الهه محمدی به خاطر نوشتن این گزارش در زندان است

مژگان افتخاری و امجد امینی، کنار گودال، روی تل خاک نشسته و فریاد می‏زدند. امجد نیمه‌هوشیار بود که او را به درمانگاه بردند. او طاقت مرگ ژینا را نداشت که «دخترم خود زندگی بود، مرگ به او نمی‏آید خانم». و مژگان دست‏ها را می‏برد زیر خاک، می‏پاشید به بالا و می‏گفت: «ژینا بلند شو، ببین این مردم برای تو آمده‌اند. تو تک‌دختر من بودی، دختر من نمی‏ترسید، تو چرا ترسیدی؟ گل پرپر ما رفت… ژینا فدایت شوم. ما کنار تختت نفس به نفست می‏دادیم، تو الان اینجا چه می‏کنی؟»

ادامه

داستان چند قربانی اسیدپاشی؛از گلجان و سمانه و میمنت تا صیاد و محسن

ترانه بنی یعقوب:گلجان تاجیک ۳۹ ساله، اهل کشور افغانستان یکی از قربانیان اسیدپاشی است که برای اولین بار به انجمن آمده است. گلجان و بهاره دختر۱۱ ساله‌اش قربانی اسیدپاشی شوهرش شده‌اند. شوهر ۷۰ ساله روی صورت‌شان اسید پاشید و بعد هم ناپدید شد. او اصرار داشت گلجان و بچه‌هایش را با زور به افغانستان برگرداند، چون معتقد بود طالبان سر کار آمده‌ و حالا دیگر وقت بازگشت به وطن است، اما گلجان که ۲۰ سال در ایران زندگی کرده،

ادامه

چرا شکایت از متجاوز برای زنان سخت است

پویه مددی:زنان قربانی تجاوز، تمایل بسیاری به محکمه متجاوز خود دارند اما متاسفانه برخورد خانواده، حفظ آبرو و اینکه از نظر عرف و جامعه خود زنان متهم می شوند که سهل انگاری کرده اند و بیشتر مواظب خودشان نبوده اند و چرا لباس خاصی را پوشیده اند تا باعث آن اتفاق شوند.  زنان قربانی تجاوز در چندین جبهه باید بجنگند دستگاه قضا را مجاب کنند که قربانی یک تجاوزند، به خانواده تفهیم کنند که تقصیری در این ماجرا ندارند.

ادامه

آینده تاریک زنان افغانستان زیر سایه حاکمیت سیاه طالبان

معصومه مهاجر:طالبان به عنوان یک گروه تندرو در کمتر از دو سال حاکمیت نامشروع شان ۴۰ فرمان زن ستیزانه را در افغانستان صادر و اجرا کرده اند

ادامه

زنان حاشیه نشین، سپیده رشنو و مهسا امینی

از زمانی که خبر مهسا (ژینا)امینی آمد به وضعیت زنان حاشیه‌نشین فکر می‌کنم که اگر زیر مشت و لگد شوهر معتاد می‌ماندند حتی یک گشت شبانه به دادشان  نمی‌رسید؛ اگر شوهر معتاد اراده می‌کرد می‌توانست معتادشان کند. عجیب است که آن‌سوی شهر زنان دردمندی هستند که نیاز به تأمین امنیت دارند؛ اما هیچ گشتی در آن مناطق فعالیت ندارد و گاه حتی بهزیستی  و اورژانس اجتماعی  از ورود به مناطق آسیب‌دیده از فقر و اعتیاد اجتناب می‌کند. اما این‌سوی شهر درست در میدان‌ها و خیابان‌ها و مترو ها که اغلب محله‌های تردد قشر فقیر و متوسط است گشت‌های ارشاد به دنبال ارشاد اجباری زنان هستند.

