زرینه و آخرین رویای برباد رفته دختران افغانستان

کانون زنان ایرانی: پس از تعطیلی موسسات خصوصی آموزش پزشکی توسط طالبان، آخرین امید دختران افغانستان برای ادامه تحصیل نیز از بین رفت. داستان زرینه بازتابی از رنج‌ها، رویاهای بر باد رفته، و نبردی نابرابر است که دختران این سرزمین برای حق تحصیل و انتخاب با آن مواجه‌اند؛ روایتی از زندگی‌ای که زیر سایه اجبار و بی‌عدالتی فرو می‌ریزد :همگی گریه‌کنان با حالت غیرقابل توصیف از صنف‌ها (کلاس‌ها) و سالن به‌طرف دروازه (در) پوهنتون (دانشگاه) رفتیم. تا به‌طرف خانه برویم، دست و پاهایم بسیار می‌لرزیدند. درد شدیدی در قلبم احساس کردم و همه جا دور سرم می‌چرخید. تنها چیزی که یادم هست، صدای بیییییییییینگ و بعد سیاهی و دیگر هیچ.

ادامه

زیبایی یا معیارهایی برای تحت فشار قرار دادن زنان

فریده غائب:در مسیری که صفحات اجتماعی، تبلیغات، صنعت فَشِن و در یک کلام سرمایه‌داری برای تعریف زیبایی یک زن مشخص کرده، نقش پزشکان زیبایی و مراکز زیرزمینی زیبایی مهم می‌شود. زنانی مشتری پزشکان متخصص می‌شوند که توان اقتصادی بالایی دارند و در این بازار مکاره راهی تقریبا امن را انتخاب می‌کنند. اما زنانی که از نظر اقتصادی ضعیف‌تر هستند و توان رقابت با آن زن پولدار بالاشهری را ندارند دست به دامن مراکزی می‌شوند که عموما صلاحیت انجام این عمل‌های زیبایی را ندارند، از مواد کم کیفیت و یا حتی تقلبی برای کارشان استفاده می‌کنند.

ادامه

فمینیسم استعماری و ابزارسازی ادعای تجاوز

آزاده ثبوت:شکنجه و بدرفتاری جنسی علیه فلسطینی ها در سطوح مختلفی در جامعه اسرائیل، از نیروهای ذخیره، سربازان، نگهبانان زندان، پلیس و سرویس های مخفی، روی می دهد. یادآوری این نکته نیز ضروری است که اکثر بزرگسالان در اسرائیل در ارتش خدمت کرده اند یا مسوولیت هایی در زندان بر عهده داشته اند. سوال ساده ای که اینجا طرح می شود این است که چرا سرنوشت فلسطینی ها و آزارهای سیستماتیک جسمانی، روانی و جنسی که در زندان های رژیم صهیونیستی متحمل می شوند دغدغه رسانه ها و شبکه های فمینیستی نیست؟ چرا به گزارش هایی که صندوق کودکان ملل متحد سالها قبل و گزارشی که سازمان نجات کودکان تنها سه ماه پیش از هفت اکتبر منتشر کرد هیچ واکنش درخوری داده نشد اما در روز هفت اکتبر، اغلب شبکه های فمینیستی به ناگاه خود را موظف دیدند در برابر شایعه تجاوز به زنان اسرائیلی موضع گیری کنند؟ پاسخ ساده است. زن، مرد، کودک و انسان کوییر فلسطینی به اندازه کافی انسان نیست که جانش، بدنش و سرنوشتش اهمیتی داشته باشد. فمینیست های استعماری بر خلاف آنکه پیوسته در پشت نقاب “نه به جنگ” و حمایت از “زنان و کودکان” پنهان می شوند

