورده به سر
دست به کار شوید
ای سردردها
روی سرتان کلاه گذاشته اند
ای دردها که ساخته از ترسید

ادامه

ما معیار نیستیم!یک غلط تحلیلی و رویکرد تقابلی در مسائل زنان

یکی از مغالطه‌هایی که زیاد می‌شنویم این است که «چون ما توانستیم و موفق شدیم، دیگران هم می‌توانند. اگر موفق نمی‌شوند بخاطر کاستی‌ها یا تلاش اندکشان است.»
‏هربار در موضوع زنان همیشه زنانی هستند که چنین می‌گویند یا باور دارند «ما هم در این جامعه زیست می‌کنیم اما تبعیضی نمی‌بینیم»؛ یا اینکه «یعنی همه مردان مگر رشد کرده‌اند که انتظار دارید همه زنان رشد کنند.»

ادامه

راحله!دنیا خیلی به تو بدهکار است

از شانزده سالگی در زندان بود، قبلش هم در خانه ای پراز فقر و نداری کودکی نکرده بود، راحله عاشق عروسک باربی اش بود، با ذوق به همه نشانش می داد، برایش اسم گذاشته بود…توسط یکی از بستگانش در شانزده سالگی به سرقت کشیده شده بود و خیلی زود بازداشت…اهل مشهد بود، می گفت در انفرادی های اداره اگاهی مشهد خیلی کتک زده بودندش، می گفت با پوتین آنقدر به کلیه هایش می زدند که بعداز سالها هنوز کلیه هایش درد می کند،

ادامه