ادامه

روایت فاطمه از روزی که طالبان به کابل آمد

عصر همان روز حدود ساعت سه رفته بودم از دکان ترکاری (سبزی) بخرم، دکاندار گفت :طالبان را دیده ای؟ گفتم کجاست؟ گفت لب سرک(خیابان)، از این شیشه دیده می شه. به پشت دکاندار رو به شیشه نگاه کردم، یک نفر مسلح با چهره‌ای پوشیده ایستاده بود. اهمیتی ندادم. دکاندار گفت: رفته‌اند منزل هشت. خانه یکی از این دولتی‌ها را نام گرفت. ترسم بیشتر شد که داخل بلاک (بلوک) شدند. منتظر بودم زودتر خریدهایم را بدهد تا بروم. همین که بیرون شدم پیش دروازه دکان زن همسایه را دیدم که گفت طالبان داخل بلاک هستند به منزل هفت رفتند. پرسیدم: هفت یا هشت؟ گفت: هفت.برق نبود. لفت (آسانسور) ساختمان خاموش و من نفهمیدم هفت طبقه را چطور یک‌نفس دویدم. به خانه‌مان که رسیدم هر چه در زدم کسی در را باز نکرد. من که همین ده دقیقه قبل آمدم بیرون. چه شده همین چند دقیقه؟ حس می‌کردم الان قلبم از حرکت می‌ایستد. حتی گریه‌ام هم نمی‌آمد.

ادامه

اگر هم زن باشی و هم معتاد و هم کارتن خواب

مریم افرافراز:زن بودن و معتاد بودن و اگر به این بودن‌ها کارتن خوابی هم اضافه بشود تبدیل می‌شوی به موجودی دو پا که جایی از زمین را گرفته باشد به نوعی انگار نامریی می‌شوی و در برابر چشمانی که باید به بهداشت و درمان و مسکن تو بیندیشند و در واقع به اینکه چرا اعتیاد در ایران به این اندازه فراگیر است؟ چرا مواد در حاشیه شهرها که  حتی برخی قدرت خرید نان را ندارند به راحتی در دسترس است؟

ادامه

سرریز شدن فاضلاب در زندان زنان قرچک، هوای آلوده و سمی/سلامت و جان زندانیان در معرض خطر جدی

هوای سمی و آلوده زندان قرچک همه زندانیان را در معرض خطر ابتلا به انواع بیماری ها قرار داده است. وضعیت تنفسی و جسمی بعضی از زندانیان با بیماری های پیشینی از جمله عالیه مطلب زاده و نرگس محمدی به شدت نگران کننده است. با سرریز شدن فاضلاب زندان و گسترش حشرات موذی در محیط زندان گزش حشرات موذی باعث بروز انواع بیماریهای عفونی و مسری شده است.

ادامه

خانه امن کجاست/نه به فراموشی

فاتیما باباخانی موسس خانه امن مهر شمس آفرید می گوید:«خانه های امن ابزارهایی کارآمد و قانونی در کاهش و توقف خشونت های خانگی هستند.به این علت که خانه امن تنها نهادی است که زنان خشونت دیده می توانند در امنیت به تحصیل، کار و زندگی بپردازند.»تعداد محدود خانه های امن در کل کشور از جمله عواملی است که باعث می شود زنان بیشتر در محیط های خشونت بار بمانند.ما در کل کشور حدود ۳۰ خانه امن دولتی داریم(یعنی کمتر از یک خانه امن به ازای هر استان)داریم.

ادامه

شب اول هجده سالگی و قوانین تبعیض آمیز

شب اول هجده سالگی، داستان زنی را روایت می‌کند که تنها سرپرست دختری هجده ساله است. دختری باهوش که به سختی برای کنکور و قبول شدن در رشته پزشکی تلاش می‌کند. این دختر طی حادثه‌ای توسط برادر یکی از همکلاسی‌هایش کشته می‌شود و مادرش به تنهایی به دنبال قصاص مجرم می‌رود. در این تکاپو وی باخبر می‌شود که باید نیمی از مبلغ دیه را بپردازد و اوج داستان در جایی است که تقابل وی را با قاضی پرونده به تصویر می‌کشد.

ادامه