ادامه

پزشکی شدن بدن زنانه در مسیر رهایی یا انقیاد

سیمین کاظمی:پزشکی شدن بیش از همه بدن زنانه را هدف قرار داده است. تمایل پزشکی به پاتولوژیزه کردن رویدادهای طبیعی زندگی تا حالات طبیعی بدن زنان جلوه بارزی از پزشکی شدن بدن زنانه است. حالا نه تنها علایم پیش از قاعدگی، بارداری، زایمان و یائسگی بلکه پستان کوچک، لابیا مینور بلند، فقدان بکارت، تغییرات پیری و عدم مطابقت با استانداردهای نوظهور زیبایی همه بیماری تلقی می شوند و به مثابه یک پاتولوژی با آنها برخورد می شود. با تمایل پزشکی به بیمارانگاری زنان و برساخت آنها به عنوان موجودیت ضعیفی که همواره نیازمند مراقبت و درمان است،  درعصر مدرن، اساساً زن بودن یک بیماری است.

ادامه

زنان ناموس نیستند، انسانند

فخری شادفر:قتل زنان عمدتا توسط اعضای مرد خانواده انجام می شود و به بهانه آنکه مقتول لکه ننگی برای خانواده است.
در واقع ساختار سیاسی مردسالار جامعه و قوانین ضد زن به‌ مردان اجازه می دهد که زنان را به قتل‌ برسانند.
در این جنایت ها نقش سنت و فرهنگ که از بالا به پایین اعمال می شود بسیار پر رنگ است.
حتی در این ساختار، زنانی که به قتل می رسند اسم هم ندارند و با عنوان «ناموس» نام‌گذاری می شوند.

ادامه

روایتی از تحصیل دختران زیر سایه طالبان

اولین نفر من می‌خریدم و بعد از من شبانه و ملکه نیز می‌خریدند. هرسه تا نزدیکیهای مکتب با حباب سازهایمان حباب می‌ساختیم و در روی یکدیگرمان پف می‌کردیم. بسیار زیاد مزه می‌داد. نزدیکهای مکتب که می‌رسیدیم. حباب سازهایمان را در داخل بوتهایمان پوت (پنهان) می‌کردیم. تا بابه گک(بابای مدرسه-سرایدار) مکتب نبیند. اگر نه با چوبی که در دستهایش داشت همگی‌مان را چوبکاری میکرد. مکتب ما طوری بود که باید از هفت خوان رستم تیرمی‌شدی. خان اول را بخوبی تیر(عبور) کردیم. بعدی تلاشی بود. چند دختری که دردهان دروازه مکتب بیکهای (کیف) ما وتمام بدن ما را می‌گشتند. فقط ما انتحاری باشیم! خب به هر حال این از جمله قوانین مکتب بود. از این هم به خوبی گذشتیم وارد حویلی کلان (حیاط بزرگ) مکتب شدیم. که سرمعلم صاحب (ناظم مدرسه)ناجیه جان پیدا شد و من را صدا زد.

ادامه

مریم اکبری منفرد، روایت‌هایی از شرایط غیر انسانی زندان زنان قرچک

ژیلا بنی‌یعقوب:مریم که به‌تازگی از زندان سمنان به زندان زنان قرچک منتقل شده، می‌گوید: «این سوله حتی شبیه زندان نیست؛ شبیه ویرانه‌ای است که انگار دو طرفش تعدادی زن کارتن‌خواب خوابیده‌اند، بدون کمترین امکانات رفاهی و بهداشتی.» مریم تا قبل از این سمنان را یک زندان جهنمی توصیف می‌کرد اما حالا قرچک را جهنمی‌تر از زندان سمنان می‌داند.
بند شش زندان زنان قرچک، که اکنون مریم در آنجا نگهداری می‌شود، یک‌صد و بیست زندانی دارد، اما فقط یک حمام و یک دستشویی دارد. یک دستشویی برای ۱۲۰ نفر! این یعنی زندانیان برای دستشویی رفتن مدام باید در صف باشند و وضع حمام هم بهتر از این نیست. بنابراین، اصلاً عجیب نیست که یکی از چالش‌ها و حتی دلایل دعواهای زندانیان بر سر همین موضوع باشد. زندانیان این بند بیش از دو ماه است که از حق هواخوری محروم هستند.

