انس شریف:شما را وصیت می‌کنم به فلسطین

انس شریف:درد را با تمام جزییاتش زیسته‌ام، و رنج و فقدان را بارها چشیده‌ام، و با این وجود هرگز در رساندن حقیقت، همانگونه که هست، بدون فریبکاری یا تحریف، کوتاهی نکردم. باشد که خداوند شاهد باشد بر کسانی که سکوت کردند و کسانی که کشتن ما را پذیرفتند، و کسانی که نَفَس‌های ما را گروگان گرفتند و پاره‌‌پاره‌های کودکان و زنان ما هیچ تکانی در دلهایشان ایجاد نکرد .

ادامه

وقتی بارش رادیواکتیو خانه‌های ناگازاکی را پوشاند

اکثر مرگ‌ها بر اثر بیماری حاد تشعشع، یک تا دو ماه پس از حملات رخ داد. برخی از بیماران از مرحله‌ی حاد بیماری بهبود یافتند اما چند سال بعد به دلیل سرطان‌ها و بیماری‌های دیگر ناشی از اثرات تأخیری آسیب تشعشع به سلول‌هایشان جان باختند.حتی افرادی که در حومه‌های دور هیروشیما و ناگازاکی زندگی می‌کردند، فاصله‌ی زیادی از مرکز انفجار داشتند، به دلیل بارش رادیواکتیو که خانه‌هایشان را پوشانده بود، دچار بیماری تشعشع شدند.

ادامه

خفقان، سروده دختر جوان ساکن غزه

براءه قندیل نویسنده و شاعری اهل غزه است. او علایق چندوجهی دارد و در زمینه‌های ترجمه، بازاریابی و توسعهٔ کسب‌وکار کار می‌کند. براء عاشق مطالعه و یادگیری زبان‌هاست. او رویای آیندهٔ بهتری را دارد که با عزیمت از غزه به مالزی برای تحصیل در کارشناسی ارشد بازاریابی آغاز می‌شود.

ادامه

ده‌ها هزار کودک هیروشیما در سکوت محو شدند

مهگان فرهنگ:مطالعات اجتماعی و پزشکی درباره کودکان بازمانده این فاجعه نشان داده‌ است که این کودکان، از یک سو به دلیل مواجهه مستقیم با انفجار و تابش‌های رادیواکتیو، دچار آسیب‌های جسمی گسترده‌ای مانند سوختگی‌های عمیق، شکستگی‌های استخوانی و بیماری‌های ناشی از پرتوهای یونیزان شدند، و از سوی دیگر، تروماهای روانی و اجتماعی عمیقی را تجربه کردند. بسیاری از این کودکان یتیم شدند یا اعضای خانواده‌شان را از دست دادند؛ از نظر اجتماعی منزوی شدند و حتی به دلیل تغییرات ظاهری ناشی از سوختگی‌ها و بیماری‌ها، در جامعه مورد تبعیض قرار گرفتند.

ادامه

مهاجرت به‌مثابه‌ تثبیت دیگری

مهاجرت، اغلب به‌مثابه‌ی گسست در نظر گرفته می‌شود؛
گسست از مکان، از تاریخ، از امنیت، از زبان.
اما در سطحی عمیق‌تر، مهاجرت نه گسست، بلکه افشاگری‌ست.

ادامه

قصه زنان/ زیستن بر لبه‌ مرداب

نازنین حسن نژاد:در نخستین روزهای طبابتش در شهری دورافتاده، با زنانی روبه‌رو شد که هرکدام روایتِ یک زندگی در مرداب بود؛ زنانی که از دل ناکامی، طلاق، فقر و قضاوت سر برآورده بودند و حالا، حضور او را نه فقط به  عنوان یک پزشک، که انگار به‌عنوان شنونده‌ای بی‌طرف پذیرفته بودند. این روایتِ پزشکی جوان است از سحر و آرزو ؛ دو زنِ درگیر با مردسالاری، فقر و تبعیض و تلاش برای زندگی.

ادامه

مقابله با بی‌تفاوتی در باره غزه و مهاجران

شیرین احمدنیا:شاید هیچ‌یک از ما به‌تنهایی نتواند جلوی حملات ویرانگر در غزه  یا اعمال خشونت نسبت به مهاجران بی‌پناه را بگیرد، اما همه‌ی ما می‌توانیم صدا باشیم، حقیقت را فریاد کنیم، دروغ‌ها را رسوا سازیم، و حافظه تاریخی جامعه را زنده نگه داریم. بی‌تفاوتی در برابر نسل‌کشی، یا مهاجرستیزی یا سایر اشکال ضعیف‌کشی، زخم اخلاقی عمیقی است که اگر درمان نشود، همه‌ی ما را شریک جرم خواهد کرد ـ حتی اگر سلاحی در دست نداشته باشیم. اینک این انتخاب ماست که اراده کنیم در طرف درست تاریخ بایستیم یا خیر.

ادامه

من، مادرِ خیالیِ تمامِ کودکانِ بی‌مادرِ غزه هستم

من در خیالم دستِ تمامِ کودکان غزه را می‌گیرم و می‌برمشان کنارِ دریا، پر از پرچین‌های سرسبز‌… با یک آسمانِ آبی که در آن هیچ کودکی بی‌مادر نیست. بی‌پدر نیست. جنازه‌ی خواهر و برادرش را ندیده است. جایی که هیچ بچه‌ای، نمی‌داند «گرسنگی» یعنی چه؟

ادامه

آیا افغانستانی‌ها از یارانه پنهان استفاده می‌کنند

طبق آمار رسمی دولت و بخش‌های مختلف مربوط، دولت ایران سالانه دست کم ۱۱۰ میلیارد دلار صرف یارانه‌ی ضمنی می‌کند، یعنی جدا از یارانه‌ی نقدی؛ میزان تفاوت قیمت انرژی و خدمات که در ایران ارائه می‌شود، با قیمت جهانی. اگر با تمام اوصافی که شد، این مبلغ ۴۴۷ هزار میلیارد تومان را هم بپذیریم، که -قطعاً کمتر از این‌هاست- یعنی سهم اتباع افغانستانی از یارانه‌های ضمنی ۰/۰۵۳ درصد است؛ پنجاه و سه هزارم درصد از مبلغی که تا پیش از راه افتادن این موج غیر انسانی، غیر اخلاقی، غیر عقلانی و صدالبته غیر قانونی، بسیاری از ایرانیان از اساس منکر وجود آن بودند که البته بخش زیادی از مهاجران که به شکل قانونی در ایران زندگی می‌کنند و برای هر قدمی که برمی‌دارند پول و عوارض پرداخت می‌کنند، در واقع با بخشی از عوارضی که پرداخت می‌‌کنند، سهم خود از این یارانه‌ی ضمنی را نیز پرداخت می‌کنند.

ادامه

منطقی که رنج مردمان خاورمیانه را تداوم می‌بخشد

بعد از دو سده استثمار، استعمار و نسل کشی و جنگ درسی که می توان از سرنوشت اروپا گرفت، ساختن سازمانی نعل به نعل بر اساس منطق آنها نیست، بلکه خوداندیشی جدی بر ناکارآمدی منطقی است که رنج را بر مردمان خاورمیانه متداوم کرده و ثبات را از میان برده است. شاید دیگر وقت آن است که منطق تازه ای متولد شود و صلح و آزادی را دوباره تعریف کند تا اداره معطوف به قدرت انسان رنجور خاورمیانه ای را جهت تازه ای ببخشد.

ادامه