بنیاد فهیم دشتی، حامی خبرنگاران افغانستان/گفت و گو با مروه و سیاره دشتی

همسر فهیم دشتی، سیاره، و دختر ۱۹ ساله­ شان، مروه، اکنون در کانادا زندگی می­کنند، اما همچنان تماس خود با همکاران دشتی را حفظ کرده ­اند. آن­ها بنیاد فهیم دشتی (FDF) را به آن امید تاسیس کردند تا یاد و میراث دشتی در دنیای خبر را زنده نگه دارند. امید دارند تا بنیاد فهیم دشتی دسترسی به امکانات و اطلاعات را برای خبرنگارانی که هنوز در افغانستان کار می­کنند فراهم کند.سیاره همسر فهیم دشتی گفت: «در حال حاضر، وضعیت آزادی مطبوعات در افغانستان وخیم است. تلاش‌های طالبان برای کنترل مطبوعات آزاد نه تنها شامل تحمیل سانسور می شود، بلکه به اجبار رسانه‌ها برای انتشار اطلاعات نادرست ارائه‌شده توسط آنها هم کشیده شده است.»

ادامه

آثار مهاجر ستیزی بر زندگی افغانستانی ها و ایرانی ها/زنان و کودکان، قربانیان اصلی مهاجر هراسی

پیمان حقیقت طلب، مدیر پژوهش انجمن غیردولتی دیاران می‌گوید که در سه ماه اخیر افغان‌ستیزی  شدت یافته  و این موضوع می‌تواند به شکلی جدی و طولانی مدت بر زندگی افغانستانی‌ها در ایران اثر بگذارد؛ سایه ای از خشونت. این خشونت می‌تواند بازماندگی از تحصیل برای کودکان مهاجر باشد و یا ایجاد شرایطی پر از ناامنی برای یک خانواده و یا حتی از دست رفتن جان یک انسان. با پیمان حقیقت طلب، مدیر پژوهش انجمن دیاران در این باره گفت و گوی تفصیلی کرده ایم تا  از زاویه متفاوتی به موضوع مهاجران در ایران نگاه کنیم.

ادامه

اعلام همبستگی بیش از پانصد فعال مدنی، روزنامه‌نگار و هنرمند با مهاجران و پناهندگان افغانستانی در ایران

خطر واقعی را نه در پناه دادن به انسان‌های بی‌پناه، که در نزول ارزش‌های انسانی و عدالت و برابری، نادیده‌انگاری حقوق انسانی و شهروندیِ ضعیف‌ترین قشرهای جامعه و کرخت شدن وجدان عمومی در برابر رنج میلیون‌ها انسانِ قربانیِ ظلم‌هایِ تاریخی‌ می‌دانیم. اجازه ندهیم عده‌ای با سوءاستفاده از معضلات کنونی کشور، تخم نفرت، خشونت، تبعیض و مهاجرهراسی بکارند و ما را به ورطه نژادپرستی و نفرت‌پراکنی بکشانند، که حاصلی جز افزایش سطح تنش و خشونت در جامعه نخواهد داشت. اجازه نمی‌دهیم سیاست‌گران قدرت‌طلب یا سیّاسان فرصت‌طلب که میهمان چندروزه‌اند و منافع‌شان در تفرقه‌افکنی و دیگری‌هراسی است، میدان‌دار فضای فرهنگی جامعۀ ما شوند و این جامعۀ صلح‌طلب را که از کودکی زمزمه می‌کند «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند»، به بیراهه خشونت و نفرت و نژادپرستی ببرند.

ادامه

مصاحبه با رییس کمیته نوبل صلح/ اتفاقات سال گذشته در تصمیم گیری ما بسیار تاثیرگذار بود

دفتر رسانه ای کمیته نوبل صلح با رئیس این کمیته خانم بریت ریس اندرسن* مصاحبه ای کرده است و از او سوالاتی در باره دلایل اهدای این جایزه به نرگس محمدی، فعال حقوق بشر پرسیده است.خانم اندرسن گفته است :«این تصمیم به خاطر اتفاقاتی بوده که طی یک سال گذشته در ایران رخ داده است. این اتفاقات یکی از معیارهایی بوده که در وصیت نویل هم مطرح شده بود. تاکید می کنم اتفاقات سال گذشته در تصمیم گیری کمیته نوبل بسیار تاثیرگذار بود. هنگامی که یک دختر جوان در بازداشت گشت ارشاد کشته شد، صدها هزار ایرانی به خیابان ها ریختند و اعتراض خود را ابراز کردند. شعار آنها هم زن زندگی آزادی بود که واقعاً مصداق آن چیزی است که نرگس محمدی برای آن مبارزه می کند. »

ادامه

دفاع از حقوق شهروندی و زنان مرز ندارد

شورانگیز داداشی:برای درک دقیق سیاست طرد اجتماعی در خصوص مهاجران در ایران، فقط به یک نمونه به عنوان مثال توجه کنید که چگونه این سیاست‌ها، توانمندی‌ها و حقوق شهروندی اتباع و مهاجرین را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. مریم منصف، سیاستمدار افغانستانی، متولد ۱۳۵۹ در مشهد و از مهاجران افغانستانی است که در ایران شناسنامه و فرصت حضور در مدارس ایرانی را نداشت اما بعد از مهاجرت به کانادا، در کابینه دولت جاستین ترودو به عنوان وزیر زنان و برابری، وزیر توسعه اقتصاد روستایی و وزیر نهادهای دموکراتیک فعالیت کرد.