ادامه

تصویر کلیشه‌ای سیاه‌پوستان در رسانه

اعظم صوفیانی:عاری از صفات انسانی کردن نیز کلیشه‌ای رایج در مورد افراد نژادهای مختلف است. مثلاً سرخ‌پوستان را به گاوان وحشی (بوفالو) تشبیه کردن، و یا «وقتی یک سفیدپوست چشمان غرق در اشک یک سرخ‌پوست را می‌بیند تعجب می‌کند، چون هرگز گمان نمی‌برد که سرخ‌پوست گریه کند». در مورد سیاه‌پوستان نیز «گفته‌اند سیاه‌پوست میمون را به انسان متصل می‌سازد- البته به انسان سفیدپوست». روابط جنسی بین این افراد به صورت حیوانی نشان داده می‌شود، روابط جنسی بین سرخ‌پوستان علّی و حیوانی است، هر چند که سرخ‌پوست می‌تواند به وسیله عشق واقعی با یک سفیدپوست تعالی یابد.

ادامه

انیمیشن‌های والت دیزنی و کلیشه‌سازی جنسیتی ‌از سرخ‌پوستان

اعظم صوفیانی:سرخ‌پوستان، از جمله رنگین‌پوستانی هستند که در رسانه‌های امریکا بسیار کلیشه‌ای تصویر می‌شوند. تحقیق بر روی تصاویر زنان و مردان امریکای شمالی (سرخپوستان) اندک است. در یک بررسی درباره تصاویر زنان امریکای شمالی به «تناقض پوکاهونتاس» اشاره می‌شود، یعنی رسانه‌های امریکا تمایل دارند که تصاویر زنان سرخ‌پوست را به صورت داشتن زور و قدرت یا زیبایی و شهوت به تصویر کشند، چنین تصویری از کلیشه «پوکاهونتاس» ناشی می‌شود. اسطوره محصور پوکاهونتاس به زنان سرخ‌پوست آسیب می‌زند، زیرا گفتمان رسانه‌ای رابطه عاشقانه پوکاهونتاس با یک مرد سفید یعنی «جان اسمیت» را مقابل چشم می‌گذارد (کلیشه عشق نافرجام بین زن سرخ‌پوست و مرد سفید). شخصیت انیمیشنی پوکاهونتاس والت دیزنی به طور قابل توجهی شهوانی و با لباس کم است، پوستی روشن‌تر از مردمان قبیله خود دارد. این پوکاهونتاس یک داستان سفیدپوستی است و دیزنی زندگی تازه‌ای به کلیشه ملکه سرخ‌پوست که هرگز واقعاً رخ نداده، داده است.

ادامه

جنگ، زنان و تغییرات اجتماعی

مهگان فرهنگ:حتی پس از بازگشت اسرا از جنگ ، همچنان زنانی هستند که منتظر بازگشت رفته هایشان هستند. زنان هیچ گاه با جنگ ها غریبه نبوده اند. چه به عنوان مادرانی که فرزندانشان را رهسپار جنگ کرده اند و ممکن است آن ها را از دست بدهند. همسرانی که با همسر خود خداحافظی کرده اند. زنانی که در مناطق مرزی کشور کشته شدند و یا مورد تعرض قرار گرفتند که همیشه بنا به مصلحت اجتماع و شرایط اجتماعی در این باره کمتر صحبت شده. زنان  پزشک، پرستار، امدادگران پزشکی و داوطلبانی که همه در مصیبتی به‌نام جنگ سهیم بودند، حتی نگاه نویسندگان زن و هنرمندان ازجنگ و مصیبت های آن از جنگ به روایت زنانه می تواند بسیار متفاوت  باشد.

ادامه