گرنیکا
شعری ضدجنگ به بهانهی نمایشگاه آثار پیکاسو در موزهی هنرهای معاصر تهران
آرش خسرویفر
کانون زنان ایرانی
زنان و کودکان قربانیان اصلی جنگها هستند. بازدید از نمایشگاه آثار پیکاسو در موزهی هنرهای معاصر تهران در فروردین امسال و دیدن اثر معروف ضد جنگ ایشان، نقاشی “گرنیکا”، موجب سرودن شعری در تقبیح جنگ شد. این شعر اثری است ملهم از آن نقاشی، ولی مضمون جنگ و اثرات ویران کنندهی آن بر افراد غیر نظامی میتواند در مورد تمام جنگها و در تمام زمانها صادق باشد. از گرنیکای اسپانیا در زمان ژنرال فرانکو تا امروز غزه در زمان سکوت مجامع بینالمللی.

“گرنیکا”
این یک روایت ناب است
شبنم
که خواب میپردش دست صبح
دَم
زن گریست
احتضار چشمش آشکار از آوار
در کلاژهای بی پایان پنجره
رو به شهری که تصمیم گرفت بمیرد
در مذمت خدایان حلبی
افکنده از آسمان
قطعه به قطعه
زنی را که
بر دیوار معلق شدهبود از سوزن
وقتی رژه میرفت
خاک پیش دستهاش
من گریستم
مشعل شب را به آتش میکشید احتضار
شب نبودم که
از احتراز چمشش کور شدم به اختصار
بازی خط نقطه را شروع کرده بود شب
که در نوشته هایش غرق شد
در پیرنگ لزج خون و خاک و خواب
خطی لمس میکرد
چاک دیوار لبهای پیراهنش
و چشمهایی که روی کاغذ
انباشته درهم و
بر هم و
با هم
– یک واژه نیستم من که بخوانی و رد شوی در تیتر روزنامههای سفید
زن میگریست
از رنگ مرگ که
بر رخ خورشید پاشید تب
وقتی که زور خیال به آسمان نرسید
دریا دریا چشم لازم بود
برای آن همه مرگ
در قابِ خیره شدن بر نقاب شب
من میگریستم تا دریا
سیمان و سنگ و رنگ
در احوال خیابان
درمینوردیدند
زنی را که
ریشه برده بود بر آسمان
زن گریست
این یک روایت خواب است
هر نم
که ریش ریش ببارد به برگ تن
فروردین ۱۴۰۴