ادامه

الهه محمدی به خاطر نوشتن این گزارش در زندان است

مژگان افتخاری و امجد امینی، کنار گودال، روی تل خاک نشسته و فریاد می‏زدند. امجد نیمه‌هوشیار بود که او را به درمانگاه بردند. او طاقت مرگ ژینا را نداشت که «دخترم خود زندگی بود، مرگ به او نمی‏آید خانم». و مژگان دست‏ها را می‏برد زیر خاک، می‏پاشید به بالا و می‏گفت: «ژینا بلند شو، ببین این مردم برای تو آمده‌اند. تو تک‌دختر من بودی، دختر من نمی‏ترسید، تو چرا ترسیدی؟ گل پرپر ما رفت… ژینا فدایت شوم. ما کنار تختت نفس به نفست می‏دادیم، تو الان اینجا چه می‏کنی؟»

ادامه

چند روایت از مصایبی که زنان تحمل کردند، یکسال پس از جنبش مهسا

آذر نظریه راد:نگاهی به این خرده روایت‌های زنانه که احتمالا با تغییر جزییاتی برای بسیاری دیگر رخ داده، نشان می‌دهد که «اجبار» فصل مشترک همه آنها ست اما اشتراکی که در این روایت‌ها بیشتر اهمیت دارد، استفاده از اهرم‌هایی است که شاید در ظاهر موجه به نظر بیاید اما در بطن آن القای «مساله‌دار بودن و تنش‌زا بودن حضور زنان در مکان عمومی» است. در این تصویر‌سازی شهروندان بخشی از پازل حکومت را تکمیل می‌کنند. آنها نیز از سوی حکومت با ابزارهای سرکوب مستتر مجبور به همراهی علیه زنان هستند. این رویکرد می‌تواند به خانه‌نشین کردن زنان منجر شود و به مرور انزوای مد نظر حکومت را رقم بزند. انزوای نیروهای اجتماعی و فردی که به قول هانا آرنت مساعدترین زمینه ارعاب و در ضمن همیشه نتیجه آن است.

ادامه

بیانیه جمعی از کنشگران مدنی و فعالان حقوق زنان در محکومیت بازداشت‌های اخیر فعالان در گیلان

بازداشت جمعی از فعالان حقوق زنان و فعالین سیاسی در گیلان (متین یزدانی، جلوه جواهری، شیوا شاه‌سیاه، نگین رضایی، زهره و زهرا دادرس، یاسمین حشدری، فروغ سمیع‌نیا، آزاده چاوشیان، واحده خوش‌سیرت، سارا جهانی و هومن طاهری) و تکرار سناریوهای بی‌اعتبار درباره آن‌ها توسط وزارت اطلاعات و رسانه‌های وابسته به نهادهای امنیتی، از جمله فشارهای اخیر بر فعالان مدنی است

ادامه

آن شب شوم، و صبح سیاهتر از شبش/روایتی از شب سقوط کابل و روزهای بعدش

حس می کردم کوهی به بزرگی «آسمایی»(نام کوهی در کابل) روی سینه ام قرار دارد و راه نفسم را بسته است. تمام آن سال های سیاه کودکی ام جلو چشمانم جان گرفته بود.  انبوه کتاب و دفترچه های خاک گرفته مکتبم کنج کمد دیواری.تمام آن شب شوم که دنیا به امید سپیده دم آن راحت خوابیده بود، من و زنان کشورم حتی پلک روی هم نگذاشته بودیم و صبح سیاه تر از شبش را خسته و بغض آلود به صبح رساندیم .

ادامه

به خاطر نیلوفر حامدی که با هر گزارشش نوری می‌تاباند

آزاده صادقی:نه به خاطر اینکه چند سال قبل سر نیلوفر حامدی داد زده بودم، نه! به خاطر اینکه او را روزنامه نگاری حرفه ای، متعهد و با مسئولیتی می دانستم که با هر گزارشش نوری می‌تاباند به روزنامه‌نگاری ایران. گزارش‌های نیلوفر حامدی همیشه پر بود از دغدغه‌مندی. الهه محمدی هم همینطور، فروتن و بی‌ادعا. هنوز گزارش بی‌نظیرش به نام «قتل با اسم رمز ناموس» را به یاد دارم، سطر سطرش را از برم. طوری می‌نوشت که انگار خودش آن درد را زندگی کرده بود.

ادامه